تبلیغات
جنگ نرم= جهاد نرم
جنگ نرم= جهاد نرم
همراه با امام ،شهداء و رهبری

 

ایالات متحده آمریکا از حدود یک قرن پیش اقدام به تاسیس موسسات و کانون ها و بنیاد هایی نموده است که که وظیفه آنها مطالعه و شناخت موضوعات مختلف سیاسی و امتیتی و افتصادی و اجتماعی و فرهنگی در جهان و ارائه راهبرد هایی است که در جهت اهداف امپریالیستی آمریکا مورد استفاده قرار گیرد. این نهاد های تصمیم ساز مهمترین ابزار قدرت نرم ایالات متحده به شمار رفته و راهبرد های این مراکز در اصل دستور العمل های است که دولت های مختلف آمریکا برای پیشبرد اهداف سلطه آمریکایی در جهان از آنها بهره برداری کرده اند. نحوه برخورد دولت های متخاصم و سرکش در مقابل آمریکا توسط همین مراکز و بنیاد های مطالعاتی مورد تحقیق و کنکاش قرار گرفته و نظرات و گزارشات منتشر شده توسط آنها تصمیم ساز مراکز قدرت آمریکایی می باشد. جنگ نرم در واقع توسط همین بازیگرانی انجام می شود که اولا دارای قدرت نرم هستند .ثانیا به جای غلبه بر بازیگران رقیب تلاش دارند تا محیط منازعه و کنش بازیگران را کنترل کنند. این مراکز از ابزار های بهره می گیرند که مبتنی بر قدرت سخت افزاری نیست . در ایالات متحده بیش از 1700 کانون و مراکز وجود دارد که عمدتا فعالیت آنان به صورت نرم افزاری علیه کشور های عیر همسو با آمریکا به ویژه جهان اسلام و در راس آن ایران می باشد.

این کانون ها و مراکز مطالعاتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ،  نظام جمهوری اسلامی را مورد توجه قرار داده و رویکرد های مختلفی را در خصوص  برخورد با ایران مورد بررسی و مطالعه قرار داده است. مهمترین این مراکز و بنیادها را که در مراکز قدرت آمریکا نفوذ بیشتری دارند و برروی موضوع ایران تمرکز نموده اند را  می توان چنین نام برد .

1- بنیاد ملی برای دوکراسی

2- بنیاد جامعه باز

3- موسسه هوور

4- بنیاد صلح بین المللی کارنگی

5- خانه ازادی

6- آمریکن اینتر پرایز

7 بنیاد هرتیچ

8- بنیاد اموکراسی در ایران

9- شورای روابط خارجی

10- سیاسیت خاور نزدیک واشنگتن

11- مسسه کیتو

- 12موسسه پیشرفت آمریکا

13- موسسه بروکینگز

14- کمیته خطر کنونی

15- شورای ملی ایرانیان آمریکا

  کودتای 28 مرداد  - 1332، کودتای نوژه، ماجرای طبس، جنک نیابتی صدام با ایران ، تهاجم فرهنگی، تحریم اقتصادی ، تقابل دیپلماتیک با پیشرفت هسته ای ایران، کودتای مخملی سال 1388 از جمله راهبرد های است که از همین مراکز تصمیم ساز پدیدار شده است. این مراکز ضمن حمایت  مالی از معاندین نظام جمهوری اسلامی تعدادی از آنها را به عنوان کارشناس و پژوهشگر به استخدام خود درآورده و این افراد خائن ایرانی بخش قابل توجهی از مطالعات و اطلاعات و نظریات را در اختیار نهاد های صهیونیستی قرار می دهند. این افراد تا کنون میلیارد ها تومان کمک مالی برای  فعالیت ضد ایرانی خود دریافت داشته اند. عطای جوایزو بورسیه مطالعاتی به معاندین نظام جمهوری با موضوعات مرتبط با ایران وبراندازی نظام جمهوری اسلامی از جمله دیگر اقدامات این مراکز می باشد. 

این مراکز و بنیاد ها نیتجه  اطلاعات، مطالعات و تحقیقات خود را در نشست های مختلف مورد بررسی قرارمیدهند و یا آنها را به صورت گزارش جهت بهره بردای مراکز قدرت در آمریکا منتشر می کنند. فعالیت این مراکز و عوامل ایرانی آن بعد از نا کامی انقلاب مخملی در سال 1388 شدت و سرعت بیشتری یافته است. تعداد 26 نشست  ضد ایرانی با موضوعات مرتبط با موضوع براندازی نظام جمهوری اسلامی با حضور معاندین و ضد انقلابیون فراری و کارشناسان آمریکایی برگزار شده است

 

مطالعه گزارشات و نشست ها نشان می دهد مراکز مطالعاتی آمریکا در تقابل با نظام جمهوری اسلامی راه کار های ذیل را به منظور بر اندازی ارئه داده اند. تاکنون بسیاری از این راه کارها در تقابل  با نظام اسلامی بکار گرفته شده است.

1-    بهره گیری از جریانات منحرف

2-    سیاه نمایی فعالیت های هسته ای ایران

3-    اعتبار زدایی بین المللی از نظام جمهوری اسلامی

4-    نخبه سازی

5-    تحریک قومیت ها برای تجزیه ایران

6-    رسانه سازی

7-    اجرای طرح های انقلاب مخملی

8-    حمایت از فراریان

9-    استفاده از سازمانهای غیر دولتی

بهره گیری از جریانات منحرف در میان قشر های روشنفکری که در بدنه نظام جمهوری اسلامی حضور داشتند از جمله اهدافی بوده که در تقابل با نظام جمهوری اسلامی پیگیری شده است. حسنعلی قاضیان عضو یکی از مراکز مطالعاتی راهبردی آمریکا در خصوص بهره برداری آمریکا از این افراد منحرف چنین می گوید:

(( ما از نظر فکری دچار انحراف بودیم و مبناهای فکری ما به گونه ای بود که آمریکایی ها آن را مورد توجه قرار دادند. و احیانا افکار ما را در مسیر امیال خود ارزیابی می کردند. نوع اعتقاداتی که ما به خصوص عبدالکریم سروش در کنفرانسهای خارجی بیان میکرد ، سبب می شد که اختلاف فکری ما با مبانی انقلاب رو ز به روز بیشتر شده و به همان میزان به افکار و امیال آمریکایی ها که خواهان براندازی نظام جمهوری اسلامی بودند نزدیک شود. )) رویکرد ها و طرح های آمریکایی در باره ایران – علی عبد الله خانی – موسسه فرهنگی و مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران – ص171

افرادی همچون محسن سازگارا ، مجید محمدی ، آرش نرافی، محسن کدیور، اکبر گنجی، از جمله اعضای این جریان فکری منحرف بودند که در چارچوب حلقه موسوم به کیان کار می کردند. انحراف این افراد از آن جا هویداست که محسن کدیور در لباس روحانیت مترجم اندیشه های غربی است. و از اندیشه دموکراسی و لبرالیییسم غربی حمایت کرده و حکومت دینی را نفی می نماید. اکبر گنجی نیز با حضور در رسانه های غربی منکر وجود امام زمان گردیده است. آرش نراقی نیز از منظر یک صاحب نظر الهیات و اخلاق از همجنس گرایی  دفاع می نماید.

سیاه نمایی فعالیت های هسته ای و نظامی بودن آن از راهکار هایی است که این مراکز پیگیری می نمایند. علی رغم اینکه نظام جمهوری اسلامی در چهاچوب موافقت نامه ها و پادمان های آژانس بین المللی انرژی اتمی و همچنین بر طبق مفاد معاهده  منع گسترش سلاح های هسته ای ((((N.P.Tفعالیت کرده است. از اصول تمامی مراکز و موسسات آمریکایی است که فعالیت صلح امیز هسته ای کشور مان را خطرناک و در راستای دستیابی به سلاح هسته ای معرفی نمایند. ارسال پرونده هسته ای کشورمان به شورای امنیت  و صدور قطعنامه های متعدد بر علیه ایران و درخواست نا مشروع تعلیق فعالیت های هسته ای از جمله این اقداماتن بوده است.

موسسات راهبردی آمریکایی در تلاش هستند وجهه جمهوری اسلامی را در سطح جهانی مخدوش کرده و از نظام اسلامی چهره ای ضد حقوق بشر معرفی نمایند. حمایت از آشوب طلبان و فتنه گران ف همجنس بازان ، متجاوزان به عنف ، قاچاقچیان مواد مخدر و جاسوسان از جمله عملکرد های چنین مراکزی است.

برجسته کردن مخالفان جمهوری اسلامی در قالب روشن فکران و مدافعان حقوق بشر آزادیخواه و اندیشمند و غیره از شیوه هایی است که در صددند به این وسیله افرادی را در مقابل نظام اسلامی علم نمایند. اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی و اهدای جوایز به سایر افراد مثل اکبر گنجی و فاطمه حقیقت جو و..... در همین راستا است. معرفی کردن فردی مثل مهدی کروبی به عنوان یکی از 100 متفکر برجسته جهان در سال 2010 از جمله مضحک ترین مصادیق شخصیت سازی آمریکایی هاست.

این موسسات به منظور پیشبرد افکار و نظریات خود اقدام به راه اندازی سایت ها و نشریات اینترنتی به زبان فارسی نموده اند. رسانه سازی بعد از شکست کودتای مخملی سال 1388 در ایران به شدت اهمیت یافته

و بودجه های هنگفتی در این زمینه  هزینه شده است. وب سایت های ذیل به زبان فارسی با همکاری عده از روزنامه نگاران روزنامه های زنجیره ای دوره اصلاحات با حمایت موسسات آمریکایی بر ضد نظام اسلامی در حال فعالیت می باشند. 

1-      سایت گذار متلق به بنیاد خانه آزادی

2-      سایت توانا متعلق به مرکز آزادی خاور میانه

3-      سایت پنجره متلق به بنیاد ملی برای دموکراسی

4-      سایت راهبرد متعلق به بنیاد ملی برای دموکراسی

5-      سایت واشنگتن پریزم متعلق به موسسه امنیت جهانی

6-      سایت ایران ترکر یا ردیاب ایران متعلق به موسسه آمریکن اینتر پرایز

7-      سایت ابتکار امنیت ایرانی متعلق به موسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن

8-      چزاغ آزادی متعلق به موسسه کیتو

اجرای طرح های مخملی نیز از جمله طرح های همین مراکز است که سابقه موفقیت در کشور های اتحاد جماهیر شوروی ، اوکراین، گرجستان، قزاقستان و ..... را دارد. طرح انقلاب مخملی در ایران در چند نوبت تست شده  و شکست خوزده است. اتفاقات 18 تیر 1378، تحصن نمایندگان مجلس ششم هم زمان با تحولات انقلاب مخملی در گرجستان و آشوب ها و فتنه گری های بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال 1388 از جمله اقدامات مخملی در ایران برای براندازی نظام اسلامی به شمار می رود.

 

 





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به طور یقین موسسات و بنیاد های راهبردی به منظور اجرایی کردن نظریات  دیدگاه های خود در کشور های دیکر به ویژه ایران نیازمند همکار افراد و سازمان هایی هستند که بتوانند دستورالعمل های صادره از طرف آنها راه به اجرا درآوردند. در ایران نیز این شرکا از سالها پیش مورد شناسایی قرار گرفته و راه های بهره برداری از آنها مورد مطالعه قرار گرفته است. شرکا و همفکران آمریکا در ایران را می توان در گروه های زیر طبقه بندی کرد.

1-         دانشگاهیان و روشنفکران لیبرال و سکولار

لیبرال ها به طور عمده به دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی گرایش دارند. زیرا در آنجا می توانند افکار خود را گسترش دهند. اگر چه روشنفکران لیبرال در شبکه های مختلفی وجود دارند اما مراکز د انشگاهی و تحقیقاتی مهمترین شبکه بین المللی از روشنفکران غربگرا و مسلمانان متمایل به غرب می باشند. سرمایه گذاری آمریکایی ها برای هدایت و کنترل افکار در این شبکه های بین المللی سابقه دیرینه  دارد. بسیاری از اشخاص و اساتید دانشگاه ها مروج اندیشه  لبرالیسم غربی هستند. در ایران نیز افرادی همچون دکتر عبدالکریم سروش و حسین بشیریه و اکبر گنجی  از جمله افرادی بودند که به ترجمه و ترویج لیبرالیسم غربی پرداخته و امروزه هم همکار موسسات راهبردی آمریکایی هستند. فعالان حلقه کیان که اکثرا از شاگردان دکتر عبدالکریم سروش بودند امروزه به دامان زادگاه اندیشه  عاریتی خود پناه برده اند.

2-         روحانیون  متمایل به اندیشه های غربی

وقوع انقلاب اسلامی و قدرت گرفتن نهاد روحانیت در ایران و  موجب گردید تا دنیای استکبار به ویژه آمریکا یارگیری از میان روحانیون روشنفکر را در دستور کار خود قرار دهد. کنترل افکار و اندیشه های دینی در صورتی موفقیت امیز خواهد بود که توسط اشخاصی در لباس روحانیت  انجام پذیرد. لذا ما می بینیم ترجمه و تفسیر لیبرالیسم و دموکراسی عربی توسط کسانی در لباس روحانیت همچون یوسفی اشکوری ، محسن کدیور و مجتهد شبستری و... انجام میذیرد. شاهد هستیم این افراد در لباس روحانیت با دشمنان انقلاب و اسلام هم فکر و اندیشه شده اند و حکومت دینی و ولایی را نفی می نمایند.

3-         گرو ه های زنان روشنفکر

زنان ، نیازها و توقعات آنان موضوع دیگری است که مورد توجه موسسات راهبردی آمریکایی می باشد. لذا سازماندهی فعالیت زنان غربگرا در این موسسات راهبردی انجام می پذیرد تا مشارکت زنان را در غربی سازی ایران مجمع آموزش زنان توسط مهناز افخمی با عنوان حمایت از حقوق زنان در ایران با همین هدف تشکیل شده است. این مجمع برای رسیده به اهداف خود از سال 2006 تا 2009 مبلغ 848/398/2دلار از بنیاد ملی برای دموکراسی دریافت کرده است. همین مجمع در سال 1996( دوره اصلاحات) یک کارگاه آموزشی در تهران برای ارتقای توانمندی های زنان برگزار نموده است.

در راستای حمایت از فعالیت زنان روشنفکر ایرانی بنیاد ملی برای دموکراسی در سال 1995بورسیه ای با عنوان (( زنان و انقلاب اسلامی – بازسازی زندگی )) به هاله اسفندیاری عطا نموده است. جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی نیز از همین زاویه قابل تفسیر است. 

4-         روزنامه نگاران و نویسندگان غربگرا

فعالیت رسانه های ارزشگرا و انقلابی در ایران از جمله مهمترین عوامل نشر و گسترش اندیشه دینی و اسلامی در سطح داخل و خارج از مرز های ایران می باشد. نشر ارزش های دینی و اسلامی با محتوای انقلابی از جمله مهمترین موانع نفوذ اندیشه لیبرالیسم و ارزش های آمریکایی می باشد. لذا تقابل رسانه ای از طریق تلویزیون ، روزنامه ، رادیو، سایت اینترنتی، از ضرورت هایی است که بنیاد های آمریکایی به آن توجه دارند. بر همین اساس حمایت از سایت ها و روزنامه  وبلاگ ها و نویسندگان غربگرا در دستور کا ربنیاد های آمریکایی است. لذا می بینیم روزنامه های زنجیره ای دوره اصلاحات همچون قارچ روئیده و از همه طرف ارزش های دینی و ملی کشور را مورد هجوم قرار می دهند. روزنامه هایی چون توس ، جامعه ، صبح امروز و نشریاتی چوت کیان با هماهنگی و پشتیبانی یک مرکز راهبردی فعالیت می نمایند. قلم به دستانی چون کدیور ، جلایی پور، حجاریان، آقاجری ، نیک آهنگ کوثر، عباس عبدی ، فائزه هاشمی ،عیسی سحرخیز و ......از جمله افرادی هستند که بصورت شتابزده  به نقد حاکمیت دینی و وتخریب باورهار و اعتقادات دینی مردم پرداخته و در مقابل ارزش های غربی و سکولار را ترویج می کردند. ترویج دموکراسی غربی ، رسانه سازی های همسو با اندیشه های غربی ، ترویج برابری جنسیتی  برای بهره برداری از ظرفیت زنان و تهییج هوا داران روشنفکر و غربگرا به منظور شکل دهی به محیط سیاسی از جمله اقدامات و فعالیت های روزنامه نگاران و نویسندگان شریک آمریکا در ایران بوده که هنوز هم ادامه دارد.

 





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : سیاسی - جنگ نرم- مراکز راهبردی آمریکا،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 29 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

این ویلاگ مروج ومدافع تفکر اصولگرای پایبند به اسلام ناب، امام ، شهدا، و مقام معظم رهبری است. واز اصول اسلام، انقلاب،آرمان شهدا،وراه امام و رهبری دفاع می نماید. وابسته به هیچ گروه یا جریان سیاسی نیست . ( استفاده از مقالات با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است )
مدیر وبلاگ : روح الله اژدری
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :