جنگ نرم= جهاد نرم این ویلاگ مروج ومدافع تفکر اصولگرای پایبند به اسلام ناب، امام ، شهدا، و مقام معظم رهبری است. واز اصول اسلام، انقلاب،آرمان شهدا،وراه امام و رهبری دفاع می نماید. وابسته به هیچ گروه یا جریان سیاسی نیست . ( استفاده از مقالات با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است ) tag:http://roohollah.mihanblog.com 2019-09-12T23:24:04+01:00 mihanblog.com عدم اجرای توصیه‌های FATF پایان جهان نیست 2019-01-28T18:47:19+01:00 2019-01-28T18:47:19+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/240 روح الله اژدری محمدباقر قالیباف: به تأخیر انداختن تصمیم گیری درباره پیوستن به کنوانسیون پالرمو در مجمع تشخیص مصلحت نظام، به دلیل اهمیت FATF به عنوان یک ساختار کلی بود، یعنی پالرمو به تنهایی موضوعیت نداشت و باید در نسبت  با FATF بررسی می‌شد. وقتی مقدمات و لوازم گرفتن یک تصمیم درست و بهتر فراهم نیست، حجت و دلیلی برای تعجیل وجود ندارد. تصویب شتاب‌زده کنوانسیون پالرمو یا رد چشم بسته آن، هر دو مظاهری از تصمیم‌گیری ناقص و نادرست هستند. بنابراین در شرایطی که تعداد قابل توجهی از اعضای مجمع تشخ
محمدباقر قالیباف:
به تأخیر انداختن تصمیم گیری درباره پیوستن به کنوانسیون پالرمو در مجمع تشخیص مصلحت نظام، به دلیل اهمیت FATF به عنوان یک ساختار کلی بود، یعنی پالرمو به تنهایی موضوعیت نداشت و باید در نسبت  با FATF بررسی می‌شد. وقتی مقدمات و لوازم گرفتن یک تصمیم درست و بهتر فراهم نیست، حجت و دلیلی برای تعجیل وجود ندارد. تصویب شتاب‌زده کنوانسیون پالرمو یا رد چشم بسته آن، هر دو مظاهری از تصمیم‌گیری ناقص و نادرست هستند. بنابراین در شرایطی که تعداد قابل توجهی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، حجت شرعی و عقلی برای قبول یا رد نداشتند یا اینکه به هر دلیلی احساس می‌کردند ابعاد موضوع به خوبی بحث و بررسی نشده است. درخواست فرصت بیشتر، بهترین گزینه بود.

اما چنین تصمیمی، یعنی تصمیم به این‌ که فعلاً تصمیم نگیریم، مزیت دیگری هم از منظر مردم سالاری دینی دارد. ما با اعتقاد عمیق به اسلام سیاسی و جایگاه بی‌بدیل ولایت فقیه در آن، ساز و کارهایی برای اداره کشور طراحی و پیاده کرده ایم و لازمه اداره کارآمد کشور این است که همه جریان‌های سیاسی به این ساز و کار و نتایج برآمده از آن پایبند باشند، حتی اگر این نتایج موقتاً به نفع آنها نباشد. گفت‌وگو و چانه‌زنی، بخشی از سازوکار تصمیم گیری در یک نظام مردم‌سالاری دینی است. اما دو قطبی کردن شدید فضای سیاسی درباره یک موضوع، باعث می‌شود فقط صداهایی که بلندتر بوده شنیده شوند و مهلت چندانی برای اقناع و تبادل اطلاعات مفید و شناخت بهتر از پدیده وجود نداشته باشد. خروجی نظام تصمیم‌گیری برای ما مهم است، اما در کنار آن باید توجه داشت که خروجی بهتر، ماحصل ورودی و فرآیند بهتر در تصمیم‌گیری است. اگر ما اطلاعات کافی و شفاف درباره یک موجودیت مثل FATF و اجزای آن نداشته باشیم، آیا می‌توانیم به یک تصمیم بهتر و قابل دفاع برسیم؟

وضعیت ما الان این‌گونه است. موافقان در حالی برای تصمیم‌گیری عجله دارند که مخالفان احساس می‌کنند هنوز دغدغه‌های جدی آنها پاسخ داده نشده است. عمده بحث هایی که تاکنون صورت گرفته، معطوف به چرایی بوده است.

موافقان گفته‌اند چرا باید الزامات FATF را اجرا کرد و مخالفان گفته‌اند چرا نباید اجرا کرد. اما به صورت جدی بحث نشده است که اگر پیوستیم چه مسیر و تهدیدات و چالش‌هایی پیش روی ماست یا اگر نپیوندیم، چه گزینه‌های جایگزینی داریم. چرایی حتماً مهم است، اما متوقف شدن در آن به ضرر تصمیم‌گیری بهتر است. ما یک گام مهم در راه تصمیم‌گیری بهتر برداشته‌ایم و آن بحث درباره چرایی پذیرش یا عدم پذیرش است. اما یک گام دیگر باقی مانده است و آن تجزیه و تحلیل و بررسی چگونگی اجرا یا عدم اجرای الزامات یا توصیه‌های FATF است. قطبی کردن فضای بحث یا نگاه صفر و یک داشتن به ماجرا، هر کدام آفت‌های خاص خود را دارد.

عدم اجرای توصیه‌های FATF پایان جهان نیست، ضمن این‌که پذیرش آن هم باعث نخواهد شد بخش اعظم مشکلات اقتصادی و حتی مشکل تعامل بانکی ما با سایر کشور‌ها حل و فصل شود. همگان اذعان دارند تحریم های ظالمانه و یک جانبه آمریکا به مراتب مهمتر از اجرا یا عدم اجرای توصیه‌های گروه اقدام مالی است. پذیرش این توصیه‌ها در برخی موارد با اصول اعتقادی و حتی آرمان‌های جمهوری اسلامی اصطکاک دارد و لذا باید بپذیریم با یک تصمیم بسیار مهم و حیاتی مواجهیم. نه تنها مسئولان که بخشی از مردم هم نگران هستند وقتی پذیرفتیم با یک تصمیم سخت مواجهیم، ناگزیر هستیم زمان بیشتری برای شناخت ابعاد مختلف موضوع اختصاص دهیم. به همین دلیل در شرایط فعلی، پرداختن به چگونگی اجرا یا عدم اجرای توصیه‌های FATF  ضرورت بیشتری دارد و چه بسا با باز شدن این بحث، فضای دو قطبی فعلی، جای خود را به یک اجماع قوی‌تر درباره پذیرش یا عدم پذیرش بدهد. تردید نکنید که اگر مجمع تشخیص مصلحت نظام امروز (شنبه) درباره پیوستن به کنوانسیون پالرمو تصمیم می‌گرفت، این تصمیم فارغ از مثبت یا منفی بودن آن، ناقص بود؛ زیرا بخش قابل توجهی از موافقان و مخالفان به اطلاعات لازم درباره آن دست نیافته بودند. ما تصویری روشن و مورد اجماع درباره شرایط پس از ورود یا عدم ورود نداریم و موافقان و مخالفان برای رسیدن به یک تصمیم بهتر باید درباره این شرایط بحث و تبادل نظر کنند.
منبع:رسالت
]]>
گفتمان حلقه مفقوده جبهه انقلاب اسلامی 2018-11-16T11:13:23+01:00 2018-11-16T11:13:23+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/225 روح الله اژدری آنچه که یک جریان انقلابی را پویا و فعال نگه می دارد، داشتن یک نظم در گفتار و یا سخن غالبی است که مضمون اصلی اندیشه حاکم بر یک دوره تاریخی است. پدیده های سیاسی ، اجتماعی ، و فرهنگی ، اقتصادی یک جامعه معلول گفتار و سخن غالبی است که از درون خاستگاه مردمی شکل گرفته باشد. به طور معمول در هر جامعه ای گفتمانهای مختلفی وجود دارد که بسته به بستر خود دارای قدرت نفوذ در افکار عمومی است که همواره میان این گفتمانها نوعی رقابت ، کشمکش و نزاع برای غلبه و برتری وجود دارد. به طور مثال در نظام آنچه که یک جریان انقلابی را پویا و فعال نگه می دارد، داشتن یک نظم در گفتار و یا سخن غالبی است که مضمون اصلی اندیشه حاکم بر یک دوره تاریخی است. پدیده های سیاسی ، اجتماعی ، و فرهنگی ، اقتصادی یک جامعه معلول گفتار و سخن غالبی است که از درون خاستگاه مردمی شکل گرفته باشد. به طور معمول در هر جامعه ای گفتمانهای مختلفی وجود دارد که بسته به بستر خود دارای قدرت نفوذ در افکار عمومی است که همواره میان این گفتمانها نوعی رقابت ، کشمکش و نزاع برای غلبه و برتری وجود دارد. به طور مثال در نظام جمهوری اسلامی گفتمان اصلاحات ، و گفتمان اصولگرایی به منظور کسب قدرت همیشه در حال جدال و کشمکش هستند. اگر بخواهیم خواستگاه اصلی گفتمان اصلاحات لیبرال را تعریف کنیم خواستگاهی جز عالم نفسانی بشر ندارد. به همین خاطر است که تاکید بر لیبرالیسم در همه حوزه ها برای تغذیه نفسانیات یک اصل انکار ناپذیر است.لذا اصلاح طلبان با درک اینکه این گفتمان یک گفتمان غالب جهانی است و برای انسان جذابیت دارد در دوره های مختلف  از طریق خلق و تولید خرده گفتمان ها، تلاش می کنند با طرد دیگر گفتمان ها، بخصوص گفتمان انقلاب اسلامی  غلبه و تسلط گفتمانی خود در جامعه  را حفظ نماید.اما حدود 30سال حاکمیت گفتمان التقاطی اصلاحات که بیشتر رنگ و بوی لیبرالی داشته است امروز نتیجه تلخ آن آشکار شده و مردم تلخی فقر ، فساد و تبعیض را بخوبی درک می کنند. گفتمان انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) در حالی شکل گرفت که مردم در فقر، فساد و تبعیض حکومت پهلوی گرفتار شده بودند و به امام لبیک کفته و تا آخر ماندند. اگرچه انقلاب رژیم پهلوی را از بین برد اما تفکر غربزده های شیفته لیبرال سرمایه داری از بین نرفت و با پوستین جدید همان سیاست ها را در جمهوری اسلامی پیاده کرده و می کنند. لیبرالهای به ظاهر مذهبی  با بی شرمی تمام دم از اصلاح انحرافاتی می زنند که خود مسبب آنند.  این در حالی است که قشر انقلابی و حزب الله که خود دردکشیده  همین فقر و فساد و تبعیض است باید داعیه دار مطالبات مردمی باشد.لیبرالیست ها با پیش دستی تلاش می کنندنارضایتی  مردمی را نتیجه ناکارآمدی  نظام معرفی کنند در حالی که مردم نتیجه عملکرد آنها را درو می کنند. امروز مطالبه غالب مردم عدالت و مبارزه با فقر و فساد و تبعیض است. این همان گفتمانی است که امام و رهبری معظم انقلاب داعیه دار انند لذا باید جبهه انقلابی از درون خواست و مطالبه ملت گفتمان خود را انتخاب کند . با این کار اول هم حرف و سخن مردم زده و هم شنیده می شود. دوم سرمایه داران بی درد و لیبرال های مدافع سرمایه داری در قدرت مجبور به تعظیم در مقابل مردم و جبهه انقلابی خواهند بود. گفتمانی اثرگذار است که پشتیبانی مردمی ، هدایتگری ولایی داشته باشد و از یک نظم در بیان و سخن غالب درفضای عمومی جامعه برخوردار باشد. به نظر می رسد در جبهه انقلابی کشور به دلیل محافظه کاری شدید فرصت سوزی می شود و به همین دلیل گفتمان عدالت طلبی و مبارزه با فقر ، فساد و تبعیض آلت دست عناصر انحرافی می گردد. نیروهای انقلابی ، ائمه جمعه و جماعات، حزب الله، ولایتمداران، دل سوزان نظام نباید بگذارند مطالبه  عدالت در میان گرد وغبار فتنه و اغتشاش به فراموشی سپرده شود و یا توسط عده ای لیبرال مسلک به ناحق مصادره گردد. ]]> اربعین نماد قدرت افکنی شیعه 2018-10-16T19:53:58+01:00 2018-10-16T19:53:58+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/239 روح الله اژدری ]]> جنگ اقتصادی و اولویت‌ها 2018-07-27T18:24:47+01:00 2018-07-27T18:24:47+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/238 روح الله اژدری دکتر ابراهیم رزاقی: هنگامی‌که کشوری با تهاجم همه‌جانبه نظامی دشمن مواجه شده و تمامیت ارضی و امنیت ملیاش به خطر می‌افتد، اولین و مبنایی‌ترین اصل منطقی و عقلانی عبارت است از اولویت‌بخشی به دفاع و سپس قرار گرفتن در آرایش حمله. اگر بپذیریم که آماج جنگ عظیم اقتصادی دشمن قرارگرفته‌ایم و به دلیل فقدان آینده‌نگری و اهمال برخی دستگاه‌ها در انجام وظایف، دچار محدودیت‌ها و کمبودهایی هستیم، چاره‌ای جز اولویت‌بندی راهکارهای دفاع نداریم، چراکه طبق مواضع اعلامی و اعمالی سیاستمداران آمریکایی، جمهوری اسلامی دکتر ابراهیم رزاقی: هنگامی‌که کشوری با تهاجم همه‌جانبه نظامی دشمن مواجه شده و تمامیت ارضی و امنیت ملیاش به خطر می‌افتد، اولین و مبنایی‌ترین اصل منطقی و عقلانی عبارت است از اولویت‌بخشی به دفاع و سپس قرار گرفتن در آرایش حمله. اگر بپذیریم که آماج جنگ عظیم اقتصادی دشمن قرارگرفته‌ایم و به دلیل فقدان آینده‌نگری و اهمال برخی دستگاه‌ها در انجام وظایف، دچار محدودیت‌ها و کمبودهایی هستیم، چاره‌ای جز اولویت‌بندی راهکارهای دفاع نداریم، چراکه طبق مواضع اعلامی و اعمالی سیاستمداران آمریکایی، جمهوری اسلامی در معرض شدیدترین و وحشیانهترین موج تحریم‌ها قرارگرفته است. بنابراین، مقابله مدبرانه و هوشمندانه با کارزار اقتصادی دشمن، اولین و اصلی‌ترین مسئله کشور به شمار می‌آید و هرگونه تصمیم‌گیری و اقدام باید با ملاحظه این اولویت راهبردی شکل گیرد. در این خصوص، دو نکته بسیار کلیدی بیش و پیش از هر چیز حائز اهمیت است.
اول: اگر به جنگ تعرفه‌ای میان آمریکا با اروپا و چین نیم‌نگاهی بیندازیم، درمی‌یابیم که حرف اول و آخر همه کشورهای درگیر در این جنگ، آن است که اولویت با تولیدات داخلی ماست و سرسختی اروپا بر صادرات فولاد و دیگر اقلام صنعتی به آمریکا که کار را به اختلافات سیاسی جدی با واشنگتن کشانده، بر منطق «پروتکشنیسم» یا حمایت از بازار و صنایع داخلی در مقابل صنایع و رقابت بازار خارجی استوار است.
 ترامپ هم در مقابل، با سردادن شعارهای اقتصادی مثل «آمریکایی، آمریکایی بخر» یا «اول آمریکا»، توانسته است که چتر ضخیمی بر سر تولیدات داخلی کشورش باز کند و با پرداخت یارانه‌های بسیار جذاب و هنگفت به تولیدکنندگان از یک‌سو و وضع تعرفه بر کالاها و مواد اولیه خارجی از سوی دیگر، تغییراتی در اقتصاد بدهکار آمریکا ایجاد نماید. 
جماعتی که امروز سنگ ارتباط با غرب را به سینه می‌زنند، ملاحظه نمی‌کنند که انگلستان چگونه انگلستان شد، آمریکا چطور به یک کشور صنعتی ارتقا یافت و آلمان چگونه توانست گوی رقابت را از دیگر کشورها برباید؟! 
سیاست حاکم بر آن‌ها به‌گونه‌ای هدفمند و با تعصب شدید بر حفظ صنایع بود که توانستند از رهگذر حمایت از کالاهای داخلی خود پیشرفت کنند و سکان‌داران اقتصادی این کشورها هر زمان که ضرورت اقتضا کرده، تدابیر حمایتی اعم از سیاست‌های تعرفه‌ای وضع کرده‌اند، هرچند که این حمایت، به قیمت ناراحتی و عصبانیت متحدانشان تمام شود. 
با این حساب، تعصب و حمایت صددرصدی از تولیدات داخلی، نقطه ثقل اولویت‌ها در جنگ اقتصادی است؛ جنگی که امروز همه کشورها به‌نوعی درگیر آن هستند و می‌کوشند که به هر ترتیب ممکن از آن پیروز خارج شوند. این در حالی است که در حال حاضر، عکس آن چیزی که در تمام نبردهای اقتصادی رایج است، در کشورمان اتفاق می‌افتد و تولیدکنندگان خود را همچون قایقرانی در مسیر آبشار می‌بینند که یا باید با تلاشی جان‌فرسا، در جهت مخالف آب پارو بزنند و خود را از مهلکه نجات دهند که غالب اوقات نمی‌توانند یا مثل بسیاری از صنایع که از بین رفتند، آن‌ها هم منتظر بمانند که چه زمانی از اوج رونق به ورطه ورشکستگی سقوط می‌کنند.
 اکنون شرایط به‌گونه‌ای است که معمولاًتولیدکننده برای تولید انگیزه ندارد و وقتی تولید برایش به‌صرفه نباشد، ترجیح می‌دهد که سرمایه خود را در امور غیرتولیدی ازجمله واردات بکار گیرد. با این وخامت اوضاع که محصول ندانم‌کاری عده‌ای در سال‌های گذشته بوده، متأسفانه می‌شنویم که برخی می‌گویند چرا باید مانع رقابت کالای ایرانی با کالای خارجی شویم؟! 
این عده یا از الفبای علم اقتصاد بی‌خبرند یا منفعتشان در واردات است وگرنه کدام ایرانی غیور حاضر می‌شود که در کشاکش جنگ اقتصادی، جیب جبهه مقابل را پر کند و به توان تهاجمی طرف مقابل بیفزاید ؟! روشن است که کالای ایرانی نیاز به حمایت دارد تا قدرت پیداکرده و بتواند با کالای خارجی رقابت کند و اگر چنین نشود و واردات افسارگسیخته مهار نگردد، رانت‌خواران و یقه‌سفیدها تک‌تازی کنند، طبقه متمول و متمکن با زد و بند از پرداخت مالیات فرار کنند، مفسدین جولان بدهند و دستگاه‌های تبلیغاتی، عزمی برای تشویق مردم به استفاده از تولیدات وطنی نداشته باشند، نتیجه آن می‌شود که تولید برای تولیدکننده نمی‌صرفد و به دلال تبدیل می‌شود. 
دوم: روستاها نقش بسیار استراتژیکی درنبرد اقتصادی بازی می‌کنند؛ به این دلیل که تأمین‌کننده مواد غذایی اساسی هستند و کشوری که در بحبوحه نبرد اقتصادی قرارگرفته، باید خیالش از بابت امنیت غذایی راحت باشد. حتی اگر بخش کوچکی از مایحتاج غذایی از خارج وارد شود، با کلید خوردن تحریم‌های بی‌سابقه آمریکا اثر قابل‌توجهی بر کشور خواهد داشت؛ که اگر مدریت نشود، خطرناک است. 
باید فرض را بر این بگذاریم که معامله تهاتری و یا هر کانالی برای بده بستان غذا در برابر صادرات نفت، مسدود است و باید هر چه آنچه نیاز داریم را در روستاها کشت کنیم، در غیر این صورت، احتمال اینکه بدخواهان این مرز و بوم در واردات غذا هم دست به شیطنت بزنند، وجود دارد. بر این اساس، یکی از وظایف اصلی نهادهای ذی‌ربط، ساماندهی و به‌روز کردن ساز و کار تولیدات کشاورزی برای بهینه‌سازی تولید مصرفی در داخل است، چون افزون بر وجه پایداری در برابر تحریم‌های غذایی، به افزایش اشتغال و معکوس شدن روند مهاجرت از شهرها به روستاها کمک شایانی می‌کند.
کشور ما با بهره‌مندی از مواهب طبیعی همچون اقلیم چهارفصل از چنان پتانسیلی برخوردار است که در صورت برنامه‌ریزی صحیح، علاوه بر خودکفایی در تأمین نیازهای داخلی، قادر است به قطب تولید و صادرات محصولات کشاورزی نیز تبدیل شود. در اقتصادهای برجسته دنیا نیز روستاها جایگاه ویژه‌ای دارند و در برخی از آن‌ها، امکاناتی که به روستائیان داده می‌شود، بعضاً حتی در اختیار شهرنشینان هم نیست.
 شریان حیاتی روستاها به‌قدری برای اقتصادهای پیشتاز مهم است که معتقدند اگر روستاها خالی از سکنه شوند، در نقطه مقابل، شهرهای مصرفی شکل می‌گیرند و به دنبال وقوع چنین پدیده‌ای، تأمین نیازهای ابتدایی مردم دشوار شده و مشکلات بسیار دیگری به وجود می‌آید که درنهایت، تورم، گرانی، افزایش بیکاری و سایر معضلات اجتماعی گریبان گیر جامعه می‌شود.
 راهکار پیشنهادی که بارها مطرح‌شده و کمتر گوش شنوایی برای آن یافت شده، این است که بجای اختصاص ارز برای واردات گندم، ذرت، حبوبات و .... یک‌سوم از قیمت آن به کشاورزان داده شود تا از گزند تهدیدات امنیت غذایی و مشکلات جانبی مثل محصولات ترا ریخته در امان بمانیم؛ راه‌حلی که لازمه آن فقط کمی تعصب ملی و انقلابی است.
هرچند اولویت‌های کشور در کشاکش جنگ اقتصادی بیش از موارد پیش‌گفته است، اما الزام به رعایت دو نکته کلیدی فوق‌الذکر، تضمین‌کننده برداشتن گام‌های بعدی است و می‌توان با پی‌ریزی زیرساخت استقلال کشور در صنعت و کشاورزی، دیگر جبهه‌های این نبرد را با توکل و جهاد خستگی‌ناپذیر فتح کرد.  ]]>
چگونگی مواجه با اعتراضات مردمی 2017-12-31T10:22:08+01:00 2017-12-31T10:22:08+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/224 روح الله اژدری در شرایطی که مردم از وضعیت فعلی اقتصاد کشور ناراضی هستند و اعتراضاتی را به حق نسبت به وضعیت معیشت و به طور کلی به اقتصاد دارند ، عده ای از مخالفان نظام در تلاشند با جهت دهی به این اعتراضات اهداف خود را محقق سازند . اهدافی که با خواست و گلایه بحق مردم هیچ همخوانی ندارد بلکه اعمال خشونت آمیز و تخریبگرانه ضد منافع ملی بوده و امنیت عمومی مردم را به خطر خواهد انداخت.عملکرد ناکارآمد اقتصادی مسئولین و اعمال افرادی که به این وضعیت دامن می زنند واقعیتی را رقم زده است که قابل انکار نیست



در شرایطی که مردم از وضعیت فعلی اقتصاد کشور ناراضی هستند و اعتراضاتی را به حق نسبت به وضعیت معیشت و به طور کلی به اقتصاد دارند ، عده ای از مخالفان نظام در تلاشند با جهت دهی به این اعتراضات اهداف خود را محقق سازند . اهدافی که با خواست و گلایه بحق مردم هیچ همخوانی ندارد بلکه اعمال خشونت آمیز و تخریبگرانه ضد منافع ملی بوده و امنیت عمومی مردم را به خطر خواهد انداخت.عملکرد ناکارآمد اقتصادی مسئولین و اعمال افرادی که به این وضعیت دامن می زنند واقعیتی را رقم زده است که قابل انکار نیست و شاهد موجی از اعتراضات مردمی در کشور هستیم.   لذا برای مواجهه صحیح با این واقعیت اجتماعی چند نكته را باید در نظر داشت:

1- باید فهم صحیحی از خاستگاه این نارضایتی‌ها و ماهیت آن داشت بسیای از منافقین و دشمنان کشور در داخل و خارج  فعال شده اند تا آدرس غلطی را برای خواستگاه این اعتراضات به مردم بدهند. هرگز انکار واقعیت، درمان و چاره مشکل نیست  .مسئولین دولتی نباید وضعیت کشور را با توهم رشد اقتصادی و تورم یک رقمی انکار کنند. فعال شدن گروه نفاق وسلطنت طلبان و ضد انقلاب داخلی و خارجی و شبکه های ماهواره ای در فضای واقعی و مجازی برای آدرس غلط دادن به مردم ، هوشیاری مردم و مسئولین کشور را می طلبد.

 

2- باید برای جدا كردن صف اكثریت با مطالبات معیشتی از اقلیت سیاسی یا ماجراجو و عامل دشمن چاره اندیشید و در این میان مسئولین و خود مردم باید بیش از همه هوشیار باشند. مردم مومن و انقلابی که خود از قشر مستضعفیند و هم اکنون دچار فشار اقتصادی هستند ، در شرایط فعلی نباید صحنه را خالی کنند تا عوامل دشمن از عدم حضور آنان سواستفاده نماید. حضور مسئولین و همراهی آنان از جمله ائمه جمعه و جماعات و اقشار حزب اللهی با مردم به خوبی می تواند هم خواست بحق مردم را مطرح سازد و هم فرصت را از عوامل دشمن و نفاق بگیرد.  

3 برای حل معضلات اقتصادی و پاسخ معتبر به خواسته‌های مردم مسئولین و به‌ویژه مدیران دولتی به میان مردم رفته گله‌مندی‌های آنان را استماع كنند و تدابیر دارای بازده كوتاه‌مدت را ارائه و اجرا نمایند. اكنون بیش از همیشه اجرای سریع و جهادی راهبرد اقتصاد مقاومتی باید در دستور كار قرار گیرد و مردم اثرات آن‌را در سفره معیشت خود مشاهده نمایند

4- قوه قضائیه بایدبرای تسکین درد و گلایه مردم در خصوص فساد موجود در ادارات ، سازمانها ، بانکها . موسسات پولی و اقتصادی قاطعانه و سریع عمل نماید و مفسدین واقعی را بدون توجه به وابستگی به آقایان و آقازادگان و قدرتمندان زر و زور و تزویر محاکمه علنی کرده و حد شرعی و قانونی را در جلو چشم مردم به اجرا درآورد.

5- رسانه ملی برای تنویر افکار عمومی باید میدان دار فضای رسانه ای کشور باشد و اخبار را بدون ملاحظه سیاسی    و با در نظر گرفتن منافع ملی ، دسته اول و شفاف در اختیار مردم قرار دهد تا فرصت از رسانه های معاند و دشمن گرفته شود.



]]>
از غرب دوستی تا غرب پرستی اصلاح طلبان 2017-12-01T07:36:58+01:00 2017-12-01T07:36:58+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/222 روح الله اژدری یکی از مشخصه ‌های اصلی انقلاب اسلامی و به تبع آن نظام جمهوری اسلامی که آن را از دیگر حکومت‌ ها و نظام ‌های سیاسی و حتی انقلاب ‌های دیگر متمایز می‌ کند، عدم وابستگی به جریان ‌های فکری حاکم بر ابرقدرت ‌های سیاسی است. در واقع شکل‌ گیری انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی در نفی نظام لیبرال سرمایه ‌داری به عنوان اصلی ‌ترین نحله فکری حاکم بر نظام‌ های سیاسی جهان بود. در شرایطی که تفکر حاکم بر جهان دین ‌ستیزی بود و تقریبا همگان از لزوم به حاشیه راندن دین از عرصه زندگی سخن می ‌گفتند و یکی از مشخصه ‌های اصلی انقلاب اسلامی و به تبع آن نظام جمهوری اسلامی که آن را از دیگر حکومت‌ ها و نظام ‌های سیاسی و حتی انقلاب ‌های دیگر متمایز می‌ کند، عدم وابستگی به جریان ‌های فکری حاکم بر ابرقدرت ‌های سیاسی است. در واقع شکل‌ گیری انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی در نفی نظام لیبرال سرمایه ‌داری به عنوان اصلی ‌ترین نحله فکری حاکم بر نظام‌ های سیاسی جهان بود.
در شرایطی که تفکر حاکم بر جهان دین ‌ستیزی بود و تقریبا همگان از لزوم به حاشیه راندن دین از عرصه زندگی سخن می ‌گفتند و جدایی دین از سیاست و سکولاریسم سکه‌ی رایج آن زمان بود؛ انقلاب اسلامی با صبغه‌ ی دینی و با نماد درهم‌تنیدگی دین و سیاست به وقوع پیوست.
از ابتدای انقلاب تاکنون جریان‌ های فکری و سیاسی ایران به چند دسته اصلی تقسیم می‌شوند که یکی از آن ‌ها جریانی است که مبانی فکری و سیاسی آن با مبانی فکری و سیاسی که انقلاب بر اساس آن‌ ها شکل گرفت فاصله قابل توجهی دارد و مولفه‌های فکری آن‌ها بیشتر با مولفه‌های غربی همخوانی دارد.
جریانی که امروز با نام اصلاحات شناخته می‌شود هرچند ریشه‌ی خود را جریان چپ سابق می داند که در ابتدای انقلاب بر مولفه ‌ها و مبانی اصلی انقلاب تاکید فراوانی داشتند، اما اصلاح‌طلبان امروزی رویکردی متفاوت با چپ‌ های ابتدای انقلاب دارند و بسیاری از مولفه‌ هایی که در ابتدای انقلاب، چپ ‌ها با آن شناخته می‌شدند، امروز دیگر نه تنها هیچ جایگاهی در بین اصلاح‌طلبان ندارد بلکه فاصله‌گیری و فراتر از آن تقابل اصلاح‌طلبان با شاخصه‌های مذکور واقعیت این روزهای حاکم بر این جریان است.
در واقع هویت اصلی جریان سیاسی موسوم به اصلاح‌طلب نه با گفتمان انقلاب بلکه با انگاره‌های غربی قابل تعریف است به طور کلی شاخص‌های اصلی این جریان را در این موارد می‌توان تعرف کرد:
1-این جریان به مبانی سیاسی لیبرال دموکراسی و سکولاریسم معتقد است و نسبت به درهم تندیدگی دین و سیاست باوری ندارد.
2- به تکنوکراتیسم غربی و عمل‌گرایی باور دارند.
3-به چارچوب های تفکر و عمل انقلابی اعتقاد چندانی ندارند.
4- در عرصه اقتصاد بیشتر خود را به مبانی اقتصادی غرب و همان لیبرال سرمایه داری غربی پایبند می دانند.
5-به طور کلی حاکمیت ظالمانه غرب بر جهان را پذیرفته اند.
6-انقلابی گری را تفکر احساسی دانسته و عمیقا بر این باورند که دوران انقلابی گری و تفکر احساسی سپری شده است.
7-به انجام امور فرهنگی توسط دولت باور چندانی ندارند و بیشتر به پلورالیسم معرفتی و به تبع آن پلورالیسم فرهنگی معتقدند.
8-اندیشه‌های سیاسی غرب را قبول داشته به طور کلی غرب گرایی، غرب باوری  و حتی در مواردی علقه‌های غرب پرستی دارند.
این ها مواردی است که آنچنان پنهان نبوده و در موضع گیری ها و رسانه های جریان مذکور کاملا مشخص است و حتی سیاسی این جریان برای انتقال دیدگاه فکری و سیاسی خود به بدنه جامعه اصرار دارد.
در شرایطی که اصول و مبانی اساسی انقلاب اسلامی و آرمان های امام خمینی(ره) بر مسائلی چون استکبارستیزی و به طور خاص مبارزه با آمریکا و صهیونیسم مبتنی است و مسائلی چون کمک به مستضعفان جهان، ساده زیستی و دوری از اشرافی گری و مواردی از این دست، از شاخصه های اصلی گفتمان امام و انقلاب محسوب می شود؛ جریان مذکور آشکار این مسائل را مورد هجمه قرار می دهد و در مواضع و رسانه های آن ها به طور بارز طرد و نفی این شاخصه ها مشهود است.
مع الاسف بخشی از اصلاح‌طلبان در این مسیر به قدری پیش رفته‌اند که در مواردی حتی از غرب‌زدگی هم عبور کرده‌اند و به غرب‌پرستی رسیده‌اند. به عنوان نمونه نوع مواجهه این جریان با مسئله خصومت های ایالات متحده آمریکا با مردم ایران که به ویژه در جریان مذاکرات هسته ای چهار سال اخیر بیش از گذشته خود را نشان داد، از جمله مصدایقی است که شوق و ذوق آن ها نسبت به غرب را حتی با وجود دشمنی های مکرر غربی ها با مردم ایران نشان داد.

آن ها در جریان توافق هسته ای و برجام، تمام عیار به بزک دشمن شماره یک مردم ایران پرداختند و طوری در موضع گیری ها و رسانه هایشان با مسئله برخورد کردند که در جبهه غرب و ایران آن ها بیش از آنکه برای تقویت جبهه ایرانی گام بردارند برای خود وظیفه بزک چهره دشمن و هموار کردن مسیر آن ها را تعریف کرده بودند.
آن ها در این مسیر به قدری جلو رفتند که مدیرمسئول یکی از اصلی ترین رسانه هایشان آشکارا از این مسئله پرده برداشت. مهدی رحمانیان صاحب امتیاز و مدیرمسئول روزنامه شرق در پاسخ به این سئوال که رسانه های اصلاح طلب مانند روزنامه شرق هموار کننده تحمیل برجام به مردم بودند و آن ها در این مسیر به طور غیرواقعی و مبالغه آمیز با مسئله ی برجام برخورد کردند، آشکارا به بزک دشمن اذعان می کند و می گوید: «من مبالغه را قبول دارم. این مبالغه‌ها باید می‌شد به این خاطر که فضا خیلی فضای تنگ و ترشی بود، دولت باید در حقیقت این موضوع را قدری بزک می‌کرد که بتواند حرفش را به کرسی بنشاند.»
این تنها یکی از نمونه هایی است که هویت غربی اصلاح طلبان را نشان می دهد و نمونه های مشابه این را به کرات می توان در رسانه های جریان مذکور دید؛ تا جایی که حالا دیگر می توان ادعا کرد که ستون فقرات فکری رسانه های این جریان بر اساس انگاره های غربی بنا شده است.
 
  ]]>
اشرافیت لیبرالیستی 2017-11-30T07:18:16+01:00 2017-11-30T07:18:16+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/221 روح الله اژدری مدیر اشرافی شاخ و دُم و سُم ندارد. مثل بقیه آدم هاست. فقط تلقی و تصورش از دیگران فرق می کند  و خود را متمایز از آنها می بیند. شخصیتش چنان ساخته شده که مسائل را متفاوت بلکه وارونه می بیند. مثلا باخبر می شود رفیق فابریکش به بیت المال دست درازی کرده و حقوق 57 میلیونی گرفته که فقط 4 میلیون تومان آن، حق اوقات فراغت فرزندان بوده است؛ با این همه در مراسم تودیعش می گوید او سرمایه و ذخیره کشور بود! یا مثلا می بیند فرماندار فلان شهر محروم مرزی ، به ستوه آمده و از مطالبات حداقلی مردم
یا مثلا می بیند فرماندار فلان شهر محروم مرزی ، به ستوه آمده و از مطالبات حداقلی مردم سخن می گوید، اما به جای دلداری دادن و تشکر از اینکه صدای مردم را به گوش او رسانده، با غیظ و غضب تمام می گوید "بی شعور! تو نماینده دولتی یا مردم؟ اگر گذاشتم یک روز دیگر فرماندار بمانی"!

می بیند ساکنان مسکن مهر از در به دری مستاجری راحت شده و به آرامش و آسایشی رسیده اند، اما چون از ویلای دراندشت لواسانات - از آن بالای بالا- به مردم نگاه می کند، سرپناه 70 - 80 متری 10 میلیون شهروند را حقیر می پندارد و مزخرف می خواند. یا از ویلای ولنجک نسخه می پیچد که دولت مسئولیتی درباره مسکن ندارد و باید مسئله ساخت مسکن به خود مردم واگذار شود. با کدام امکانات و تسهیلات و حمایت ها؟ تقریبا هیچ!

به فاصله 3-4 ساعت از زلزله که هنوز پس لرزه ها هنوز در جریان است، انگار که رمل و اسطرلاب انداخته، ادعا می کند "اکثریت خانه های ویران شده، مسکن مهر است"؛ بلکه از نمد این مصیبت هم برای باند خود کلاهی ببافد! اصلا هم به جمال مبارکش نمی آورد که 5700 واحد مسکن مهر را خودشان در کرمانشاه ساخته و تحویل مردم داده اند! بیش از یک هفته  می گذرد و عازم بازدید از منطقه می شود، اما آن قدر زلزله زدگان را محترم می دارد که با کفش وسط فرش و زندگی شان می رود!

می خواهد با مردم و زلزله زدگان یا کارگران ملاقات کند، سواره با ماشین شاسی بلند از میانشان می گذرد و بای بای می کند. و بدا به حال - مثلا - کارگرانی که از شدت درد به خود بپیچند و به گلایه بپرسند" تا حالا کجا بودی آقای رئیس؟! بگذارید حرف بزنیم؛ دلمان درد دارد. او دیگر اینجا نمی آید". به چند روز نرسیده، وادارشان می کنند تا پای نامه عذرخواهی از همان مدیر را انگشت بزنند و گالیله وار بگویند ؛ ما اشتباه کردیم، خورشید است که دور زمین می چرخد ]]>
غلبه گفتمان مردمی بر جریانهای سیاسی 2017-10-24T06:26:14+01:00 2017-10-24T06:26:14+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/220 روح الله اژدری از دهه 70 که اوج جدال جریان های سیاسی چپ و راست و سپس اصولگرا و اصلاح طلب بود، به تدریج جامعه با خسته شدن از شعارها و وعده و وعیدهای سیاسی جریان ها، راه دیگری را انتخاب کردند. راهی که ورای گروه های سیاسی در عرصه سیاست در بطن جامعه در جریان است. سال 84، اوج عبور افکار عمومی از اصلاح طلبان و اصولگرایان بود. کسی به پاستور راه یافت که مدعی گفتمان عدالت بود. مردم بدون توجه به انتساب به چپ و راست یا اصلاح طلب و اصولگرا، شخصی را برگزیدند که امیدها را برای برقراری عدالت، کاهش فاصله طبقاتی از دهه 70 که اوج جدال جریان های سیاسی چپ و راست و سپس اصولگرا و اصلاح طلب بود، به تدریج جامعه با خسته شدن از شعارها و وعده و وعیدهای سیاسی جریان ها، راه دیگری را انتخاب کردند. راهی که ورای گروه های سیاسی در عرصه سیاست در بطن جامعه در جریان است.

سال 84، اوج عبور افکار عمومی از اصلاح طلبان و اصولگرایان بود. کسی به پاستور راه یافت که مدعی گفتمان عدالت بود. مردم بدون توجه به انتساب به چپ و راست یا اصلاح طلب و اصولگرا، شخصی را برگزیدند که امیدها را برای برقراری عدالت، کاهش فاصله طبقاتی، پخش عادلانه ثروت و منابع کشور، برانگیخت. هرچند جریان پیروز بعدها خود را جریان سوم نامید و سعی کرد براساس گفتمان انقلاب در عرصه سیاسی سر در میان سرها پیدا کند اما راه را اشتباه رفت، چرا که براساس اشتباه محاسباتی نه آنها به عدالت معنا می دادند بلکه گفتمان عدالت به آنها هویت بخشیده بود. چرا که گفتمان عدالت، از بطن انقلاب اسلامی و آرمان های آن برمی خاست و بعد از بیش از دو دهه، برقراری واقعی عدالت به نوستالژی جامعه برای پیاده سازی تبدیل گشته بود.

کالبدشکافی انتخابات و کنش های جامعه در چند دوره اخیر نشان می دهد که مردم از جریان های سیاسی عبور کرده اند و به الگوی گرایش به گفتمان ها نائل آمده اند. یکی از نظرسنجی های صورت گرفته در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای 96 نشان داد که اکثر رای دهندگان که بالغ بر 65 درصد می شدند خود را جزء هیچ جریان سیاسی یعنی اصلاح طلب و اصولگرا نمی دانستند.

 اولویت انتخاب ها، گفتمان عدالت اقتصادی، استقلال، آزادی، رفاه و ثبات بود. از سوی دیگر جریان های سیاسی از لحاظ وعده ها و کنش ها  در چند دوره اخیر به یکدیگر بسیار نزدیک شده اند به طوری که تفکیک آنها بر اساس شعارها و گفتمان ها بسیار سخت شده است. حتی اصولگرایان کنش هایی در کارزار انتخاباتی از خود به نمایش گذاشتند که روزگاری در این طیف به تابو می مانست و اگر کسی یا شخصیتی سخن از آن می زد، تکفیر می شد!

شاید بتوان ملموس ترین مثال را نشستن یک نامزد اصولگرا با یک خواننده زیرزمینی زیر یک سقف زد یا شعارهایی که از میتینگ های سیاسی به گوش می رسید، همه و همه نشان از وجود سبک جدید در کنش اصولگرایی بود. به همین ترتیب در کمپین رقیب نیز به جای شعارهای سیاسی که مبتنی بر جریان اصلاحات و دوم خردادی استوار بود، سخن از عدالت اقتصادی، مبارزه با فساد اقتصادی و رویارویی با قدرت های جهانی در اولویت بود. این امر نشان می دهد از یکسو جریان های سیاسی در سبک سیاست ورزی به یکدیگر بسیار شبیه شده اند و از سوی دیگر آنها نیز بیشتر بر گفتمان ها تاکید می کنند تا تمایزاتی که روزگاری می توانست باعث شناخت متمایز جریان های سیاسی از یکدیگر شود.

بر همین اساس بود که پیشنهاد آتش بس سیاسی و شروع عصر جدید در عرصه سیاسی براساس گفتمان ها داده شد. هرچند برخی از گروه ها و فعالین سیاسی بار دیگر آن را تخطئه و آن را تسلیم و راهی برای بازگشت به قدرت، و ... تفسیر کردند اما حقیقت آن بود که سیاست زدگی جامعه و افزایش بحران های اقتصادی و معیشتی، راه جدیدی را در مسیر خدمت به مردم می طلبید. در عصر جدید جریان های سیاسی با اتکا به گفتمان هایی چون عدالت، آزادی، رفاه و استقلال خود را به جامعه معرفی می کنند. این عصر نیازمندی های خاص خود را می طلبد و بدون برآورده کردن آنها نمی توان به کنشگری مثمر ثمر در عرصه اجرایی و قانونگذاری پرداخت.

 استمرار گفتمان های اصیل از ابتدای انقلاب وجود داشته ولی به اشتباه جریان ها راهی غیر از آن برای رسیدن به قدرت برگزیدند که در نهایت جامعه اصل را بر فرع تحمیل و دیکته کردند تا چهره هایی به قدرت دست یابند که گفتمان ها را نمایندگی می کردند. هرچند فراز و نشیب هایی در پیاده سازی گفتمان ها وجود دارد، اما اصول واقعی و ارزش ها همچنان پایدارند. می توان عصر جدید را عصر مرگ جریان های سیاسی و پویایی گفتمان ها نامید که مولفه ها و شاخص های خاص خود را می طلبد و براین اساس می بایست جریان های سیاسی خود را با عصر جدید وفق دهند. ]]>
نماینده شیراز یا نماینده باستانگرایان افراطی 2017-10-16T07:40:29+01:00 2017-10-16T07:40:29+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/217 روح الله اژدری    روح اله اژدری درحالی نماینده شیراز سومین حرم اهل بیت(س) کشور درخواست بزرگداشت روز کورش در 7 آبان ماه کرده است که در سالهای اخیرباستانگرایان افراطی با خط گیری از ماهواره ها و شبکه های وابسته که هزینه ها و برنامه های خود را از آمریکا و صهیونیسم دریافت می نمایند، کورش پادشاه خوش نام ایرانی را مظهر باستانگرایی افراطی معرفی می کنند. در این که کورش یکی از پادشان باستانی ایران با عملکرد اخلاقی و انسانی خود، نامی نیکو از خود به یادگار نهاده است شکی نیست. تا جایی که بعضی از مفسری  

روح اله اژدری

درحالی نماینده شیراز سومین حرم اهل بیت(س) کشور درخواست بزرگداشت روز کورش در 7 آبان ماه کرده است که در سالهای اخیرباستانگرایان افراطی با خط گیری از ماهواره ها و شبکه های وابسته که هزینه ها و برنامه های خود را از آمریکا و صهیونیسم دریافت می نمایند، کورش پادشاه خوش نام ایرانی را مظهر باستانگرایی افراطی معرفی می کنند. در این که کورش یکی از پادشان باستانی ایران با عملکرد اخلاقی و انسانی خود، نامی نیکو از خود به یادگار نهاده است شکی نیست. تا جایی که بعضی از مفسرین قرآن احتمال داده اند شاید کورش همان ذوالقرنین باشد. اما آنچه مسلم است باید به این نکته توجه نمود که کورش پرستی و باستانگرایی در شرایط فعلی ماهیتی جز اسلام ستیزی و ضدیت با دستاورد های انقلاب اسلامی ندارد. همانطور که مشاهده می شود در شبکه های مجازی باستانگرایی مساوی با عرب ستیزی و اسلام ستیزی است. طرفداران باستانگرایی و شونیست های وطنی در باطن خود نوعی عقده فاشیستی دارند که در صورت مجال ،عملکردی کمتر از داعش نخواهند داشت. باستان گرایان افراطی مشکلشان با اسلام است و نه با مذهب بطور عام، آنان دین را عامل عقب ماندگی نمی دانند بلکه صرفاً اسلام را اینگونه توصیف می کنند. از دید آنان آیین اهورایی و باستانی ایرانیان زردتشتی نه تنها سد راه پیشرفت و تمدن نبوده بلکه در عصری که آن آئین در ایران گسترش داشته است ، ایرانیان دارای امپراطوری نیرومند و پهناوری نیز بوده اند.ایران امروز متشکل از اقوام مختلفی مثل ترک ، عرب ، فارس ، بلوچ ، ترکمن، کرد و لر است که به دلیل اشتراکات عمیق اعتقادی مثل اسلام ،قرنها در کنار هم زیسته اند . فاشیسم باستانگرایی در درون خود نوعی تنفرپراکنی نژادی دارد که از عرب ستیزی شروع و بعد ها به ترک ستیزی خواهد کشید چرا که این ضدیت بیمارگونه و نژاد پرستانه بدلیل نقش پر اهمیت ترکان در گسترش اسلام و حکومت های حاکم در ایران می باشد و قطعا سایر اقوام را هم بی نسیب نخواهد گذاشت.  از دیدگاه باستان گرایان نژاد پرست " ایرانیت نه آنچه ما اکنون هستیم بلکه حقیقت یا ویژگی ای است که با آمدن اسلام از دست رفته است ویا به تعبیر دیگر آنها منهدم و تخریب گشته اند. از دیگاه آنان دوران ایران اسلامی مظهر غارت و ویرانگری قلمداد می شود و در مقابل پادشاهان سلسله ساسانیان و به ویژه خسرو انوشیروان مظاهر عدالت و سازندگی معرفی میگردند. در باب ایدئولوژی تزریقی باستانگرایی سخن ها بسیار است اما همین بس که در شرایط فعلی تاکید بر باستانگرایی هدفی جز تخریب انقلاب اسلامی ندارد و این در شرایطی مطرح می شود که قدرت ایران امروز از مرزهای کشور فراتر رفته و ما در جهان امروز نقشی اساسی به عهده داریم و هر چقدر حوزه نفوذ ژئوپلتیکی ما افزایش یابد موجب قدرت ایران خواهد گردید و چون این همه نفوذ و قدرت جهانی در سایه انقلاب اسلامی ظهور پیدا می کند و حوزه نفوذ قدرتمندان استعمارگرغربی را محدود می سازد ، لذا باید در درون کشور برای نظام جمهوری اسلامی حاشیه سازی نمایند. یادم می آید در سالهای اصلاحات در ایام عید نوروزکه مردم در قالب راهیان نور یاد و نام شهدا و دفاع مقدس را زنده نگه می داشتند یکباره  عطاء الله مهاجرانی وزیر وقت ارشاد در یک برنامه طراحی شده نظرها را متوجه تخت جمشید نمود تا اذهان را از توجه به شهدا و دفاع مقدس دور نماید. امروز نیز در حالی که سرداران بزرگی چون شهید همدانی ها و شهید حججی ها با تاسی به اسلام و مکتب اهل بیت (ص) در فاصله دوهزار کلومتری برای امنیت و توسعه نفوذ ژئوپلتیکی این کشور جانفشانی می کنند ،عواملی مانند بهرام پارسایی نماینده اصلاح طلب شیراز می خواهند ذهن و جان جوانان وطن را بسویی سوق دهند که موجب انقطاع با اصل اسلام ، انقلاب اسلامی و مذهب تشیع گردد. افکارعمومی مردم و بخصوص مردم شهر شیراز سومین حرم اهل بیت هوشیار و آگاه به مقاصد شوم باستانگرایان و شونیست هایی هستند که می خواهند بدیلی برای اسلام و ایران امروزو بخصوص بارگاه قدسی حضرت امام رضا و برادران مکرمش در شیراز بسازند. اما بیهوده آب درهاون می کوبند. چرا که برای این نمادی که به عنوان قبر کورش از آن یاد می کنند و بر آن جاهلانه سجده می نمایند و طواف می کنند ، سندی هم ندارد و د رتاریخ از آن حتی به نام مادر سلیمان یعنی قبر مادر حضرت سلیمان نبی هم یاد شده است. در پایان لازم می دانم به عنوان شهروندی از شهروندان سومین حرم اهل بیت (س) به این نماینده تذکر دهم که به جای حاشیه سازی ها برای کشور بهتر است به وظیفه نمایندگی خود بپردازد و بداند که عملکردی اینگونه از چشم مردم مومن و انقلابی سومین حرم اهل بیت(س) بدور نخواهد ماند. 

]]>
اولویت کشور در پسا برجام 2017-10-11T07:15:47+01:00 2017-10-11T07:15:47+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/215 روح الله اژدری روح اله اژدری درحالی که افکار عمومی جهان منتظر است تا روز پنج شنبه رئیس جهور آمریکا راهبرد جدید آمریکا را در مورد برجام اعلام نماید توجه به نکات ذیل لازم و ضروری است.  1- به طور قطع و یقین نباید به تعهد اتحادیه اروپا بعد از خروج آمریکا از برجام امیدوار بود چرا که در غرب آنچه در اولویت قرار دارد منافع ملی است و لذا اروپایی ها در آینده با توجه به سیاست آمریکا تصمیم خواهند گرفت و قطعا به خاطر منافع اروپا به سوی واشنگتن چرخش خواهند نمود و هرگز آمریکا را به ایران نخواهند فروخت. لذا باید در ص

روح اله اژدری
درحالی که افکار عمومی جهان منتظر است تا روز پنج شنبه رئیس جهور آمریکا راهبرد جدید آمریکا را در مورد برجام اعلام نماید توجه به نکات ذیل لازم و ضروری است.  
1- به طور قطع و یقین نباید به تعهد اتحادیه اروپا بعد از خروج آمریکا از برجام امیدوار بود چرا که در غرب آنچه در اولویت قرار دارد منافع ملی است و لذا اروپایی ها در آینده با توجه به سیاست آمریکا تصمیم خواهند گرفت و قطعا به خاطر منافع اروپا به سوی واشنگتن چرخش خواهند نمود و هرگز آمریکا را به ایران نخواهند فروخت. لذا باید در صورت  خروج آمریکا از برجام فاتحه برجام را خواند.
2- عدم پایبندی آمریکا به تعهد بین المللی برجام از ابتدا هم قابل پیش بینی بود و بطور مکرر از طرف رهبر معظم انقلاب اسلامی تذکر داده شد. اما چون فضاسازی رسانه ای طرفداران مذاکره ،افکار عمومی را متقاعد به ضرورت مذاکره می نمودند لذا نظام به منظور تنویر افکار متقاعد به مذاکره گردید. اما اکنون با بدعهدی آمریکایی ها ودستاورد ناچیز برجام برای خیلی ها در افکار عمومی این مطلب روشن شده است که آمریکا با جمهوری اسلامی یک تقابل راهبردی دارد و لذا آنها در تلاشند با خروج از برجام دستشان را برای ادامه خصومت ها بازنمایند. به همین خاطر به نظر می رسد برای افکار عمومی و بسیاری از ساده اندیشان درون نظام این مطلب روشن شده است که آمریکا به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست. با فروریختن ساختار ذهنی طرفداران مذاکره با آمریکا ظرفیت مناسبی برای اجماع ملی در درون کشور فراهم خواهد شد که اگر از این ظرفیت درست و به موقع استفاده شود می تواند به تقویت سرمایه اجتماعی نظام منجر شود. هم طرفداران برجام و هم منتقدین  هر دو از مردم و متعلق به نظام جمهوری اسلامی هستند لذا در شرایط فعلی نباید در تله دشمن گرفتار شد و بر طبل دوگانگی و تفرقه در درون نظام کوبید.وحدت ملی در کشور  اولویت اصلی جمهوری اسلامی و پایه و اساس امنیت کشوراست . لذا باید به این مهم توجه کنیم که بعد از فروپاشی برجام  برای حل مشکلات داخلی ، توجه به توان و ظرفیت داخلی کشور باید مد نظر باشد و این مهم فقط در سایه وحدت و امنیت ملی حاصل خواهد شد.  همه عناصر درون نظام جمهوری اسلامی فارغ از هر جناح سیاسی ، باید دست به دست هم داده و به مقابله با دشمنی ها بپردازند. آمریکا با خروج از برجام و بعد از آن در صدد خواهد بود که با تحت فشار قرار دادن کشور ایران را نسبت به تغییر سیاست های داخلی و بین المللی مجبور نماید. لذا عوامل خود فروخته داخلی تلاش خواهند کرد با فضا سازی در مجالس ، محافل ، فضای مجازی و رسانه ها و دانشگاهها افکارعمومی را نسبت به سیاست های نظام جمهوری اسلامی تحریک نمایند و بر طبل دوگانگی در حاکمیت بکوبند . قطعا مسئولین کشور باید با رصد این گونه تحرکات تدابیر لازم را در مقابل عوامل داخلی دشمن اتخاذ نمایند. 
3- در مذاکرات سابق که توسط عوامل همین دولت در زمان دولت اصلاحات انجام شد و منجر به تعلیق دوساله فعالیت هسته ای کشورمان گردید، با دستور رهبر معظم انقلاب اسلامی تعلیق توسط همان دولت و همان عوامل که تعلیق را پذیرفته بودند شکسته شد و فعالیت هسته ای از سر گرفته شد. در آن زمان مسئولین کشوری و افکار عمومی به درستی با نظام همراه و همگام گردیدند و با تبعیت ازدستور  مقام معظم رهبری فعالیت هسته ای به قله تولید اورانیوم 20درصد  رسید. در شرایط فعلی نیز دولت مستقر که خود برجام را پذیرفته است باید در مسیر تبعیت از رهبری نظام و همراهی با افکار عمومی قدم بردارد و فعالیت های هسته ای را از سر بگیرد. این کار دولت موجب وحدت و اتحاد ملی خواهد شد و آمریکا و سایر دشمنان صهیونیستی را نا کام خواهد نمود.
  ]]>
ضرورت آموزش سواد رسانه ای 2017-10-11T06:50:56+01:00 2017-10-11T06:50:56+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/216 روح الله اژدری ابراهیم رضاییدروغ‌پراکنی اخیر کانال تلگرامی آمدنیوز علیه فرزند رئیس قوه قضائیه تا آنجا شیوع یافت که برخی مسئولان امنیتی و قضایی را وادار به پاسخگویی و تکذیب آن شایعه کرد.پیش از این نیز آمدنیوز دروغ‌ها یا اتهاماتی بدون سند و مدرک را علیه برخی مسئولان و شخصیت‌های کشور منتشر کرده بود. در کنار بسیاری از تحلیل‌هایی که درباره شارلاتانیسم رسانه ای فوق بیان شده، نباید از این نکته غافل شد که ماجرای اخیر بار دیگر ضرورت آموزش همگانی سواد رسانه ای را متذکر می‌شود. رسانه‌های بیگانه و اپوزیس براهیم رضایی
دروغ‌پراکنی اخیر کانال تلگرامی آمدنیوز علیه فرزند رئیس قوه قضائیه تا آنجا شیوع یافت که برخی مسئولان امنیتی و قضایی را وادار به پاسخگویی و تکذیب آن شایعه کرد.پیش از این نیز آمدنیوز دروغ‌ها یا اتهاماتی بدون سند و مدرک را علیه برخی مسئولان و شخصیت‌های کشور منتشر کرده بود.

در کنار بسیاری از تحلیل‌هایی که درباره شارلاتانیسم رسانه ای فوق بیان شده، نباید از این نکته غافل شد که ماجرای اخیر بار دیگر ضرورت آموزش همگانی سواد رسانه ای را متذکر می‌شود.

رسانه‌های بیگانه و اپوزیسیون از ناآگاهی جامعه در شناخت رسانه‌های راستگو و دروغگو سوءاستفاده کرده و با انتشار اخبار کذب، ضمن ترور شخصیت افراد موثر، وجهه نظام اسلامی را تخریب می‌کنند. مطمئناً اگر در چند سال اخیر و پس از پیدایش انبوه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های مجازی و نیز شبکه‌های ماهواره‌ای، سطح سواد رسانه‌ای جامعه به میزان قابل قبولی رسیده بود، امروز هم تصمیمات ملی صحیح‌تری در بزنگاه‌ها گرفته شده بود و هم یک کانال سرویس‌های بیگانه اینگونه قادر به بهم ریختن فضای روانی جامعه نبود.

سواد رسانه ای یعنی چه و چه می‌کند؟ فارغ از تعاریف رسمی، سواد رسانه‌ای به معنی قدرت تشخیص رسانه ها و منابع خبری از هم و در حقیقت قدرت تشخیص راست و دروغ در این عرصه است، یعنی توان سنجش محتوای رسانه، بهره‌وری صحیح از آن و منفعل نشدن در برابر رسانه‌های متنوع و اغواگر و نیز مدیریت مصرف رسانه‌ای خود.
سواد رسانه‌ای یعنی هر مطلبی را واقعیت محض نپنداریم و در برابر هجمه‌های سنگین امپراطوری‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای، تنها یک طعمه نباشیم و توان مقاومت و مقابله منطقی داشته باشیم، یعنی از انبوه اطلاعاتی که روزانه از طریق فضای مجازی در اختیار ما قرار می‌گیرد، تنها اطلاعات مفید را برداشت کنیم و از انواع اخبار و مطالب و تصاویر زرد و وسوسه‌کننده و بدردنخور پرهیز کنیم.

سواد رسانه‌ای یعنی اینکه بدانیم بی بی سی رسانه حاکمان بریتانیاست و از ملکه دستور می‌گیرد، صدای_آمریکا تریبونِ ترامپ است و رادیو فردا از سازمان سیا تغذیه می‌شود، یعنی اینکه فرانسه و هلند و آلمان و اتحادیه اروپا و عربستان سعودی برای رضای خدا یا خدمت به خلق رسانه فارسی‌زبان راه‌اندازی نکرده‌اند بلکه برای تامین منافع دولت‌های خود و خدمت به شبکه صهیونیسم بین‌الملل با صرف هزینه‌های کلان، تلویزیون و رادیو و سایت و کانال ایجاد کرده‌اند.

مقصر کیست؟ چرا سطح سواد رسانه‌ای در کشور ما پایین است؟ مردم مقصر نیستند، آنهایی مقصرند که در این سال‌ها و به موازات ورود فناوری‌ها و ابزارهای جدید ارتباطی باید برای بالا بردن سطح سواد رسانه‌ای کار می‌کردند و نکردند. اگر چه دستگاه‌های آموزشی و فرهنگی کشور از آموزش و پرورش و وزارت علوم و ارشاد گرفته تا سازمان تبلیغات و حوزه در این عرصه کم‌کاری کرده‌اند اما سهم صداوسیما -که به فرموده امام راحل باید دانشگاه عمومی باشد- بیش از دیگران است. عجیب است که صداوسیما برای فلان وسیله نوین آشپزخانه برنامه آموزشی و تبلیغات پخش می‌کند اما برای آگاهی مردم از فضای رسانه‌ای هیچ برنامه‌ای ندارد.
]]>
نگرش عاشورایی دفاع مقدس 2017-10-03T08:35:33+01:00 2017-10-03T08:35:33+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/210 روح الله اژدری دکتر محمدصادق کوشکی: تقارن ایام عزاداری سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) با هفته دفاع مقدس و حال و هوای عاشورایی بازگشت شهید مدافع حرم، «محسن حججی» به میهن اسلامی، فرصت مناسبی را پدید آورده است تا از این رهگذر، به نقش و اثر فرهنگ عاشورا در دفاع مقدس بپردازیم و افق‌هایی که قیام سیدالشهدا(ع) پیش روی انقلاب اسلامی قرار داد، مورد واکاوی و توجه قرار دهیم. در یکی از فرازهای مهم زیارت عاشورا که باید از آن به‌عنوان «مانیفست تشیع» یاد کنیم، از خداوند می‌خواهیم که زندگی و مرگ ما دکتر محمدصادق کوشکی: تقارن ایام عزاداری سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) با هفته دفاع مقدس و حال و هوای عاشورایی بازگشت شهید مدافع حرم، «محسن حججی» به میهن اسلامی، فرصت مناسبی را پدید آورده است تا از این رهگذر، به نقش و اثر فرهنگ عاشورا در دفاع مقدس بپردازیم و افق‌هایی که قیام سیدالشهدا(ع) پیش روی انقلاب اسلامی قرار داد، مورد واکاوی و توجه قرار دهیم.
در یکی از فرازهای مهم زیارت عاشورا که باید از آن به‌عنوان «مانیفست تشیع» یاد کنیم، از خداوند می‌خواهیم که زندگی و مرگ ما را حیات و ممات عاشورایی قرار دهد و ما را به همان مسیری رهنمون شود که اصحاب و یاران امام حسین(ع)‌ را به آن هدایت کرده است. درواقع، این بخش از این زیارت شریف را می‌توان نقطه ثقل و راهنمای انقلاب اسلامی برشمرد، چراکه خواستار هدایت الهی و الگوپذیری از معصومین(ع) در پی‌ریزی ارکان نهضت اسلامی و ادامه راه انقلاب شده‌‌ایم،‌ نه از انسان‌هایی مانند خویش؛ بلکه از پاکان و بزرگ‌مردانی که هرکدام از آن‌ها مانند چراغ هدایت می‌درخشیدند و مجموع فضائل آن بزرگواران را می‌توان در آینه نهضت‌ سیدالشهدا(ع)‌ نظاره‌گر بود.
ازاین‌رو، درخت انقلاب اسلامی از ابتدا تاکنون با فرهنگ عاشورا ریشه زده و رشد کرده و همان مفاهیم بلندی که سرور آزادگان جهان به‌عنوان اهداف قیام خود از آن‌ها یاد می‌کرد را سرلوحه اهداف خود قرار داده است. «قیام برای خدا»، «قیام برای اصلاح دین و جامعه»، «امر به معروف و نهی از منکر»، «مقابله با ظلم» و «اجرای حق و عدالت»، ارزش‌هایی هستند که انقلاب اسلامی از نهضت عاشورا الهام گرفته است و بنا به فرمایش امام راحل(ره) شیوه پیروزی انقلاب اسلامی نیز «پیروزی خون بر شمشیر» بود.  اما تأثیرپذیری رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس از حسین(ع)‌ و اصحابش، صفحه‌ای پرافتخار، ماندگار و درخشان را در تاریخ انقلاب اسلامی ایران رقم زد. در جنگ تحمیلی، همه دنیای کفر و شرک و الحاد، پشت سر رژیم سفاک صدام قرار داشتند و ما به جز تمسک به حیات و ممات حسینی، پشتوانه‌ای در اختیار نداشتیم ولی به دلیل نگرش عاشورایی مردم و جهاد حسینی رزمندگان، با سربلندی از جنگ تحمیلی خارج شدیم و حماسه بسیجیان سلحشور به الگویی برای همه مجاهدان عصر حاضر تبدیل شد. مروری بر وصیت‌نامه‌ها، نام عملیات‌ها،‌ شعارها، سربندها، تابلو نوشته‌ها و همه مظاهر و جلوه‌های جبهه‌های جنگ نشان می‌دهد که قرابتی شگفت میان این دو برهه از تاریخ وجود دارد که برخی وجوه مشترک در عاشورا و دفاع مقدس را می‌توان به شرح ذیل بیان کرد:
1. رزمندگان اسلام برای کسب رضایت پروردگار، پاسداری از ارزش‌ها و حفظ اسلام به میدان نبرد شتافتند و در این راه مانند اصحاب امام حسین(ع) سر از پا نمی‌شناختند.
2. همان پایداری، صلابت، ذلت ناپذیری و روحیه ایثارگری که در تاریخ از یاران عاشورایی سیدالشهدا(ع) خوانده‌ایم، به کرات در عرصه‌های دفاع مقدس تکرار شد و رزمندگان اسلام،‌ به تأسی از عاشورا، لحظه‌ای در یاری امام و انقلاب تردید نکردند. 3. حضور پیر و جوان و زن و مرد در جبهه‌های جنگ، یادآور حضور سالخوردگانی همچون حبیب‌بن‌مظاهر و جوانانی همچون علی‌اکبر(ع) و قاسم‌بن‌الحسن(ع) و مادران و زنان بنی‌هاشم است و همه اقشار جامعه در مقابله با هجوم ناجوانمردانه دشمن حضور داشتند. 4. در دفاع مقدس وقتی جنگ شدت می‌گرفت و حملات دشمن تشدید می‌شد، آنچه راهگشا و آرام‌بخش بود، یاد و نام خدا و مناجات خالصانه رزمندگان به درگاه لایزال الهی بود و این همان اکسیری بود که شهدای کربلا به هنگام شدائد در آن معرکه عظیم، از آن مدد می‌جستند و یاری می‌طلبیدند. جلوه‌های روز و شب عاشورا در جبهه‌های دفاع مقدس به کرات دیده شد و زمزمه‌های عاشقانه، نماز، عبادت، قرائت قرآن و آمادگی برای وصل و پیوند با محبوب، تکرار لحظه‌به‌لحظه عاشورا در جبهه‌های غرب و جنوب ایران بود.  5. شقی‌ترین زمامداران در عاشورا فاجعه آفریدند و نمایشگاهی از پستی و فرومایگی را در تاریخ ثبت و ضبط کردند، همچنان که دشمن بعثی نیز مانند اسلاف یزیدی خود، از هیچ دنائت و سبعیتی دریغ نکرد. 6. آنچه در جبهه‌های هشت سال دفاع مقدس از اسارت‌ها، شهادت‌ها، تشنگی‌ها و ازخودگذشتگی‌ها رخ داد، ذهن‌ها را به صحنه‌های کربلا پیوند می‌زند و یاد و خاطره عاشورا را زنده می‌کند. 7. واقعه عاشورا، جنگی تحمیلی بود و امام (ع)‌ و یارانش، آغازگر آن نبودند، کما اینکه ایران اسلامی نیز به تبعیت از مولا و سرور خویش، در جنگ‌افروزی پیشتاز نشد. 8. میدان‌های نبرد جنگ هشت‌ساله، تجلی‌گاه فضایل و ارزش‌های الهی بود و رزمندگان با سرمشق قرار دادن درس‌های آن واقعه بزرگ،‌ همه ارزش‌های اخلاقی و فضیلت‌های معنوی را با کربلا تطبیق می‌دادند. 9. پایان دفاع مقدس مانند پایان عاشورا، نقطه پایان و توقف نبود، بلکه پس از آن، بصیرت و ایمانی که برآمده از فداکاری و اخلاص رزمندگان بود، تحرک و عزم بزرگی را در استکبارستیزی در جهان به وجود آورد که گوشه‌ کوچکی از آن در پیروزی‌های پی‌درپی جبهه مقاومت در منطقه پدیدار شده است. 10. همچنان که انقلاب عاشورا، حیات مکتب نوپای اسلام محمدی(ص) را تضمین کرد و اجازه نداد تا ثمره 23 سال تلاش پیامبر اعظم(ص) به هدر رود، مجاهدت هشت‌ساله رزمندگان اسلام نیز سلامت و بقای انقلاب اسلامی و یادگار معمار کبیر انقلاب را تضمین کرد.
به همین دلیل، در تمام مراحل انقلاب اسلامی تا به امروز، هر جا که حسینی رفتار کردیم، سرآمد شدیم و اگر در مقطعی، فرهنگ عاشورایی را فراموش کردیم، دچار آسیب و خسران شدیم. به عبارت دیگر، همه توفیقاتی که در همه عرصه‌ها نصیب جمهوری اسلامی شده است، مدیون روحیه حسینی در کشور و جامعه بود و هر جا که از این نگرش غفلت کردیم، دقیقاً از همان نقطه دچار شکست و تلخ‌کامی شده‌ایم. لذا همان‌گونه که پیروزی در دفاع مقدس و همه مراحل گذشته انقلاب اسلامی با الهام از فرهنگ عاشورا به دست آمد، در مواقف پیش روی انقلاب نیز که در حال حاضر با آن‌ها رو‌به‌رو هستیم، رمز پیروزی در همین فرهنگ بالنده و توفنده نهفته است و راه دیگری وجود ندارد. ]]>
ریشه های انقلاب اسلامی 6 2017-01-24T17:35:00+01:00 2017-01-24T17:35:00+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/206 روح الله اژدری عقب‌ماندگی کشور در علم، صنعت و برخورداری‌های عمومی از اولیات رفاهی در دوره‌ی پهلوی یکی از رایج‌ترین تبلیغات، «نمیتوانیم» بود. همه‌ی ما از بچگی این‌طور بار آمده بودیم که جنس ایرانی مساوی است با بد بودن، پست بودن و نامرغوب بودن؛ ایرانی مساوی است با ناتوانی در تولید جنس خوب در همه‌ی زمینه‌ها. اصلًا این فرهنگ را در ذهن ملت ما نهادینه کرده بودند.این در حالی است که این موضوع ۱۸۰ درجه با واقعیت فرق دارد. این ملت، ملتی است که از همه جهت میتواند؛ میتواند تولید کند، میتواند رشد بدهد، میتواند ا عقب‌ماندگی کشور در علم، صنعت و برخورداری‌های عمومی از اولیات رفاهی
در دوره‌ی پهلوی یکی از رایج‌ترین تبلیغات، «نمیتوانیم» بود. همه‌ی ما از بچگی این‌طور بار آمده بودیم که جنس ایرانی مساوی است با بد بودن، پست بودن و نامرغوب بودن؛ ایرانی مساوی است با ناتوانی در تولید جنس خوب در همه‌ی زمینه‌ها. اصلًا این فرهنگ را در ذهن ملت ما نهادینه کرده بودند.این در حالی است که این موضوع ۱۸۰ درجه با واقعیت فرق دارد. این ملت، ملتی است که از همه جهت میتواند؛ میتواند تولید کند، میتواند رشد بدهد، میتواند ابتکار کند، میتواند مرزهای علم و فناوری را بشکند و جلو برود.۱۳۸۴/۰۶/۳۱

در ایرانِ گذشته، چنین طرز فکری حاکم بود. اگر کسی از شما در روستاهای خان‌زده‌ی دوران طاغوت‌ زندگی کرده باشد، این طرز فکر را در میان قشرهای پستِ ذلیل و ضعیفی هم که خود و عیالاتشان از پس‌مانده‌ی سفره‌ی خان ارتزاق میکردند، مشاهده کرده است. نتیجه‌ی چنین طرز فکری این میشد که رؤسای رژیم طاغوتی پهلوی، ثروتهای این ملتِ باهوش، باغیرت، شجاع و سابقه‌دار در تمدّن و علم‌ را صرف خرید هواپیمای جنگی از امریکا میکردند. وقتی هم قطعه‌ای از قطعات یک هواپیما عیب و ایرادی پیدا میکرد، مهندس یا مکانیسین ایرانی حق نداشت آن قطعه را باز کند و در رفع عیب و ایرادش بکوشد. زیرا قطعه‌ها، قطعه‌های مرکّب بود؛ یعنی گاهی یک قطعه از یک هواپیما، مرکّب از ده قطعه‌ی به هم بسته شده بود. باید قطعه‌ی معیوب را باز میکردند، به وسیله‌ی هواپیما به کشور سازنده و فروشنده- که عمدتاً امریکا بود- میفرستادند. آن‌گاه، ضمن تحویلِ قطعه‌ی معیوب، یک قطعه‌ی جدید میخریدند و بازمیگشتند! چرا مهندسین ایرانی حق نداشتند به قطعه‌ی معیوب هواپیما دست بزنند؟برای اینکه به آن‌ها میگفتند: «شما را چه به این کارها؟! این مسائل مربوط به متخصّصین خارجی است. اصلًا شما دخالت نکنید و به چنین مواردی نزدیک هم نشوید!» تحقیر یک ملت همین است دیگر!۱۳۷۳/۰۲/۱۳

یک عدّه مینشینند به پیشرفتهای علمی امریکا و بقیه‌ی جاها نگاه میکنند و حسرت میخورند. پیشرفت علمی، مسلّماً ستایش دارد. عقب‌ماندگی علمىِ کشورهای عقب افتاده، مسلماً یک نکبت است و خدا کسانی را که این نکبتها را بر سر ملتهای مسلمان آوردند، مورد عذاب متزاید خودش قرار دهد و لعنت خدا بر دودمان مشئوم و ننگین پهلوی و قاجار که این بدبختی را این‌ها بر سر ملت ما در طول دویست سال گذشته آوردند. و الّا ما از لحاظ علمی، از امریکا بسیار جلوتر بودیم؛ ما از لحاظ علمی، در روزگاری از اروپا بسیار جلوتر بودیم. همین سلاطین، همین حکومتهای جائر، همین فرعونها و طاغوتها؛ همینهایی که حالا پس‌مانده‌ها و تفاله‌هایشان در اینجا و آنجا مجلّه و روزنامه منتشر میکنند و دم از همه چیز میزنند، نگذاشتند این ملت پا به پای ملل عالم، بلکه جلوتر از آن‌ها، پیش برود. بله؛ عقب‌ماندگی علمی تأسّف دارد.۱۳۷۲/۰۶/۱۴

عزیزان من! ملت ما ده‌ها سال از مسیری که باید پیش میرفت، عقب نگه داشته شد؛ ما باید این عقب‌ماندگی را جبران کنیم. این‌ها واقعیت است؛ این‌ها عینیات تاریخ ماست. این ملت با این سرمایه‌های استعداد انسانی و با این سرزمین پهناور و حاصلخیز و زرخیز و سرشار از منابع طبیعی، میتوانست در اوج قله‌ی علم و تمدن و پیشرفت مادی و معنوی قرار بگیرد. [اما با این ملت] کاری کردند که شد جزو کشورهای جهان سوم؛ آن هم در آن ردیف‌های آخرِ آخر! اینکه این‌قدر دانایان این کشور به رژیم طاغوت‌ لعن و طعن میکنند، بیهوده نیست. ملتی را که میتوانسته به اوج بینهایت پرواز کند، بال‌هایش را بریدند، پاهاش را بستند و زخمیاش کردند؛ ملت ما را به یک ملت بدبین به خود، ناامید از آینده‌ی خود، بیتحرک برای رسیدن به افق‌های دوردست، مجذوب و واله در مقابل دیگران، تبدیل کرده بودند؛ اما انقلاب آمد و یک تکان سخت و یک تغییر نگرش عمیق به این ملت داد، که ملت ما بیدار شد، حرکت کرد، راه افتاد، خودش را شناخت و گفت «میتوانیم»؛ و توانست، حالا هم پیش رفته است.۱۳۸۴/۰۹/۰۷

همه‌ی ابزارهای فرهنگی و تبلیغی در طول صد سال یا بیشتر به کار گرفته شد، تا این ملت را به خودشان بدبین کنند- یکی از شخصیت‌های سرشناس معروف میگفت: ایرانی، یک لولهنگ نمیتواند بسازد!- لولهنگ یعنی آفتابه گِلی؛ آن زمانها از گل، آفتابه درست میکردند. این‌جور این ملت را تحقیر میکردند. این ملت حالا در زمینه‌های زیستی، در زمینه‌ی فعالیت‌های گوناگون علمی، تحقیقی کارهایی میکند که خودش را جزو ده کشور اول جهان قرار میدهد؛ این، شوخی نیست.۱۳۸۴/۰۹/۰۷

همین وزیره‌ی امریکایی در همین سخنانش هم از رژیم شاه، تبلیغ و تعریفِ دروغ کرده است. میگوید رژیم شاه دیکتاتور و بد بود؛ منتها اقتصاد ایران را شکوفا کرد! این بزرگترین و خنده‌آورترین دروغی است که یک وزیر خارجه میتواند در شرایط فعلی بر زبان جاری کند! آیا اقتصاد ایران را آن‌ها شکوفا کردند؟! این نکته را مخصوصاً جوانان بدانند کسانی که در آن زمان بوده‌اند، وقایع را از نزدیک لمس کرده‌اند در ایران قبل از انقلاب، نه فقط از لحاظ اقتصاد زمان پهلوی، بلکه از لحاظ حتی پایه‌های اقتصادی که تا سالها بعد هم اثرش باقی ماند بزرگترین خیانت را رژیم پهلوی به اقتصاد ایران کرده است! ایران را به انبار کالاهای وارداتىِ کم ارزش و بیفایده‌ی غربی تبدیل کردند؛ ابزارهای بنجل و چیزهای زیادی و غیر لازم را با پولهای کلان خریدند! کشاورزی این کشور را که یک روز به‌کلّی خودکفا بود، به‌کلّی نابود کردند؛ به‌طوریکه بعد از گذشت سالها هنوز هم که هنوز است، کشاورزی ما به حال اوّل برنگشته است، چون سیل مهاجرتهایی که با تشویق آن‌ها به سمت شهرها به راه افتاد، چیزی نبود که به آسانی بشود جلوش را گرفت. ملت را از لحاظ کشاورزی، وابسته‌ی به بیگانه کردند. آن روز گندم ایران را از امریکا میخریدند؛ سیلوی گندم را هم شورویها میساختند! یعنی هم از لحاظ گندم، هم از لحاظ جای نگهداری گندم، وابسته بودند. آن روز روستاها را تخریب کردند. صنعت کشور را که وقتِ پیشرفت آن بود متوقّف نگه داشتند.آن پیشرفتی که باید در صنعت پیش میآمد، برای اینکه بتواند جلوِ واردات را بگیرد، ایجاد نشد. جلوِ صنعت فعّال در این کشور گرفته شد و آن صنعتی ترویج شد که وابستگیاش به خارج، به قدر کالاهای تولید شده یا حتی بیشتر بود. علم را متوقّف کردند. آن همه دم از دانشگاه و دانشجو زدند، اما عملًا دانشگاههای کشور از کمترین فعالیت علمی برخوردار بودند!۱۳۷۹/۰۱/۰۶ ]]>
ریشه های انقلاب اسلامی 5 2017-01-24T17:33:48+01:00 2017-01-24T17:33:48+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/205 روح الله اژدری ظلم و بی‌عدالتی گسترده در کشور با حمایت مستقیم حکومت در دستگاه رضاخانی و در کشوری که در رأس جامعه رضا خان است، مگر عدالت معنا و مفهوم دارد؟آن دستگاه قضایشان بود؛ آن دستگاه سیاستشان بود؛ آن دستگاه اطلاعات و تأمیناتشان بود!معنی نداشت که قضا در آن وقت عادلانه باشد!همان برنامه‌ها و همان روشها، تا آخر دوران پهلوی، در این کشور بود.۱۳۷۱/۱۰/۲۳ در ابتدای تشکیل حکومتِ ناسالم و خائن پهلوی، از اوّلین کارهای رضا خان این بود که در هرجا توانست به سرکوب عشایر پرداخت. در تمامِ دوران حکومت رضا خان- ظلم و بی‌عدالتی گسترده در کشور با حمایت مستقیم حکومت
در دستگاه رضاخانی و در کشوری که در رأس جامعه رضا خان است، مگر عدالت معنا و مفهوم دارد؟آن دستگاه قضایشان بود؛ آن دستگاه سیاستشان بود؛ آن دستگاه اطلاعات و تأمیناتشان بود!معنی نداشت که قضا در آن وقت عادلانه باشد!همان برنامه‌ها و همان روشها، تا آخر دوران پهلوی، در این کشور بود.۱۳۷۱/۱۰/۲۳
در ابتدای تشکیل حکومتِ ناسالم و خائن پهلوی، از اوّلین کارهای رضا خان این بود که در هرجا توانست به سرکوب عشایر پرداخت. در تمامِ دوران حکومت رضا خان- که پیرمردان لا بد به یاد دارند- و بعد از آن، در بخشی از دورانِ حکومتِ فرزندِ فاسد و خائنش، بارها و بارها بین مردم مظلوم اما شجاع و ساکت و غیوری که در این استان (چهارمحال و بختیاری) بودند با نیروهای حکومتی تصادم شد و هزاران نفر از عشایر این مناطق، به دست مزدوران خاندان پهلوی به قتل رسیدند. رفتار حکومت دست‌نشانده‌ی پهلوی با عشایر این استان، چنین بود. اما متقابلًا، مردم مؤمن و عشایرِ مخلص و شجاع و غیور این منطقه و این سرزمین، حتی یک روز هم با نظام پهلوی از درِ آشتی وارد نشدند. البته عدّه‌ای از کدخدایان و اربابهایی که دستشان در دست مسئولان دولتی بود، با پهلویها آشتی بودند. اما توده‌ی مردم، ابداً! تشکیلات حکومت طاغوت، مردم را رها میکرد؛ اما بعضی از اربابهای ظالم و کدخداهای متعدّدی را دودستی میگرفت! مردم برای پهلویها اهمیتی نداشتند... در دوران رژیم طاغوت که دستگاه‌های دولتی فاسد بودند- یعنی استاندار آن روز، فاسد و مسئولین ادارات و پیمانکاران، دزد و فاسد بودند- اگر پولی هم در این استان خرج میشد، برای مردم نمیشد. لذا شما میبینید که در تمام دوران حکومت پهلوی، حتّی یک دانشکده در این استان تأسیس نشد و تعداد فارغ‌التّحصیلان دانشگاهی در سراسر همین استان، از عدد انگشتانِ دستِ یک نفر هم تجاوز نکرد!۱۳۷۳/۰۳/۱۷

 رضا خان هرجا ملک خوبی بود، هرجا چیز چشمگیری بود، هرجا عمارت زیبایی بود، دست میگذاشت و ثروت انبوه عظیمی برای خودش درست میکرد و چقدر از مناطق کشور را که یکجا دست گذاشت و آن را متعلّق به خودش کرد! بازماندگان او هم همین‌طور بودند. در رأس قدرت، بیعدالتىِ مطلق بود. هرچه از رأس قدرت پایین‌تر میآمدیم، این بیعدالتی هم پایین‌تر میآمد و گسترش پیدا میکرد. هرکس در آن نظام دستش میرسید که به دیگری ظلم کند، ظلم میکرد. جلوگیری هم نداشت. جلوداری هم نبود. آن نظامها، این‌گونه بودند.۱۳۷۶/۰۱/۰۱

من در بلوچستان وضعیتی را دیدم که حقیقتاً قابل توصیف نیست؛ یعنی اگر کسی توصیف کند، شما باور نخواهید کرد؛ یعنی این‌قدر با حالا فاصله دارد. یک عده در آنجا از همه جهت در نهایت راحتی و آسایش زندگی میکردند؛ در ایرانشهر، مثل اعیان تهران زندگی میکردند! در فنّوج و اسپکّه و آن دوردست‌هایی که پای آدم‌های معمولی به آنجا نمیرسید، این‌ها در وضعیت اشرافی زندگی میکردند!در همان شهرها مردمی بودند که اولیات زندگی برایشان وجود نداشت؛ یعنی فقر به معنای تلخ و سیاه، مسأله‌ی آن‌وقت در آنجا بود؛ نه جاده‌ای، نه آبی، نه برقی، نه در تابستان وسیله‌ی خنککننده‌ای.مردم آنجا این‌طور محروم شدند.۱۳۷۰/۰۸/۲۷

آنچه جنگ بر سر این ملت آورده، به مراتب کمتر از آن چیزی است که حکومت سالهای متمادی خاندان پهلوی آورده بود!چنین حکومتی، سالها بر مردم حکومت کرده بود. وقتی در سال چهل و یک فریاد امام بلند شد، بغض مردم ترکید. مردم در طول دهها سال بغض کرده بودند. بعضیها به آن وضع عادت کرده بودند، بسیاری هم بغض کرده بودند. حرف امام به دلها نشست... امام بزرگوار ما که در سال چهل و یک به هنگام شروع مبارزات، چندان معروفیتی نداشتند، در خرداد چهل و دو وضع و پایگاهشان در دلهای مردم به آنجایی رسیده بود که حادثه‌ی پانزده خرداد چهل و دو در تهران اتّفاق افتاد و هزاران نفر در راه امام جان خودشان را فدا کردند. این بر اثر حقانیت آن فریاد بود.
امام تعالیم اسلام را برای مردم بیان کردند؛ معنای حکومت را بیان کردند؛ معنای انسان را بیان کردند و برای مردم تشریح کردند که چه بر آن‌ها میگذرد و چگونه باید باشند. حقایقی را که اشخاص جرأت نمیکردند بگویند، ایشان به‌طور صریح نه به شکل درون گوشی، نه به شکل شب‌نامه، نه آن طوری که گروهها و احزاب به صورت بسته و سلّولهای حزبی و برای کادرهای حزبی بیان میکنند روان، آسان، در فضا، برای عموم مردم بیان کردند. این بود که مردم پاسخ گفتند. البته از آن روزی که امام شروع کردند، تا آن روزی که این انقلاب پیروز شد، پانزده سال طول کشید؛ پانزده سال دشوار. شاگردان امام، دوستان امام، دست‌پروردگان امام، آحاد مردم و افراد روشن‌بین جامعه، اعماق و روح این پیام را درک کردند، آن را گرفتند و در نقاط مختلف و در محافل مختلف و در قشرهای مختلف، آن را گفتند. گفت و بازگفتِ این سخنان و ایستادگی در راه این سخنان، مشکلات فراوانی ایجاد کرد. هزاران نفر به شهادت رسیدند و تعداد چند برابر این‌ها زیر شکنجه‌ها افتادند.دوران خیلی سختی گذشت. بعضیها در طول این پانزده سال، یک شب با امنیت و راحت به خانه‌هایشان نرفتند؛ یک روز با اطمینان از اینکه به آن‌ها آسیب نمیرسد، از خانه‌هایشان بیرون نیامدند. سختیها گذشت و امام در تمام این دوران، مرشدانه، حکیمانه و شجاعانه رهبری میکردند و بالاخره در یکی، دو سال آخر، این امواج خروشان مردمی به وجود آمد. هرجا که آحاد مردم با انگیزه‌ی دینی، با انگیزه‌ی خدایی و بدون چشمداشت مادّی وارد میدان شوند، هیچ قدرتی نمیتواند در مقابلشان ایستادگی کند. همان‌طور که امام فرمودند، آن‌ها با همه‌ی آن سازوبرگشان، در مقابل ملتِ دست خالی ما نتوانستند بایستند؛ لذا این انقلاب به وجود آمد و پیروز شد.۱۳۷۷/۱۱/۱۳
]]>
ریشه های انقلاب اسلامی 4 2017-01-24T17:32:04+01:00 2017-01-24T17:32:04+01:00 tag:http://roohollah.mihanblog.com/post/204 روح الله اژدری بی‌اعتنایی به رأی مردم، اختناق و مقابله جدی با آزاداندیشی حکومت آن‌ها تحمیلی و کودتایی بود. با کودتا سرِ کار آمده بودند؛ هم رضا خان با کودتا سرِ کار آمده بود، هم محمّد رضا با کودتا سرِ کار آمد. حکومت کودتایی، معلوم است چطور حکومتی است: بر مردم تحمیل بودند و از آراءِ مردم، عقاید مردم، دل‌بستگیهای مردم، فرهنگ مردم و درخواست و اراده‌ی آن‌ها هیچ نشانی نبود. آن‌ها برای آراءِ مردم، برای خواست مردم، برای عقاید مردم، برای دین مردم و برای فرهنگ مردم، هیچ احترامی قائل نبودند؛ هیچ رابطه‌ی صمی بی‌اعتنایی به رأی مردم، اختناق و مقابله جدی با آزاداندیشی
حکومت آن‌ها تحمیلی و کودتایی بود. با کودتا سرِ کار آمده بودند؛ هم رضا خان با کودتا سرِ کار آمده بود، هم محمّد رضا با کودتا سرِ کار آمد. حکومت کودتایی، معلوم است چطور حکومتی است: بر مردم تحمیل بودند و از آراءِ مردم، عقاید مردم، دل‌بستگیهای مردم، فرهنگ مردم و درخواست و اراده‌ی آن‌ها هیچ نشانی نبود. آن‌ها برای آراءِ مردم، برای خواست مردم، برای عقاید مردم، برای دین مردم و برای فرهنگ مردم، هیچ احترامی قائل نبودند؛ هیچ رابطه‌ی صمیمی و دوستانه‌ای با مردم نداشتند. رابطه، رابطه‌ی خصمانه بود؛ رابطه‌ی ارباب و رعیّت بود؛ رابطه‌ی آقایی و نوکری بود؛ سلطنت بود دیگر! سلطنت و پادشاهی، معنایش همین است؛ یعنی حکومت مطلقه‌ای که هیچ تعهّدی در مقابل مردم ندارد. خانواده‌ی پهلوی، پنجاه سال در کشور ما این‌گونه زندگی کردند.۱۳۷۷/۱۱/۱۳

زمانی این مملکت، این دانشگاه، این تهران، این پادگانها، این نیروهای مسلّح، این ادارات دولتی، این وزارتخانه‌ها، این دستگاه‌های اطّلاعاتی، همه و همه، تیول امریکا بود. امروز اگر این ملت در دورترین نقاط کشور، در کوره‌ده‌های این کشور، کسی را طرف‌دار امریکا ببیند، سایه‌اش را با تیر میزند. زمانی در این مملکت، ملتی وجود نداشت، آرایی وجود نداشت، مجلسی وجود نداشت، انتخاباتی وجود نداشت. همه چیز تشریفاتی، صوری، دروغی و تصنّعی بود. دوران پهلوی برای این ملت واقعاً دوران عجیبی بود... مانند عمارت عظیمی با مجسّمه‌ها و ستونها و سقفهای مرتفع، که آدم خیال کند کاخی عظیم است؛ اما وقتی نزدیک رفت، ببیند از برف درست کرده‌اند!
دانشگاه، جریان روشن‌فکری، مجلّه و روزنامه، مجلس و دولت، همه صوری بودند. فقط جریان دین که جریانی عمومی و مردمی بود، حقیقی بود، که به آن هم با نظر بغض و نفرت نگاه میشد. البته یک جریان کم‌رنگ‌تر و بسیار کوچکتر، به صورت وطن‌پرستی و میهن‌دوستی هم در گوشه و کنار وجود داشت. چنین وضعی برای این ملت درست کرده بودند.۱۳۷۴/۱۱/۲۰
  ]]>