تبلیغات
جنگ نرم= جهاد نرم - مصاحبه با رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص انتخابات مجلس شورای اسلامی
جنگ نرم= جهاد نرم
همراه با امام ،شهداء و رهبری

 مصاحبه ای که در ذیل می خوانید بصورت مجازی با مقام معظم رهبری صورت پذیرفته است. در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی دانستن پاسخ سئوالهای ذیل برای هر فرد متعهدی لازم و بلکه ضروری می باشد. بنا براین این وبلاگ جهت آگاهی همه هم وطنان اقدام به مصاحبه با مقام معظم رهبری در خصوص انتخابات مجلس شورای اسلامی ( نهم) نموده است. امید است دیدگاه های روشن و راهبردی مقام معظم رهبری موجب بصیرت و آگاهی هم وطنان عزیز گردد.

73-- از دیدگاه حضرتعالی مهمترین خصوصیاتی که مجلس شورای اسلامی را در جایگاه حقیقی خود قرار میدهد کدامند؟

74- مهمترین ویژگی های یک نماینده مجلس شورای اسلامی کدام است؟

75- به نظر حضرتعالی نماینده مجلس شورای اسلامی چگونه می تواند پیوندش را با مردم حفظ کند؟

76- مجلس چگونه می تواند نقش نظارتی خود را ایفا نماید؟

77- نظر حضرتعالی در خصوص بی انظباطی در مجلس شورای اسلامی چیست؟

78- آیا احراز صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی ضرورت دارد؟ ملاک های احراز صلاحیت ها کدامند؟

79- نظرحضرتعالی در خصوص نظارت استصوابی چیست؟

80- آیا محروم شدن شهروندان از حقّ طبیعی انتخاب شدن به وسیله نظارت استصوابی، باعث بی اعتماد شدن مردم به پایه های نظام نمی شود؟

81- مشی حضرتعالی در خصوص اختلافات بین قوا و نهاد هایی مثل شورای نگهبان و وزارت کشور چیست؟

82- رهنمود حضرتعالی در خصوص شرایط  نمایندگان مجلس شورای اسلامی و نوع عملکرد مجریان و ناظران انتخابات چیست؟

73-- به نظر حضرتعالی مهمترین خصوصیاتی که مجلس شورای اسلامی را در جایگاه حقیقی خود قرار میدهد کدامند؟

آن طور كه بنده به عنوان یك ناظر در مسائل كشور احساس می كنم، اگر مجلس شورای اسلامی چهار خصوصیت داشته باشد، در جایگاه حقیقی خود قرار خواهد داشت. بحمداللّه امروز تا آن جا كه ما مشاهده می كنیم، مجلس این خصوصیّات را دارد. لكن می شود هر چه بیشتر به این خصوصیّات افزود و مراقب بود. این چهار خصوصیّت، عبارت است از اوّلاً، احساس مسؤولیت. ثانیاً، استقلال. ثالثاً، شجاعت. رابعاً، فرزانگی و به كار گرفتن فكر و علم و تخصّص.

در این كشور، دهها سال نام مشروطیت وجود داشت؛ اما در دورانهای سلطنت خاندان منحوس زیانبار خفّت آور پهلوی بر ایران، مجلس در حقیقت كان لم یكن بود؛ جز در همان برهه كوتاهی كه مرحوم آیت اللّه كاشانی و نهضت ملی حركتی كردند و مجلس جانی گرفت. و الّا بقیه آن پنجاه  سال، هر چه بود، اسم بود بی مسمّا؛ ظاهر بود بی لُبّ و بی معنا.

این، از آن دوران پنجاه ساله. قریب به بیست سال قبل از دوران پنجاه ساله هم، در این كشور، مشروطیت بود كه مجموعاً، با تعطیلها و انسدادها و به توپ بستنها و غیره، تقریباً در حدود چهار دوره، مجلس شورای ملّی درست شده در اوّل مشروطیت، كار كرد. تاریخ آن مجالس، بسیار عبرت آور است و واقعاً یكایك ملت ایران، برای این كه بدانند جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی به این كشور و این ملت چه داده است، باید آن گذشته را بخوانند. تا ندانیم چگونه بوده ایم، نخواهیم دانست كه امروز چه در اختیار داریم. در آن چند سال اولیه، تا وقتی كه هنوز مجلس، آن مجلس تحت نفوذ سلطان و سردار و دوله و سلطنه و سفارتخانه خارجی نبود، مجلسی بود كه با وجود ابتدایی بودن، تأثیر خود را در اوضاع كشور می گذاشت. هر جا كه اندكی نشانه سلطه خارجی بود، آن مجلس، باقدرت تمام می ایستاد. اولتیماتوم روس بود، مجلس ایستاد. استقراض از خارجیها بود، مجلس ایستاد. قرار داد وثوق الدوله بود، مجلس ایستاد. امثال مدرّس ها در آن مجلس، كم و بیش بودند. آنهایی هم كه گذشت زمان نشان داد نمی توانند همیشه مدرّس باقی بمانند و مثل مدرّس باشند، در سایه حضور مردان مستقل ّ با ایمانی از قبیل مدرّس، خیابانی و امثال آنها، یك حالت واقعی مردمی به آن مجلس دادند.

این، از آن دو دوره اوّلیه كه وضعیتش این گونه بود. بعد از آن كه نفوذ سیاستهای خارجی در همان مجلس، با همان اشخاصظ' پیدا شد، كار به آن جا رسید كه نخست وزیر بعد از كودتا - حسن مشیرالدوله پیرنیا - وقتی كابینه خودش را در مجلس شورای ملی ارائه كرد و مجلس یكی دو نفر از وزرایش را رد نمود، به مجلس گفت: «همسایه جنوبی ما [یعنی انگلیس!] مایلند این دو نفر در كابینه باشند» و مجلس رأی داد! به صرف تمایل همسایه جنوبی دروغی، دو وزیر ابتدا رد شده، رأی مجلس را به دست آوردند. و اما، از آن جا كه انگلیس، غاصب هند و بحرین بود و در خلیج فارس حضور داشت، آن را «همسایه جنوبی» می نامیدند و حتّی تا زمان پهلویها هم، انگلیس همسایه جنوبی نامیده می شد! آن كشور كه در اروپا واقع بود و هزاران كیلومتر با ایران فاصله داشت، اسمش «همسایه» بود! چون این همسایه ناخوانده دروغین، تمایل داشت كه دو نفر مورد نظرش در كابینه مذكور باشند، نه مشیرالدوله خجالت می كشید به مجلس بگوید كه «همسایه جنوبی، مایل است این دو نفر باشند» و نه مجلس خجالت كشید از این كه به خاطر میل همسایه جنوبی، حضور دو وزیری را كه نمی خواست، قبول كند. همان مجلسی كه قبلاً در مقابل اولتیماتوم روس و قرار داد وثوق الدوله و بقیه قضایا ایستادگی كرده بود، كارش به این جا رسید!

بنده، مواردی را كه مجلس اوّل و دوم ایستادگی كرد، یادداشت كرده ام كه احتمالاً به ده یا نزدیك به ده مورد می رسد. آن مجلس، مجلسی بود كه محكم ایستاده بود؛ ملت را به نشاط آورده بود و دولتها را نیز تقویت كرده بود. اگر چه دولتهای آن روز، ذاتاً دولتهای ناتوان و مریضی بودند و بسیاری از آنها ساختمان ذهنی شان، اساساً ساختمان باج دادن به گردن كلفتهای غربی بود؛ اما بالاخره، این مجلس، همانها را تا آن جا كه ممكن بود، حفُمی كرد. این مجلسی كه به خاطر همان دوره های اوّلیه، در تاریخ سرافراز ماند، بتدریج كارش به آن جا رسید كه بعضی از نمایندگانش، جرأت مخالفت نداشتند! بعضی در جلسات به خیال خودشان مسأله دار، حضور پیدا نكردند. مگر وقتی شما حضور پیدا نكردید، مسؤولیتتان از بین می رود؟! شما نماینده اید و باید احساس مسؤولیت داشته باشید.

بعضی از آنها افتخار می كردند كه در آن جلسه ای كه سلطنت ایران به خاندان فاسد و ننگین پهلوی داده شد، حضور نداشتند! در حالی كه بایستی می بودند و مخالفت می كردند. بعضی وابسته و فاقد استقلال بودند. شجاعت هم داشتند؛ اما آن شجاعت را در جهت باطل و خلاف حق به كار می گرفتند. جیبها و شكمهایشان از مال حرام، پر بود. طمع رشوه، طمع رسیدن به مقامات، طمع كمك فلان كسی كه ممكن است قدرت را در دست بگیرد یا امروز بر سر قدرت است، چنان آنها را گیج می كرد كه نمی فهمیدند مسؤولیت چیست. احساس مسؤولیت نبود، استقلال نبود، شجاعت نبود، آگاهی و معرفت و فرزانگی نبود و كار به آن جا رسید. و الاّ اگر مشروطیت در آغاز كار، منطبق با خواسته رهبران واقعی و مخلص و مؤمن آن نهضت - كه بلاشك برترین آنها علمای بزرگ بودند - و هر كس منكر این حقیقت شود، منكر ضروریات و واضحات شده است. چنان كه عده ای منكر می شوند و امروز برای گذشته ما تاریخ می نویسند و حقایق را انكار می كنند - به پیش می رفت، كشور ما پنجاه سال در حسّاسترین مقاطع تاریخ جهان، از قافله عقب نمی ماند. ما پنجاه سال ضرر كردیم. ما ملت ایران، به خاطر تسلّط آن قلدر بی سواد و خاندان و فرزندان و كسان و همراهانش؛ یعنی تسلّط قدرتهای مسلّط بر این كشور - كه در نیم قرن آخر قبل از پیروزی انقلاب، انگلیسیها و بعد هم امریكاییها بودند - و نیز به خاطر كوتاهی مجلس، ضرر كردیم و دچار خسران شدیم.

مجلس می توانست از اوّل جلو این ضرر را بگیرد. شما به تاریخ دوران مشروطیت كه نگاه كنید، می بینید هر جا مجلس از خود قدرتی نشان داد، در مقابل آن قدرت، همه مجبور شدند راه و روش خود را اصلاح كنند. لذا، دشمن در مجلس آن وقت نفوذ كرد:«تلك امة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم.(1)» اینها عبرت است. 11/03/1373

74- مهمترین ویژگی های یک نماینده مجلس شورای اسلامی کدام است؟

مردم همیشه طرفدار نمایندگانی با ایمان ، خدمتگزار ، عدالتخواه ، امین، و تلاشگر در راه عزت و استقلال كشورند، و در هر دوره كسانی را كه دارای این ویژگیها دانسته اند، به نمایندگی بر گزیده اند. به اعتماد مردم ارج نهید و از این ویژگیها در مجلس ، پاسداری كنید.

هر گفتار و كرداری در مجلس كه به فرسایش نظام و بر افروختن چالشهای جناحی بینجامد؛ همبستگی ملی را سست و دشمن را به نفوذ در صفوف ملت و مسوولان امیدوار كند؛ مردم را از كارگشایی نمایندگان خود نومید و در راست گویی آنان به تردید افكند؛ بیگمان در سمتی مخالف با وظیفه ی نمایندگی است. نماینده ی مجلس در این صورت ، وكیلی بی موكل و نشسته بر اریكه ای ناسزاوار است. 07/03/1383

75- بنظر حضرتعالی نماینده مجلس شورای اسلامی چگونه می تواند پیوندش را با مردم حفظ کند؟

پیوند حقیقی با مردم، مستلزم حضور در میان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگی آنان است . ساده زیستی و پرهیز از اسراف و پرهیز از هزینه كردن بیت المال در امور شخصی و غیر ضروری ، شرط لازم برای حفظ این پیوند است. ترویج فرهنگ اشرافیگری و تجمل و سفرهای پرهزینه و بیهوده ی خرجی از كیسه ی مردم ، دور از شأن نمایندگی و عامل گسیخته شدن پیوند نماینده بامردم است. 07/03/1383

76- مجلس چگونه می تواند نقش نظارتی خود را ایفا نماید؟

یكی از ظرفیتهای بسیار مهم است. ابزارهای نظارت در دست شما قرار دارد. دیوان محاسبات را دست كم نگیرید. من در مجالس قبلی مكرر به مسؤولان و دست اندركاران می گفتم دیوان محاسبات را خیلی جدی بگیرید؛ این ابزار بسیار مهمی است. به شما هم این نكته را عرض می كنم. البته بعضی گوش كردند، بعضی هم گوش نكردند؛ اما شما گوش كنید. دیوان محاسبات خیلی مهم است. بودجه ی عظیم این ملت، تنها درآمد عمده ی عمومی ملت است كه در اختیار دستگاه ها قرار می گیرد؛ باید مشخص باشد كه این بودجه چگونه خرج شد. مسأله ی تفریغ بودجه و تشخیص صحت و سقم كاری كه انجام گرفته، یكی از مهمترین ابزارهای نظارتی شماست؛ از این غفلت نكنید. اگر بخواهید از ابزارهای نظارتی استفاده كنید، همه ی تلاش خود را بر این قرار دهید كه ارتباط با دستگاه های اجرایی و تحت نظارتتان، قانونی باشد. بعضی از ارتباطهای مخدوش، مطلقاً به ضرر شماست. نمی خواهیم به كسی یا چیزی یا جمعی اشاره كنیم؛ اما در فرض های ذهنی می گنجد كه بین بخشی از نمایندگان و بخشی از دستگاه های تحت نظارت، ارتباطات مخدوش و غیرصحیحی به وجود بیاید. این، قطعاً نظارت را مخدوش خواهد كرد و قدرت نظارت را خواهد گرفت و توانایی عظیمی كه قانون به مجلس داده است، از مجلس سلب خواهد كرد؛ آنگاه مجلس دیگر اثرگذار نخواهد بود. 27/03/1383

77- نظر حضرتعالی در خصوص بی انظباطی در مجلس شورای اسلامی چیست؟

من این را عرض بكنم؛ خیلی از اوقات كه در گذشته تلویزیون مجلس را نشان می داد و من صندلی های خالی را می دیدم، پای تلویزیون از مردم خجالت می كشیدم و احساس شرم می كردم! ما به این مردم گفته ایم پای صندوق بیایید؛ آنها هم آمده اند و نماینده معین كرده اند؛ حالا چه دارد مطرح می شود؟ مطلب مهم. به مجلس نگاه می كنید، می بینید چهار تا صندلی خالی است؛ یكی نشسته، پنج تا صندلی خالی است. بنده این جا پای تلویزیون وقتی این صحنه را می دیدم، حقیقتاً احساس شرمندگی می كردم. این، بی انضباطی است و مطلقاً نباید این را برای مجلس برتافت. سر وقت حاضر شدن، در كمیسیون حاضر شدن، در صحن علنی حاضر شدن و كار كردن، خیلی مهم است.  27/03/1383

 78- آیا از دیدگاه حضرتعالی احراز صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی ضرورت دارد؟ ملاک های احراز صلاحیت ها کدامند؟

آنچه كه در مسأله احراز صلاحیت به ذهنم می رسد، این است كه احراز، وظیفه شورای نگهبان است و قهراً باید صلاحیتها را احراز كند؛ همچنان كه وظیفه وزارت كشور هم هست. كسی كه داوطلب می شود تا وارد میدانی شود كه شرایطی برای آن میدان هست و شما هم مسؤول این گذرگاه هستید، طبیعی است كه بایستی شرایط را در آن شخص احراز كنید. این، مخصوص شورای نگهبان هم نیست؛ به عهده همه است. البته آقایان احراز را حتمی بگیرید؛ اما دایره محرز را خیلی تنگ نگیرید؛ یعنی صلاحیتی كه برای مجلس هست، مشخص شود كه چگونه صلاحیتی است. واقعاً ببینیم آن مقدار صلاحیتی كه برای مجلس در زمینه التزام به قانون اساسی و التزام به دین مبین اسلام و بقیه شرایط وجود دارد، چه اندازه التزامی است. می شود این را یك امر مقول به تشكیك دانست كه شدّت و ضعف دارد. آن التزام شدید كذایی كه با اندك چیزی كه دیده شود مخدوش می گردد، معلوم نیست كه برای نماینده مجلس لازم باشد؛ آن مثلاً فرض بفرمایید برای رهبری یا برای برخی از مقامات عالی رتبه دیگر لازم است. برای مجلس حدّی از این خصوصیات و شرایط لازم است كه ما اسمش را صلاحیتها می گذاریم. آن حد را باید درست تشخیص داد و آن را احراز كرد. گاهی مثلاً فرض بفرمایید یك نفر در فضایی قرار می گیرد كه هیجانی می شود و حرفی می زند كه ممكن است حرف خوب و درستی نباشد؛ اما حاكی از عدم التزام آن شخص به دین یا به جمهوری اسلامی نیست. فرض كنید جوانی است كه در محیطی هیجانی قرار گرفته و چند نفر مطلبی گفته اند و او هم حرفی زده، یا در جلسه ای كه دو، سه یا پنج نفر از دوستان راجع به كشور و اسلام صحبت می كنند، جمله ای گفته كه این جمله ممكن است در صحبتی دوستانه قابل قبول باشد - هرچند كه انتقادآمیز بوده؛ یا انتقاد از رهبری یا از برخی از مبانی نظام - اما نمی توان این جمله و حرف را كه به گوش ما رسیده، حاكی بدانیم از این كه این شخص از صلاحیت ساقط شده است. این مطلب را برای توضیح معنای تنگ نگرفتن دایره محرز گفتم. شرایطی هست كه باید احراز شود؛ منتها اندازه وجود این شرایط در اشخاص مختلف، ممكن است مختلف باشد؛ همچنان كه آن مسائلی كه حاكی از وجود یا فقدان این شرایط هست، آنها هم در شرایط و اوضاع و احوال مختلف تفاوت پیدا می كند.

مطلب دیگر این است كه ما احراز را حتمی می دانیم؛ ولی در این گونه مواقع عادتاً احراز یقینی و علمی ممكن نیست و احراز به معنای قیام بیّنه هم تقریباً همین طور است. اگرچه فرموده اند دو نفر یا سه نفر هم باشند كافی است؛ اما كمتر پیدا می شود مواردی كه دو نفر شاهد عادل شهادت دهنده عن حسظچ بیایند و راجع به مطلبی شهادت دهند. در خیلی از این مسائل، مرزهای حدس و حس با هم نزدیك است و گاهی حدسیّات با حسیّات مشتبه می شود؛ بخصوص كه در خیلی از حرفها و اظهارات، جای تفاسیر مختلف وجود دارد؛ یعنی شخصی حرفی زده، وقتی شما به خودش مراجعه می كنید، می گوید من منظورم چیز دیگری بوده است. نمی شود گریبان او را گرفت كه ظاهر حرفت این است. اگر كسی خلاف ظاهر اراده كرده، یا در آن وقت توجّه به ظاهر نداشته، خلاف شرع كه نكرده است. بنابراین آ«ممكن استآ» شخصی خلاف ظاهر حرف زده باشد؛ همین ممكن كه شد، احتمال وارد می شود و پایه شهادت عن حسّظچ را سست می كند. بنابراین احراز كه می گوییم، مراد احراز علمی یا احراز شرعی به معنای قیام بیّنه نیست، بلكه مراد احراز عرفی ناشی از قرائن و امارات است كه باید قرائن و اماراتی قائم شود و انسان با یك اطمینان عرفی به این معنا برسد، كه البته ممكن است در هر دو طرف قرائن و امارات وجود داشته باشد؛ مثلاً اگر یك نفر در جایی حرفی زده و در جای دیگری هم حرف دیگری زده كه نقطه مقابل آن حرف است، این هم باید به حساب بیاید و انسان از مجموع و برآیند اینها مطلبی را احراز كند؛ یعنی آن نقاط اثبات كننده هم در كنار نقاطی كه به حسب ظاهر، صلاحیتها را نفی می كند، به حساب آید. 24/10/1382

 79- نظر حضرتعالی  در خصوص نظارت استصوابی چیست؟

این روال احراز و تشخیص صلاحیت هم یك روال همه جایی دنیایی است و مخصوص ایران و مخصوص مجلس شورای اسلامی هم نیست. در همه جا وقتی انسان برای مسؤولیتی مأموریت دارد كه مسؤول معیّن كند، قهراً تفحّص و جستجو می كند كه آیا این شخص صلاحیت دارد یا ندارد؛ این هیچ ارتباط ندارد به این كه مجلس شورای اسلامی باشد یا غیرمجلس شورای اسلامی. بنابراین كار، كار معمولی ای است؛ كاری است كه در همه جای دنیا و پیش همه عقلای عالم انجام می گیرد. فرض كنید یك نفر را برای مسؤولیتی به مجلس معرفی می كنند. مجلس بی خود كه به این شخص رأی نمی دهد، بلكه تفحّص، تحقیق، مطالعه و جستجو می كند تا ببیند كه این شخص نقطه ضعفی نداشته باشد. اگر نپسندید، رد می كند. این رد كردن را نمی شود به مجلس ایراد گرفت؛ زیرا مجلس صلاحیت آن شخص را احراز نكرده و او را رد كرده است. عین همین قضیه درباره نمایندگان مجلس هم طبعاً صادق است. بنابراین روال، روال عادّی است و مردم هم این روال را قبول دارند و قانون اساسی هم این روال را احراز كرده است. آنچه كه وظیفه من و شماست، این است كه سعی كنیم آنچه را كه وظیفه قانونی است، با دقّت و با اتقان و با رعایت حال آن كسانی كه با آنها سر و كار داریم، انجام دهیم؛ یعنی ظلم به كسی نشود و حقّ كسی پامال نگردد. 24/10/1382

 80- آیا محروم شدن شهروندان از حقّ طبیعی انتخاب شدن به وسیله نظارت استصوابی، باعث بی اعتماد شدن مردم به پایه های نظام نمی شود؟

جواب من این است كه نه، نمی شود؛ چون نظارت استصوابی یك قانون است و نبایستی كسی از عمل به قانون گله ای داشته باشد. این نظارت شورای نگهبان، طبق قانون و متّكی به قانون اساسی است. پایه ها و ریشه هایش در قانون اساسی است و در قانون عادّی هم همان تأیید شده است و وجود دارد. این نظارت هم برای شهروندان عادّی و معمولی نیست؛ این برای آن است كه یك آدم ناباب، یك آدم مضر و یك آدم بد، به این مركز حسّاس وارد نشود. این نظارت استصوابی مخصوص مجلس كه نیست؛ در مورد ریاست جمهوری هم هست. حالا شما ببینید یك آدم حرّاف پشت هم اندازی كه از خارج هم حمایت شود و پول فراوانی هم داشته باشد و خودش را به شكلهای گوناگونی بیاراید و این جا بیاید و كاندیدا شود و اكثریتی را هم ببرد و رئیس جمهور شود، تكلیف مملكت چه می شود؟! نظارت استصوابی برای همین است كه جلو آدمهایی كه بر طبق قوانین كشور، صلاحیت آمدن به این منصب حسّاس را ندارند -  چه مجلس، چه ریاست جمهوری و چه در بقیه جاهایی كه این نظارت وجود دارد؛ مثل مجلس خبرگان و دیگر جاها - گرفته شود و اینها نتوانند وارد این مراكز حساس شوند. نظارت استصوابی چیز خوبی است؛ چیز بدی نیست. آنهایی كه انتقاد می كنند و ایراد می گیرند، ادّعایشان این است كه شورای نگهبان ردّ و قبولش بر اساس گرایشهای سیاسی است. البته این واقعیت ندارد. خود آقایان شورای نگهبان هم همیشه انكار كرده اند؛ بنده هم تا آن جا كه از نزدیك شاهد كار آنها بوده ام، چنین احساسی نكرده ام. حالا ممكن است كسی یك وقت یك جایی را درست نفهمد و غلط بفهمد كه آن بحث دیگری است؛ اما مبنا، مبنای قانونی است. 01/09/1378

81- مشی حضرتعالی در خصوص اختلافات بین قوا و نهاد هایی مثل شورای نگهبان و وزارت کشور چیست؟

اگر به جای حسّاسی برسد و محتاج تصمیم گیری باشد، و اگر نوبت از مراحل قانونی بگذرد و به رهبری برسد، شكّی نیست كه بنده وارد می شوم و به آنچه تشخیص می دهم وظیفه است، عمل خواهم كرد؛ كما این كه تا الان هم چنین چیزی اتّفاق افتاده است؛ در مورد انتخابات هم اتّفاق افتاده و باز هم همین طور خواهد بود؛ اما این معنایش این نیست كه اگر شما صلاحیت كسی را تأیید كردید و دیگری رد كرد، یا شما رد كردید و دیگری او را قبول داشت، لازم باشد رهبری وسط بیاید و بین شما و آنها داوری كند؛ نه، مجرای قانونی و روش قانونی وجود دارد. یا مثلاً اگر شما صلاحیت كسی را تأیید كردید و او صالح نبود و از زیر دست شما رد شد، ممكن است بنده او را بشناسم و به این كار راضی هم نباشم؛ اما من هیچ وظیفه ای ندارم بیایم جلو این آدم را بگیرم؛ مجرای قانونی اش را طی می كند. شما وزارت كشور هستید و كار خودتان را می كنید؛ شورای نگهبان و هیأت نظارت هم مسؤولانی هستند و كار خودشان را می كنند. طبق قانون هم هر دوی شما موظّفید عمل كنید؛ اگر هم هر كدام برخلاف قانون عمل كنید، یك راه قانونی وجود دارد. این طور نیست كه ما بگوییم كار شما را قبول نداریم، چون آن را خلاف قانون می دانیم؛ یكی دیگر هم به ما بگوید كار شما را قبول نداریم، چون آن را خلاف قانون می دانیم. قانون، مشخّص و واضح است و زبان روشنی دارد و باید طبق آن عمل شود. 22/10/1382

82- رهنمود حضرتعالی در خصوص شرایط  نمایندگان مجلس شورای اسلامی و نوع عملکرد مجریان و ناظران انتخابات چیست؟

كسانی كه این نظام و قانون اساسی را قبول ندارند، آمدنشان به مجلس خطاست و خودشان هم بایستی بدانند كه از نظر این ملت آمدن آنها به مجلس خطاست. معلوم است كسانی كه این قانون اساسی و این ملت و كارها و شعارها و راه و اهدافش را قبول ندارند، نباید به مجلس بیایند؛ اما آن كسانی كه نظام، اسلام، قانون اساسی و امام را قبول دارند، باید به میدان رقابت بیایند؛ منتها رقابت سالم و نه رقابت لجوجانه و عنادآمیز. این جناحها و خطوط و احزاب هم از نظر بنده اعتباری ندارند. بعضی خودشان كه كشمكش می كنند هیچ، سعی می كنند كه رهبری و دستگاههای نظام را هم وانمود كنند كه در دعواهای جناحی و خطّی اینها واردند! این مطلب درست نیست. بنده حزب و شخصیت نمی شناسم؛ بنده این را می شناسم كه كسی كه می آید به مجلس، باید با تقوا باشد. اوّلین شرط تقواست: آ«انّ اكرمكم عنداللّه اتقاكم(8)آ». دیگر این كه باید طرفدار محرومین باشد؛ بداند كه در كشور محرومیت هست و سعی و همّت او باشد كه رفع محرومیت كند. باید ضدّ فساد هم باشد و با فساد مالی و اقتصادی به شدّت و به جد، از بُن دندان و نه به لفظ، مخالف باشد، تا با فساد مبارزه كند. البته توانمند، با اخلاص و عالم هم باشد. صلاحیت بر اساس این مسائل است و مسؤولان دستگاه های مختلف - چه وزارت كشور، چه شورای نگهبان و چه دستگاههایی كه در زیرمجموعه این مراكز مشغول فعالیت هستند - باید معیارشان را قانون قرار دهند؛ زیرا در قانون این مسائل پیش بینی شده است.

اگر قانون به طور دقیق و غیرجانبدارانه از یك جناح و یك گروه و یك حزب رعایت شود، همین چیزی كه ما می خواهیم، تحقّق پیدا خواهد كرد. دستگاههای دولتی مراقب باشند كه نقش داور را ایفا كنند. در یك بازی ورزشی داور نقش مشخّصی دارد. اگر هر یك از دو تیمی كه با هم مسابقه می دهند، پیروز شوند، در حقیقت داوری كه خوب داوری كرده، پیروز شده است؛ اما اگر داور رفت سراغ یكی از دو تیم - رفت سراغ این جناح یا آن خط - چه آن تیم پیروز شود، چه شكست بخورد، داور شكست خورده است. دستگاههای دولتی نقش داوری خود را حفُكنند و مراقب باشند گرایش به این حزب و آن حزب و این جناح و آن خط پیدا نكنند. قانون را مخلصاً، خالصاً رعایت كنند؛ همه چیز درست خواهد بود؛ مردم هم قدرت انتخاب پیدا می كنند. البته كسانی كه به عنوان نامزد انتخابات به مردم معرفی می شوند، معنایش این است كه اینها صلاحیت دارند و این معرفی، امضای صلاحیت اینهاست. دستگاهها بایستی مراقب باشند كه این امضاء بیهوده، خلاف و دروغ نباشد. این دروغ گفتن به مردم است؛ هم رد كردن آدم صالح، هم پذیرفتن آدم ناصالح؛ هر دو بد و هر دو خلاف است. دستگاهها مراقب باشند كه این خلافها انجام نگیرد، تا ان شاءاللّه روز انتخابات برسد و مردم نگاه كنند و با فكر آزاد و رأی درست، كسی را كه به نظر خودشان صالحتر است، با شناخت و معرفت انتخاب كنند و به مجلس بفرستند. یك مجلس معتبر و آبرومند می تواند برای كشور خیلی مفید باشد. 18/10/1382

 





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : انتخابات مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مجلس،
لینک های مرتبط :
شنبه 5 فروردین 1391 11:59 ق.ظ
باسلام به محضر مقام عظمای ولایت و شما دوست عزیز
ضمن عرض تبریک سال نو - هر جنگی جهاد نیست پس جنگ نرم هم مساوی جهاد نرم نیست بلکه جهاد نرم ما در مقابل جنگ نرم دشمنان است !!
وبلاگ زیبایی دارید موفق باشید .
دوشنبه 15 اسفند 1390 05:38 ب.ظ
سلام
ایران باید تا 50 سال دیگر مرجع علمی دنیا شود.
تیمی در تهران برای این تشکیل شده که این مساله را پیگیری می کنند. می توانید همکاری کنید. احتمالا در شیراز تیمی تشیکل شود و ایده پردازی در این زمینه شود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

این ویلاگ مروج ومدافع تفکر اصولگرای پایبند به اسلام ناب، امام ، شهدا، و مقام معظم رهبری است. واز اصول اسلام، انقلاب،آرمان شهدا،وراه امام و رهبری دفاع می نماید. وابسته به هیچ گروه یا جریان سیاسی نیست . ( استفاده از مقالات با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است )
مدیر وبلاگ : روح الله اژدری
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :