تبلیغات
جنگ نرم= جهاد نرم - اکبر گنجی کیست؟ (قسمت اول)
جنگ نرم= جهاد نرم
همراه با امام ،شهداء و رهبری
شنبه 10 بهمن 1388 :: نویسنده : روح الله اژدری

قسمت اول

اکبر گنجی در روز ۱۱ بهمن ۱۳۳۸ در کوی سیزده آبان شهر ری ، تهران به دنیا آمد. وی در دوران انقلاب ۱۳۵۷ایران از فعالین خیابانی بود که بعدها با تشکیل سپاه پاسداران به آن پیوست . اکبر گنجی از مخالفین ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر بود وی در سال ۱۳۶۲ در یک سخنرانی علنی در پادگان ولی عصر و در حضور محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه، به سیاست ادامه جنگ اعتراض کرد و آن را بیفایده دانست. سخنرانی وی  واکنش شدیدی در سپاه در حال جنگ ایجاد کرد.  دادستانی سپاه این برخورد را تمرد در شرایط جنگی دانست و برای گنجی خواستار اشد مجازات یعنی حکم اعدام شد. اما با وساطت آیت الله منتظری و آیت الله یوسف صانعی این موضوع منتفی شد. وی در سال ۱۳۶۳ از سپاه استعفا داد و از آنجا بیرون آمد. . او بعد از کنار رفتن از سپاه چند سالی رابط فرهنگی سفارت ایران در ترکیه بود .1

اکبر گنجی و فعالیت مطبوعاتی

با پایان جنگ و پس از ورود به دانشگاه، از اوایل دههٔ هفتاد گنجی به حلقهٔ کیان پیوست. حلقه‌ای که پس از جدا شدن خاتمی و شمس الواعظین و اعضای چپ مذهبی گرداننده روزنامه کیهان از آن نهاد به نشریه کیان روی آوردند و عبدالکریم سروش در آن زمان ،آنان را به لحاظ فکری تغذیه می‌کرد اکبر گنجی در سال 1369 تحصیلات ناتمام خود را به پایان رساند و لیسانس ارتباطات خود را گرفت و در سال 1371 نیز فوق لیسانس خود را در همان رشته به پایان برد. او که پیش از این در کنار مصطفی رخ صفت، رضا تهرانی، ماشاء الله شمس الواعظین و دیگر نویسندگان و مدیران موسسه کیهان تا قبل از مهدی نصیری در نشریه کیهان فرهنگی کار می کرد، یکی از جنجالی ترین مقالاتش را با « عنوان هایدگر علیه هایدگر» در سال 1365 در کیهان فرهنگی چاپ کرده بود. در آن سالها هایدگر به عنوان فیلسوف مقبول اصولگرایان فعلی  شناخته می شد که از طریق دکتر احمد فردید و شاگردانش تلاش می کردند تا با اندیشه های طرفدار جامعه باز، از جمله دیدگاه های پوپر که توسط دکتر عبدالکریم سروش به اندیشمندان ایرانی شناخته شده بود، مبارزه کنند. چنین بود که هایدگر به عنوان فیلسوفی متاله و احمد فردید به عنوان سرحلقه فیلسوفان و متفکران انقلابی شناخته می شد. شاگردان دکتر احمد فردید مانند دکتر رضا داوری، محمد رضا جوزی، محمد مددپور، برادران رجبی، یوسفعلی میرشکاک و برخی دیگر، تفسیر تازه دکتر سروش را از دین و اندیشه دینی خطرناک می دانستند و کیهان فرهنگی پایگاهی بود که در آن اندیشه های سروش مورد پذیرش قرار گرفته بود و از همین رو این نشریه مقبولیت بسیار نزد روشنفکران یافته بود. اکبر گنجی چندی با کیهان فرهنگی همکاری کرد و مدتی نیز مقالاتی را در روزنامه سلام نوشت. او از زمان تاسیس کیان همیشه در آن نشریه به عنوان یکی از اعضای شورای سردبیری بود و مقالات تئوریک خود را در کیان که توسط کسانی که از کیهان بیرون آمده بودند، چاپ می کرد. کیان توسط پیروان دکتر سروش و به سردبیری شمس الواعظین منتشر می شد.

اکبر گنجی در سال 1369 تحصیلات ناتمام خود را به پایان رساند و لیسانس ارتباطات خود را گرفت و در سال 1371 نیز فوق لیسانس خود را در همان رشته به پایان برد. او که پیش از این در کنار مصطفی رخ صفت، رضا تهرانی، ماشاء الله شمس الواعظین و دیگر نویسندگان و مدیران موسسه کیهان تا قبل از مهدی نصیری در نشریه کیهان فرهنگی کار می کرد، یکی از جنجالی ترین مقالاتش را با « عنوان هایدگر علیه هایدگر» در سال 1365 در کیهان فرهنگی چاپ کرده بود. در آن سالها هایدگر به عنوان فیلسوف مقبول اصولگرایان فعلی  شناخته می شد که از طریق دکتر احمد فردید و شاگردانش تلاش می کردند تا با اندیشه های طرفدار جامعه باز، از جمله دیدگاه های پوپر که توسط دکتر عبدالکریم سروش به اندیشمندان ایرانی شناخته شده بود، مبارزه کنند. چنین بود که هایدگر به عنوان فیلسوفی متاله و احمد فردید به عنوان سرحلقه فیلسوفان و متفکران انقلابی شناخته می شد. شاگردان دکتر احمد فردید مانند دکتر رضا داوری، محمد رضا جوزی، محمد مددپور، برادران رجبی، یوسفعلی میرشکاک و برخی دیگر، تفسیر تازه دکتر سروش را از دین و اندیشه دینی خطرناک می دانستند و کیهان فرهنگی پایگاهی بود که در آن اندیشه های سروش مورد پذیرش قرار گرفته بود و از همین رو این نشریه مقبولیت بسیار نزد روشنفکران یافته بود. اکبر گنجی چندی با کیهان فرهنگی همکاری کرد و مدتی نیز مقالاتی را در روزنامه سلام نوشت. او از زمان تاسیس کیان همیشه در آن نشریه به عنوان یکی از اعضای شورای سردبیری بود و مقالات تئوریک خود را در کیان که توسط کسانی که از کیهان بیرون آمده بودند، چاپ می کرد. کیان توسط پیروان دکتر سروش و به سردبیری شمس الواعظین منتشر می شد.2

 گنجی از همشهری تا دوم خرداد

در سال 1371 شهرداری تهران که در آن روزها با مدیریت غلامحسین کرباسچی اداره میشد، روزنامه ای به نام همشهری را منتشر کرد. این روزنامه از چند جهت در میان مطبوعات ایران یگانه بود؛ این روزنامه اولین روزنامه رنگی کشور بود، و نه از ابتدا که پس از مدتی با صفحه بندی ماشینی بسته می شد، روزنامه ای با موضوعات اجتماعی بود و به شیوه ای مدرن اداره می شد. همشهری در سالهای اول نه تنها برای شهرداری تهران هزینه ای نداشت، بلکه به دلیل سازمان آگهی و نیازمندی های گسترده اش به موسسه ای درآمدزا و ثروتمند تبدیل شده بود. زمان زیادی طول نکشید که این سیاست روزنامه همشهری روزنامه کیهان را که در آن دوره جذب کننده اصلی آگهی های کشور بود، به ورطه ورشکستگی، کاهش شدید تیراژ و از دست دادن مشتریان سی ساله سنتی کشاند. کسانی که این روزنامه را اداره می کردند، اکثرا انقلابی های تجدیدنظرطلبی بودند که پس از رسیدن به بن بست در کار با حکومت، از سازمانهای حکومتی بیرون آمده و در جستجوی رسانه ای برای نقد وضع موجود بودند. در فهرست مدیران و کارکنان اولیه همشهری عجیب نیست اگر این اسامی را بخوانیم؛ ماشاء الله شمس الواعظین، احمد ستاری، سعید پورعزیزی، اکبر گنجی، بهروز گرانپایه، سید ابراهیم نبوی، فریدون عموزاده خلیلی، فاطمه راکعی، محسن اشرفی، علی اصغر رمضانپور و بسیاری دیگر که بعدها جنبش مطبوعات اصلاح طلب را شکل دادند. اکبر گنجی از ابتدای کار روزنامه همشهری به عنوان دبیر گروه اندیشه این روزنامه به کار مشغول شد. عمر این گروه تحریریه چندان طولانی نشد،. دادگاه این ماهنامه را به دلیل اهانت به رهبری توقیف کرد. از سوی دیگر مجلس از کرباسچی خواست تا نام سردبیر و ماهیت روزنامه را تغییر دهد. کرباسچی در دفتر روزنامه حضور پیدا کرد و اعلام کرد که نظر مجلس را برای تغییرات جدی در روزنامه همشهری پذیرفته است. اکبر گنجی همان روز از روزنامه همشهری استعفا داد و بیرون رفت.3

اکبر گنجی ودوم خرداد

با پیروزی محمد خاتمی در دوم خرداد ۱۳۷۶ و در انتخابات ریاست جمهوری، یاران او که اکبر گنجی نیز در میان آن‌ها بود به نام اصلاح طلبان شهره شدند و فعالیت‌های گستردهٔ سیاسی و اجتماعی را پی گرفتند. زندانی شدن اکبر گنجی به دلیل سخنرانی با عنوان واکاوی فاشیسم مذهبی در دانشگاه شیراز و انتشار هفته نامه راه نو از رویدادهای چشمگیر این دوران زندگی اوست. اکبر گنجی عضو شورای سردبیری صبح امروز، خرداد، فتح و برخی روزنامه های دیگرهم  شد. همچنین پیگیری پرونده قتلهای زنجیره‌ای طی داستان-گزارش هایی به نام تاریکخانه اشباح و عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری که اولین گام او برای جدایی کامل از طیف اصلاح طلبان طرفدار حکومت ولایت فقیه به شمار می‌رود از مهم‌ترین نوشته‌های وی در این دوران است.4

اکبر کنجی از جمله افراد حلقه کیان بود که سالها در کلاس درس سروش به آموزش لیبرالیسم و سکولاریسم و پلورالیسم پرداختند و پس از دوم خرداد 76 درسایه وزرات فرهنگ وارشاد اسلامی به عملیاتی کردن آموخته های ضد دینی خود پرداختند. گنجی و هم فکرانش با دریافت موقعیت مناسب با ایجاد فضای تسامح وتساهل توسط دولت اصلاح طلب خاتمی تلاش نمودند فضای رسانه ای ضد دینی و انقلابی بوجود آورده و بنیاد های دینی حکومت اسلامی را به چالش بکشانند.کنجی درطول دوران اصلاحات تلاش داشت چهره حکومت اسلامی را مخدوش نموده و اثبات نماید که حکومت اسلامی کارایی لازم را برای اداره جامعه ندارد. لذا وی با خصومتی بی نظیر تلاش داشت خشونت و ظلم وستم را درذات  حکومت اسلامی معرفی نماید. وی همزمان با آغاز ماه محرم درسال 78 در مقاله ای با عنوان (( خون به خون شستن محال آمد محال )) سعی کرد تا اساس قیام امام حسین و مظلومیت آن حضرت را زیر سئوال ببرد . اکبر گنجی تلاش داشت چنین وانمود کند که عاشورا معلول تعارض های قومی وبالاخص نتیجه خشونت پیامبر در جنگ بدر وخیبر و ...... است. وی در این زمینه نوشت:

((دعوت نباید توام با خشونت باشد وبه  عبارت دیگردعوت  وتبلیغ نمی تواند توام با اکراه اجبارباشد. ...... جنگ بدر و احد جندق وخیبر و موته و...تعدادی از جنگ های مومنان به دین اسلام ومنکران آن است. در این جنگ ها تعداد زیادی کشته شدند ...... در هنگام در امدن کاروان اسیران کربلا وی (یزید) می گفت : کاش بزرگان من در بدر حاضر شدند وگزند تیرهای خزرج را دیدند امروز در چنین مجلسی حاضر بودند...... مختار به دست مصعب بن زبیر و مصعب به امر عبدالملک بن مروان به قتل رسید وبا هریک از این فرماندهان گروهی وبلکه گروه هایی کشته گردیدند. سرحسین بن علی را نزد عبید الله اوردند. سر عبد الله را نزد مختار و سر مختار را نزد مصعب وسر مصعب را به پیش روی عبدالملک  نهاده شد. همه این حوادث در کمتر از ده سال رخ داد. در مدت چهاده سال پس از فاجعه کربلا کوفه همیشه در حال درگیری و خون ریزی بود. خشونت فرزند خشونت است ودرخت خشونت میوه ای جز خشونت ببار نمی آورد .هیچ کس حق ندارد به صرف اینکه خود راحق ودیگران راباطل می داند دست به خشونت بزند ودر صدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی بر آید. .... کینه ها و عقده های به جا مانده از بدر و حنین در کجا سر یاز خواهند کرد؟ ))  5

نشریه راه نو و تخریب مبانی حکومت دینی  

اکبر گنجی با دریافت مجوز انتشار نشریه راه نو به طور مستقیم به تخریب مبانی حکومت دینی پرداخت. ، نشریه ای تئوریک که در هر شماره اش یک جنجال تئوریک به راه می افتاد. این نشریه از سال 1377 آغاز به انتشار کرد و تا 21 شماره به صورت ماهنامه منتشر شد. وی در این نشریه با انتشار افکاری که به طور مستقیم به تخریب ولایت فقیه می پرداخت ضدیت خود و همفکران خود را با اندیشه حضرت امام روشن و اشکار ساخت . نشریه راه نو ولایت مطلقه فقیه را انکار میکرد و فقه را فاقد توانایی در تدبیر حکومت معرفی میکرد. از طرف دیگر وی مروج اندیشه دموکراسی لیبرال و سکولاریسم بود. مطالب ذیل از نشریه راه نو نقل میگردد که نشانه اهداف و افکار منحرف وضد حکومت دینی گنجی و همفکران اوست.

(( دین اسلام آن طور که در بسط تاریخی خودش را نشان داده است نظامهایی که در همه عصر ها بتوان با آن زندگی کرد نداشته است و هیچ دینی نمی تواند چنان نظامهایی داشته باشد.))6

((علم فقه و تعیین حلال و حرام فقهی نمی تواند برنامه حکومت را معین کند.))7     

((این تعبیر که مدیریت دینی در دنیای امروز ممکن است تعبیری ایدئولوژیک و بی معناست. ))8

((آیت الله خویی :: در عصر غیبت ولایت برای فقیه با هیچ دلیلی اثبات نمی شود. ))9

((عدالت اجتماعی را چیزی بجز فرمولی پوچ نمی دانم که عادتا برای طرح ادعایی خاص بدون اقامه هیچ دلیلی به کار می رود.))10

((ولایت فقیه بر مردم در حوزه عمومی اجماعی نیست. ))11

((ولایت انتصابی مطلقه فقیه بر مردم فاقد مستند معتبر نقلی (روایات آیات و اجماع ) است برای اثبات آن چاره ای جز مراجعه به ادله عقلی نداریم))  12

 

گنجی و قتلهای زنجیره ای

 

وقوع قتل های زنجیره ای در آذرماه سال 1377 بحرانی در مطبوعات ایران ایجاد کرد. تا زمانی که معلوم نشده بود عامل قتلهای زنجیره ای نیروهای وزارت اطلاعات هستند، اطلاعات جسته و گریخته ای که چندان جدی نمی نمود در مطبوعات منتشر شده بود، اما بتدریج این موضوع آشکار شد. اطلاعیه وزارت اطلاعات وتایید موضوع  یک انفجار مطبوعاتی به دنبال داشت. اکبر گنجی پیشرو تر از سایر روزنامه نگاران به پیگیری خبرهای قتل های زنجیره ای پرداخت. او  ابتدا به فاش کردن قتلهای زنجیره ای پرداخت و آنگاه تلاش کرد تا به کشف عوامل اصلی قتلهای زنجیره ای بپردازد. گنجی و همفکرانش تلاش داشتند خاتمی را تحت فشار قرار دهند تا او به اهداف مغرضانه آنها درا فشای قتلهای زنجیره ای کمک کند. معروف است که وقتی برخی از کسانی که می خواستند خاتمی در آن دوران به فاش کردن رازهای قتلهای زنجیره ای کمک کند، با رئیس جمهور وقت ملاقات کرده بودند، وی گفته بود که این آقایان گنجی و باقی از من انتظار دارند همه کسانی که از مشروطه تا به حال کشته شده اند، مجازات کنم. اکبر گنجی در روز 29 دی ماه 1378 با انتشار مقاله « عالیجناب سرخپوش» در روزنامه صبح امروز جنگ خود را که تا آن روزها در حد فلاحیان، وزیر سابق اطلاعات پیش برده بود، به سطحی بالاتر کشاند. او در اولین جمله مقاله نوشت « آقای هاشمی رفسنجانی و بیت محترمشان تصویری پارادوکسیکال از ایشان به تصویر می کشند.» در این مقاله او هاشمی رفسنجانی را تحت فشاری گذاشته بود تا یا بپذیرد که قتلهای زنجیره ای با اجازه او رخ داده است، یا چنان بگوید که معلوم شود عامل تعیین کننده این قتلها رهبری حکومت بوده است. چاپ این مقاله از سوی دیگر برای بسیاری از رهبران میانه روی اصلاحات بهت آور بود. آنان نمی خواستند در فاصله یک ماه مانده به انتخابات مجلس ششم هاشمی رفسنجانی را که اگر رو در روی اصلاحات نبود، حداقل با اصلاح طلبان درگیر نبود و اکثر نیروهای مهم اصلاح طلبان و کابینه خاتمی به نوعی از کارگزاران او بودند، رودرروی اصلاحات قرار دهند. این مقاله رفسنجانی و کارگزاران را قربانی جنگ انتخاباتی کرد.. انتخابات مجلس ششم با پیروزی کامل لیست مطبوعات اصلاح طلب و انتخاب هاشمی رفسنجانی که تا پیش از آن همیشه اولین منتخب تهران بود در جایگاه سی ام منتخبین، پایان یافت. چند روز پس از اعلام نتایج انتخابات هاشمی رفسنجانی که جایگاه مناسبی در میان منتخبین تهران نداشت از نمایندگی مجلس استعفا داد.گنجی و همفکرانش از جریان قتلهای زنجیره ای برای متهم کردن حکومت اسلامی به خشونت  و عدم آزادی بیان نهایت استفاده راکردند . در واقع عمل جنایت آمیز چند عنصر خودسر در وزارت اطلاعات که در واقع ضربه به حیثیت نظام بود دستاویز مناسبی برای امثال اکبر گنجی بود تا نظام اسلامی را به استبداد و فاشیسم دینی متهم نمایند.13

اکبر گنجی و کنفرانس برلین

اکبر گنجی همراه با گروهی از نویسندگان اصلاح طلب دینی و برخی از نویسندگان لائیک کشور با دعوت سبزهای فرانسه در کنفرانس برلین حاضر شدند. ترکیبی که در برلین کنار گنجی نشسته بودند، چنان ترکیب نامتجانسی بودند که تصور همنشینی آنان در یک جلسه تا آن روز غیرممکن بود.کنفرانس برلین یک کنفرانس ضد انقلابی بود که با هدف نزدیکی و پیوند ضد انقلاب اپوزیسیون و اصلاح طلبان درون نظام در دوره خاتمی توسط حزب سبز آلمان برگزار گردید. فضای غالب این کنفرانس یک فضای ضد نظام بود و انتظار نمی رفت کسانی که داعیه اصلاح طلبی دارند و دردرون نظام اسلامی هم دارای جایگاه قانونی هشتند دراین کنفرانس شرکت نمایند. اما کسانی چون اکبر گنجی ، جمیله کدیور، یوسفی اشکوری ، عزت الله سحابی ، علی افشاری ، علیرضا علوی تبار ، در این کنفرانس شرکت کردند و همراه با ضد انقلابیون خارج نشین در ضدیت با دین وولایت فقیه سخنرانی کردند. مینا اوحدی که سازمان دهنده تجمع ضد انقلاب در بیرون کنفرانس وعضو کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری  بود در این کنفرانس  کفت:

(( اعلام می کنم جمهوری اسلامی رفتنی است و تقلاهای جبهه دوم خرداد بیهوده است. )) 14

 اکبر گنجی در این کنفرانس از اصلاحات  دفاع کرد  و حکومت را نظامی اصلاح پذیر خواند و  گفت:  

«کسانی این رژیم را ذاتا یک رژیم اصلاح ناپذیر می دانند و به دنبال آنند که با تروریسم این رژیم را براندازند. اما به گمان من رژیم جمهوری اسلامی ایران، رژیمی اصلاح پذیر است و شاهد مدعای من انتخابات ریاست جمهوری در سال 1376، انتخابات شوراها در سال 1377 و انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 1378 می باشد. علاوه بر اینها حضور مطبوعات متنوع، نشر کتاب، بهبود وضعیت حقوق بشر، تحمل مخالفان و فعالیتهایشان برخی دیگر از شواهدی است که نشانگر اصلاحات در ایران است.....در واقع انتخابات، روز قیامت و روز داوری درباره حاکمان است. اگر کسانی بخواهند به روشهایی غیر از گفت و گو و رایزنی جمعی به اهداف خود دست بیایند، به راه بیهوده ای می روند که هیچ گاه به دموکراسی هم دست نخواهد یافت.... در قانون اساسی ایران نهاد رهبری انقلاب اختیاراتش محدود است. یک مجلس نظارتی هم که منتخب مردم است می تواند وی را عزل کند. این ابزار تا به حال بکار گرفته نشده است. تا کنون رهبر انقلاب خود را بالاتر از قانون و قانون اساسی قرار داده است و حال ما خواسته ایم در محدوده قانون اساسی عمل شود. آقای خامنه ای هم با این امر موافقت دارد. ما در چارچوب قانون اساسی فعلی هم می توانیم یک نظام کاملا دموکراتیک در ایران برقرار کنیم. ... ما نظرات امام خمینی را به گونه ای بازخوانی می کنیم که با دموکراسی سازگار باشد....»15

سخنان گنجی در واقع نوعی امید بود که گنجی به ضد انقلابیون میداد که اصلالح طلبان درصددند اصلاحات مورد نظر آنان را در کشور ایجاد کنند.   این سخنان گنجی نه تنها جمعیت را ضد انقلاب را ، آرام نکرد، بلکه آنان را خشمگین تر نیز کرد. چرا که آنان با اساس نظام اسلامی مشکل داشتند و تلاس اصلاح طلبان برای تبدیل معاند به مخالف حرف مفت بود. در این کنفرانس درحال سخنرانی اکبر گنجی یک زن و مرد جلو دوربین بصورت لخت مادر زاد ظاهرشدند وبه رقص وپایکوبی پرداختند و اعلام داشتند که ما این گونه آزادی را طلب می نماییم. فلیم این کنفرانس و فضاحت های آن همان زمان از صدا وسیمای جمهوری اسلامی پخش گردید.

                                                                     ادامه دارد.

منابع

1-     دایره المعارف اینترنتی  ویکیپدیا

2-     سایت روز آن لاین    http://www.roozonline.com      

3-     سایت روز آن لاین http://www.roozonline.com

4-     دایره المعارف اینترنتی  ویکیپدیا

5-     روزنامه صبح امروز – 24فروردین 1378

6-   ماهنامه راه نو  صاحب امتیاز و مدیر مسئول اکبر گنجی – شماره 19 7 شهریور 1377- مقاله قرائت رسمی از دین بحرانها چالشها راه حلها در گفتگو با محمد مجتهد شبستری

7-   ماهنامه راه نو  صاحب امتیاز و مدیر مسئول اکبر گنجی – شماره 19 7 شهریور 1377- مقاله قرائت رسمی از دین بحرانها چالشها راه حلها در گفتگو با محمد مجتهد شبستری

8-   ماهنامه راه نو  صاحب امتیاز و مدیر مسئول اکبر گنجی – شماره 19 7 شهریور 1377- مقاله قرائت رسمی از دین بحرانها چالشها راه حلها در گفتگو با محمد مجتهد شبستری

9-     ماهنامه راه نو  صاحب امتیاز و مدیر مسئول اکبر گنجی – شماره 21- 7 شهریور 1377- ص16

10- ماهنامه راه نو  صاحب امتیاز و مدیر مسئول اکبر گنجی – شماره 19 -7 شهریور 1377- ص9

11- ماهنامه راه نو  صاحب امتیاز و مدیر مسئول اکبر گنجی – شماره 19- 7 شهریور 1377- بررسی ادله نقلی ولایت فقیه – محسن کدیور

12- ماهنامه راه نو  صاحب امتیاز و مدیر مسئول اکبر گنجی – شماره 19 7- شهریور 1377- بررسی ادله نقلی ولایت فقیه – محسن کدیور

13-  روزنامه  صبح امروز – 29 دی 1378

14-  دو هفته نامه صبح- شماره 118 -14 اردیبهشت  1379

15-  روز آن لاین http://www.roozonline.com





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : اکبر گنجی، جنبش سبز،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 تیر 1394 07:24 ب.ظ
سلام، با حمایت مقام معظم رهبری، آقایان روحانی و ظریف مهارتهای خود را در انجام مذاکرات و حل مشکلات پیچیده نشان داده‌اند. به آنها اجازه دهید تا امور مربوط به سیاستهای خارجی‌ ایران در منطقه را نیز به عهده بگیرند.
جمعه 25 اردیبهشت 1394 04:08 ب.ظ
سلام، با حمایت مقام معظم رهبری، آقایان روحانی و ظریف مهارتهای خود را در انجام مذاکرات و حل مشکلات پیچیده نشان داده‌اند. به آنها اجازه دهید تا امور مربوط به سیاستهای خارجی‌ ایران در منطقه را نیز به عهده بگیرند.
چهارشنبه 22 مرداد 1393 06:48 ب.ظ
انچه امروز اندیشمند ایرانی نیاز دارد ازادی بیان به صورت مطلق است،حکومتی که بستر این امر را فراهم کند بهترین حکومت دنیاست
یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 11:36 ب.ظ
سلام. برخی اظهار نظرها کودکانه و از روی غرض و نشناخنن مبانی اسلامی و مبانی غربی است. ما نباید شیفته غرب باشیم. و خودمان را خوار و ذلیل کنیم.
پنجشنبه 5 بهمن 1391 10:18 ب.ظ
سلام من فكر میكنم شما افكار ودیدكاه كنجی رو قبول داری اما از سر ناكزیری مجبوری اونا رو این جوری بیان كنی اما ممنون از اطلاع رسانیت
دوشنبه 26 دی 1390 11:04 ب.ظ
فرموده اید گنجی به تخریب مبانی حکومت دینی در نشریه راه نو پرداخت. سلسله مقالات حکومت ولایی در نشریه راه نو نظرات محققانه محسن کدیور است که به دوستان هم توصیه میکنم این کتاب مستدل و محققانه را بخوانند
دوشنبه 26 دی 1390 10:54 ب.ظ
فرموده اید گنجی میخواست اثبات کند حکومت اسلامی کارایی لازم برای ادامه جامعه را ندارد؟ شما فکر میکنید دارد؟ حضرت عیسی میگوید درخت را باید از ثمرش شناخت؟ به نظر شما ثمر درخت ولایت چه بوده؟جزو فسادترین کشورهای جهان بودن. دزدی های بی سابقه، غارت ثروت ملت،دروغ، تقلب، پر کردن زندانها، بردن کشور به سمت جنگ، رسیدن سن روسپیگری دختران به 15 سال، تورم وووووو
دوشنبه 26 دی 1390 10:15 ب.ظ
اینکه آقای گنجی با ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر مخالف بود نقطه ضعف است یا قوت؟ به نظر شما جنگ باید ادامه می یافت؟ دلیل محکم ادامه جنگ و وارد آوردن هزار میلیارد دلار خسارت به کشور و بعد هم تبدیل شدن به جام زهر و برگشتن بر سر مرزها چه بود؟نامش را گذاشته اید دفاع مقدس ولی به نظر شما وارد شدن به خاک عراق تجاوز نامقدس بود یا دفاع مقدس؟
چهارشنبه 16 شهریور 1390 07:37 ق.ظ
سلام، ۳ برابر قیمت یک نیروگاه اتمی‌ جدید و نو به روس‌ها برای بوشهر پول دادیم. حالا خدا کند مثل هواپیما‌هاشون سقوط نکند. گفتند به خاطر یک ویروس یک سال افتتاحش عقب افتاد اگر یک زلزله بیاید خدا میداند چقدر مردم برای رسیدن به دنیای دیگر، جلو بیفتند. آلمان، فرانسه، هند، ژاپن همه تصمیم گرفتدن دست به اتم نزنند فقط ما‌ها دنبال اتم هستیم و البته روس ها.
چهارشنبه 12 آبان 1389 02:59 ق.ظ
نویسنده محترم وبلاگ

در جستجوی مطلب در باره اکبر گنجی به وبلاگ شما رسیدم و مقاله جامع شما را در باره او خواندم.

گرچه ممکن است میان دیدگاه من و شما دره عمیقی وجود داشته باشد، اما بخاطر استفاده معنوی که از مقاله شما کردم وظیفه خود دانستم تا از شما تشکر کنم.
پایدار باشید
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 02:59 ق.ظ
سلام از سایت غنی تون استفاده كردیم و انشا الله خواهیم كرد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

این ویلاگ مروج ومدافع تفکر اصولگرای پایبند به اسلام ناب، امام ، شهدا، و مقام معظم رهبری است. واز اصول اسلام، انقلاب،آرمان شهدا،وراه امام و رهبری دفاع می نماید. وابسته به هیچ گروه یا جریان سیاسی نیست . ( استفاده از مقالات با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است )
مدیر وبلاگ : روح الله اژدری
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :