جهاد نرم
جهاد نرم برای دفاع از انقلاب اسلامی
روح‌الله اژدری:  «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید». این جمله‌ حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر حکیم انقلاب اسلامی
 به ‌عنوان مهم‌ترین و به‌‌یادماندنی‌ترین جمله‌ ایشان از نگاه مردم در سال 1394 است. با توجه به شخصیت حکیم و آینده‌نگر رهبر انقلاب اسلامی، این جمله بدون شناخت و مطالعه در آن مقطع بیان نشده است. بیان این جمله باور قطعی به این مطلب است که در محور مقاومت به عنوان پیشرو امت اسلامی این ظرفیت وجود دارد که زمینه‌های لازم برای تحقق نابودی ویروس کووید 1948صهیونیستی در ربع قرن آینده فراهم شود. 
اکنون که 5 سال از بیان این جمله تاریخی گذشته است، شرایط ژئوپلیتیک محور مقاومت نشان می‌دهد چقدر به تحقق این جمله تاریخی نزدیک شده‌ایم و چه کسانی در ارتقای قدرت و نفوذ منطقه‌ای محور مقاومت و زمینه‌سازی تحقق نابودی اسرائیل نقش اساسی داشته‌اند. سردار سپهبدشهید قاسم سلیمانی به عنوان فرمانده قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مهم‌ترین شخصیتی است که با جان و دل در تحقق زمینه‌های نابودی اسرائیل فعالیت کرده است که لازم است محققان و پژوهشگران در بیان نقش درخشان این قهرمان اسلامی ـ ایرانی قلم‌فرسایی کنند. مهم‌ترین عاملی که بین سردار شهید و تحقق کلام رهبر حکیم انقلاب اسلامی پل می‌زند، روحیه ولایتمداری است. ایشان خود را سرباز ولایت می‌داند و لحظه‌ای در تحقق فرمان ولی و فرمانده تا شهادت به خود استراحت نمی‌دهد. برای شناخت سیاست‌های دفاعی این سردار شهید در راستای مقابله با اسرائیل و آزادسازی قدس باید سیر تحول در قدرت ایدئولوژیک، نظامی، ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک محور مقاومت از جنبش حماس و جهاد اسلامی تا حزب‌الله، عراق و یمن را مورد بررسی قرار داد. 
هویت‌بخشی به محور مقاومت: شاید اولین نیاز حضور و قبول یک قدرت فرامرزی در سایر کشورها قرابت سیاسی و ایدئولوژیک باشد. این پیوند ابتدا در لبنان با تشکیل حزب‌الله و حمایت‌های سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک نظام اسلامی از سال 1982 شکل گرفت. در وﺍﻗﻊ ﺷﮑﻞ‌ﮔﯿﺮی ﺟﺮﯾﺎﻧﺎت ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﻣﻠﻬﻢ ﺍز ﺷﻌﺎرﻫﺎی ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﺍﯾﺴﺘﺎدﮔﯽ و ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻗﺪرت‌ﻫﺎی زﯾﺎده‌ﻃﻠﺐ ﺑﺮﺍی ﺍﺣﻘﺎﻕ ﺣﻘﻮﻕ ﺧﻮد ﺑﻮد، ﻣﻮﺟﺒﺎت ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻋﻤﻠﯽ ﺑﺮﺍی دﯾﮕﺮ جریان‌های ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑویژه در ﺑﺮﺍﺑﺮ رژﯾﻢ ﺍﺷﻐﺎﻟﮕﺮ ﻗﺪس رﺍ مهیا کرد. ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍن ﻣﺜﺎل ﺍﯾﺴﺘﺎدﮔﯽ و ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺣﺰﺏ‌الله در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﺷﻐﺎﻟﮕﺮی ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ در سال 2000 و نیز پیروزی در جنگ 33 روزه با فرماندهی سردار شهید سلیمانی و مجاهد شهید عماد مغنیه، ﺍﻟﮕﻮﯾﯽ ﺑﺮﺍی ﻣﻠﺖ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ شد ﮐﻪ ﻧﺘﺎﯾﺞ آن در ﺟﻨﮓ 22روزه (2009-2008) نمایان ﺷﺪ. بدون ﺗﺮدﯾﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻣﺤﻮر ﻣﻘﺎوﻣﺖ و ﻫﻮﯾﺖ ﺁن، رﯾﺸﻪ در ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﯾﺮﺍن و ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻫﻮﯾﺖ‌ﺑﺨﺶ ﺁن دﺍرد. ﺑﺴﯿﺎری ﺍز ﺷﺎﺧﺺ‌ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮓ ‌ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﯾﺮﺍن ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻫﻮﯾﺖ‌ﮔﺮﺍ، ﻋﺪﺍﻟﺖ‌ﺟﻮﯾﺎﻧﻪ و ﺷﺎﻟﻮده‌ﺷﮑﻦ دﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﻧﻘﺶ ﻣﻮﺛﺮی در ﺷﮑﻞ‌ﮔﯿﺮی ﺟﻨﺒﺶ‌ﻫﺎی ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍز ﺟﻤﻠﻪ در ﻟﺒﻨﺎن و ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺍﯾﻔﺎ ﮐﺮده ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺿﻤﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎرﺷﮑﻨﯽ ﺑﯿﻦ‌ﺍﻟﻤﻠﻠﯽ، ﺍﻗﺘﺪﺍر و ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ رﺍ در ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﺧﺎورﻣﯿﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﻬﺪﯾﺪ روبه‌رو کرده ﺍﺳﺖ. در ﭘﺮﺗﻮ ﭘﯿﺮوزی ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﯽ و ﺷﮑﻞ‌ﮔﯿﺮی ﻣﺤﻮر ﻣﻘﺎوﻣﺖ، ﻣﻮﻟﻔﻪ‌ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﻪ در ﻃﻮل ﺳﺎﻟﯿﺎن درﺍز ﻣﺎﻫﯿﺖ دﯾﻨﯽ و ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ دﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﺣﻮزه ﻧﻈﺎﻣﯽ و ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﯾﮏ ﺍﻧﺘﻘﺎل و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﺎﻫﯿﺘﯽ ﻋﻤﻞ‌ﮔﺮﺍ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. نقش سردار شهید سلیمانی در این میان با بیش از 20 سال فرماندهی سپاه قدس و ارتباط نزدیک با محور مقاومت و جریان‌های متاثر از انقلاب اسلامی بسیار بارز است. شهید سلیمانی فرزند انقلاب، و رفتار و گفتار و اهداف و عمل او خلاصه آرمان‌های انقلاب اسلامی بوده است و به همین دلیل رهبر حکیم انقلاب اسلامی از آن به عنوان «مکتب سلیمانی» نام می‌برند؛ مکتب سلیمانی منتقل‌کننده و هویت‌بخش به محور مقاومت است. سلیمانی سمبل سلحشوری و جنگندگی بود. شیفته شهادت بود. مخلص، محب و مستمسک به اهل‌بیت بود. ولایتمداری ذوب‌شده بود. در فرماندهی سختکوش، سریع و بهنگام بود. بیانش آمیزه‌ای از عقلانیت و احساس بود. ساده، باصفا و مردمی بود و تلاش داشت محور مقاومت بر مردم‌پایگی استوار باشد. در یک کلام یک «انقلابی به تمام معنا» بود که روحیه انقلابی را به هر جا که قدم می‌گذاشت تزریق می‌کرد. جالب است سردار شهید در میدان جنگ با داعش و حتی در جنگ‌های پیش از آن مثل جنگ 33 روزه هرگز با لباس رسمی نظامی سپاهی حضور نداشت، چرا که معتقد بود ماموریت او در سپاه قدس و بیرون از مرزهای ایران یک ماموریت در راستای تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی است و لباس نظامی او را در یک هویت خاص محدود می‌کند و لذا اعضای محور مقاومت در عراق، سوریه و لبنان ایشان را فارغ از تعلقات اینچنینی می‌دیدند و همین هویت را طلب می‌کردند که فقط برای اسلام باشد. به همین دلیل ایشان قبل از اینکه فرمانده مقاومت باشد حبیب مقاومت بود. با عمل و رفتار خود هویت انقلابی و اسلامی را به محور مقاومت منتقل می‌کرد. عمل سردار شهید سلیمانی این باور رسوب شده در ذهن بخشی از مردم منطقه را که معتقد بودند اسرائیل شکست‌ناپذیر است، شکست. اعتماد و خودباوری را به مردم مسلمان منطقه بویژه لبنان و فلسطین بازگرداند. رویکرد حماس را از کشورهای سازشکاری مثل عربستان، مصر و اردن، به سوی ایران بازگرداند. بعد از پیروزی در جنگ 33 روزه حزب‌الله و 22 روزه حماس نابودی اسرائیل به یک باور جهانی تبدیل شد. رژیمی که روزی با قلدری و با راهبرد هجومی در تقابل با کشورهای مسلمان اطرافش بود، اکنون به رژیمی ترسو با سیاست تدافعی در درون مرزهای فرضی‌اش تبدیل شده است. 
پیوند و اتصال جغرافیایی محور مقاومت: ظهور داعش به عنوان یک جریان تروریستی ـ تکفیری که از ناحیه عربستان وهابی حمایت ایدئولوژیک و مالی می‌شد و مورد لطف و عنایت ویژه آمریکا و اسرائیل و ترکیه بود، با وجود لطمات فراوانی که به اسلام ناب وارده کرده در تحقق نابودی اسرائیل نقش بارزی دارد، چرا که این جریان ضداسلامی و مورد حمایت غرب زمینه‌هایی را برای فعالیت در جغرافیای مقاومت برای جریان انقلاب اسلامی فراهم آورد که قبل ازآن فراهم نبود. محور غربی ـ عربی ـ عبری برای از بین بردن هلال شیعی که به قول خودشان از لبنان تا ایران تداوم دارد، اقدام به تشکیل گروه تروریستی- تکفیری داعش کردند. تا قبل از ظهور داعش پیوند جغرافیایی مستحکمی که محور مقاومت را به هم وصل کند، نبود و بسیاری از گروه‌هایی که بعد‌ها با جریان مقاومت همسو شدند زمینه ظهور در جغرافیای منطقه نیافته بودند. از طرف دیگر نقش آمریکا در عراق بسیار زیاد بود و اجازه فعالیت به جریان انقلابی نمی‌داد. با ظهور داعش و ورود سپاه قدس به جریان مبارزه با داعش پیش‌بینی کمپین غربی ـ عربی ـ عبری درست از آب در نیامد و با پیروزی‌های بزرگ محور مقاومت، نقشه شوم آنان نقش بر آب شد. برعکس، سپاه قدس به فرماندهی شهید سلیمانی یک پیوند جغرافیایی بین ایران، عراق، سوریه و لبنان به وجود آورد که می‌تواند مسیر مطمئن و امنی برای پشتیبانی از محور مقاومت در مقابله با رژیم صهیونیستی باشد. این پیوند جغرافیایی از لحاظ استراتژیکی و ژئوپلیتیکی بسیار مهم است و اسرائیل و آمریکا را به هراس انداخته است. لذا حملات مکرر اسرائیل به پایگاه‌های مقاومت حزب‌الله در سوریه و حمله آمریکا به نیروهای حشدالشعبی در داخل عراق و مرز عراق و سوریه در این راستا است که درصددند این پیوند جغرافیایی را قطع کنند. 
تقویت توان موشکی محور مقاومت: رژیم اشغالگر قدس برای تحقق آرمان مجعول صهیونیسم از سال 1948 تاکنون در تلاش بوده است یک ارتش قدرتمند تشکیل دهد. در این راه انگلیس و آمریکا بیشترین کمک نظامی و تسلیحاتی را برای قدرتمند کردن این رژیم کرده‌اند. لذا سال‌ها این رژیم با تکیه بر قدرت نظامی خود از سیاست هجومی پیروی کرده و بارها کشورهای اطراف خود را به منظور غصب سرزمین مورد تجاوز قرار داده است. اشغال جنوب لبنان، صحرای سینا، کرانه باختری، حمله به غزه، اشغال جولان و جنگ 33 روزه از جمله تجاوزات این رژیم در تاریخ ثبت شده است. رژیم صهیونیستی در سیاست دفاعی خود بر برتری هوایی و موشکی تاکید داشته و در هر جنگ از راهبرد زمین‌سوخته استفاده کرده است. به این معنی که ابتدا با حملات هوایی و موشکی از راه دور موجب نابودی قوای دشمن شده و سپس با نیروی زمینی هجوم برده است. با شکل‌گیری محور مقاومت و حمله اسرائیل به جنوب لبنان در سال 2000 این نقطه قوت اسرائیل و نقطه ضعف محور مقاومت مورد تاکید قرار گرفت و ارتقای قدرت دفاعی متوازن با اسرائیل در پی گرفته شد. لذا در دوران فرماندهی سردار شهید سلیمانی، سپاه قدس به منظور بازدارندگی اسرائیل از تجاوز به سرزمین‌های مسلمان از جمله حزب‌الله در جنوب لبنان و حماس در نوار غزه اقدام به تقویت توان موشکی و پهپادی کرد. تسلیح موشکی محور مقاومت با هدف تغییر معادله قدرت نظامی بین محور مقاومت و اسرائیل صورت پذیرفت. 
انتقال تجهیزات، آموزش، تعمیر و نگهداری موشکی به لبنان از جمله کارهای خارق‌العاده‌ای بوده است که با هدایت و فرماندهی این سردار شهید انجام پذیرفت. اولین و بزرگ‌ترین اثر این کار خارق‌العاده در جنگ 33 روزه حزب‌الله به فرماندهی شهیدان سلیمانی و مغنیه نمایان شد. هدف قرار دادن ناو جنگی اسرائیل در دریای مدیترانه و همزمان بهره‌برداری رسانه‌ای از آن در سخنرانی زنده علامه سیدحسن نصرالله، هیمنه اسرائیل را فرو ریخت و همچنین موشک‌باران شهرک‌های صهیونیستی موجب اولین و بزرگ‌ترین شکست اسرائیل از حزب‌الله به عنوان پیشرو محور مقاومت شد. اثرات قدرت موشکی حزب‌الله و پس از آن شکست تلخ اسرائیل از حماس در جنگ 22 روزه به دلیل استفاده گردان‌های عزالدین قسام از موشک موجب تغییر معادله قدرت و تغییر سیاست دفاعی- هجومی اسرائیل شد و هم‌اکنون اسرائیل قدرت و جرأت تجاوزگری ندارد و سیاست تدافعی و حفظ مرزهای فرضی اش در اولویت قرار دارد. تجهیزات موشکی یمن نیز راهبرد بازدارنده‌ای است که عربستان را به عنوان یکی از دشمنان محور مقاومت بعد از 5 سال تجاوز به زانو درآورده است. تولید قدرت موشکی از مولفه‌های قدرت‌زای محور مقاومت است که حاصل تلاش و جانفشانی سردار شهید قاسم سلیمانی است. 
شبکه‌سازی و مردم‌پایه کردن محور مقاومت: سردار بزرگ محور مقاومت از جمله فرماندهان بزرگی است که در دوران دفاع‌مقدس تجربیات بی‌نظیری را آموخته و از نعمت نیروی بسیج در دوران دفاع‌مقدس بخوبی آگاهی داشته است. تشکیل بسیج ریشه در اندیشه دفاعی و نظامی حضرت امام خمینی(ره) داشت و امام معتقد بودند جنگ و جهاد دفاعی در مقابل تجاوزگری صدام یک واجب کفایی است و لذا باید جنگ با تکیه بر نیروی گسترده مردمی و با بهره‌گیری از ایمان و معنویت، بعد انقلابی و روحیه بالای مردمی اداره شود. رکن عمده این دکترین دفاع از عقیده و ایدئولوژی اسلامی است که نظام جمهوری اسلامی مرکز این عقیده را تشکیل می‌دهد. این نظریه در دوران دفاع‌مقدس تاثیر زیادی بر موفقیت رزمندگان اسلام داشته است. لذا سردار شهید قاسم سلیمانی با بهره‌گیری از تجربیات دفاع‌مقدس و همچنین شناخت میدانی از حکومت‌های منطقه غرب آسیا تلاش کرد محور مقاومت به صورت مردم‌پایه شکل بگیرد. استفاده از ظرفیت‌های اعتقادی، ایدئولوژیک و سیاسی مردم جغرافیای محور مقاومت با هر مذهب و قومیتی مورد تاکید سردار شهید سلیمانی است. در جنگ با داعش که به ظاهر یک نیروی سنی وهابی است و نمایندگی جریان عبری- عربی- غربی را بر عهده دارد، سردار سلیمانی تلاش دارد مجموعه‌ای از نیروهای شیعی، سنی، علوی، مسیحی، عرب، افغان، ایرانی، پاکستانی، سوری و عراقی را در کنار هم فرماندهی کند. در عراق با ظهور داعش به مدد کردها می‌شتابد و با فتوای جهاد آیت‌الله سیستانی نیروی حشدالشعبی را با فرماندهی شهید ابومهدی المهندس تشکیل می‌دهد. در سوریه نیروی دفاع ملی که به بسیج مردمی معروف شد با پیشنهاد سردار شهید همدانی و هدایت شهید سلیمانی تشکیل شد. بسیج مردمی سوریه متشکل از گروه‌های شیعه، سنی، علوی و مسیحی در مناطق مختلف این کشور بود. این نیروها در گردان‌های داوطلب زنان و مردان جداگانه سازماندهی شدند و آموزش سلاح‌های ساده مانند کلاشنیکف و نارنجک را دریافت و با ایجاد پست‌های ایست‌بازرسی اقدام به پشتیبانی از ارتش کردند. در جنگ با داعش و تروریسم تکفیری بسیج مردمی سوریه نقش اساسی داشت. سردار «نوعی اقدم» از فرماندهان محور مقاومت راز فرماندهی این نیروی چندملیتی و چندمذهبی را فرماندهی اخلاق‌پایه سردار سلیمانی می‌داند و معتقد است سردار شهید با اخلاقی پیامبرگونه با گروه‌ها و جریان‌های حاضر در محور مقاومت چنان رابطه‌ای عاطفی داشت که همه فکر می‌کردند سردار سلیمانی با آنها الفت بیشتری دارد. خود شهید در میان نیروهای محور مقاومت فارغ از هویت ایرانی حاضر می‌شود. همیشه لباس شخصی می‌پوشد و تلاش دارد محور مقاومت را هویتی فراقومی و مذهبی بدهد. اگر چه او معتقد به ایدئولوژی شیعی است اما بخوبی بلد است همه مخالفان سیاسی رژیم اسرائیل را در ذیل یک پرچم برای مقابله جمع و با جریان بزرگ مقاومت با هویت شیعی همراه کند. 
امروز به نظر می‌رسد سردار سلیمانی وحدت را به مسلمانان در مقابله با اسرائیل بازگردانده است. نابودی اسرائیل با تعامل و همکاری همه ملت‌های مسلمان و همه مذاهب تحقق خواهد پذیرفت و شالوده آن را سردار شهید سلیمانی ریخته است. بی‌جهت نبود که «اسماعیل هنیه» رهبر حماس با حضور در مراسم تشییع سردار شهید سلیمانی در نماز جمعه تهران، عنوان «شهید قدس» را به این مبارز جهان اسلام داد.




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : سردار سلیمانی - سیاست دفاعی - محور مقاومت- شبکه سازی -رژیم صهیونیستی- موشکی-،
لینک های مرتبط : خبرگزاری تسنیم، خبرگزاری رسا، روزنامه وطن امروز،

 روح‌الله اژدری: در منطقه غرب آسیا، ایران از یک پیشینه تاریخی و تمدنی درخشان، قبل و بعد از اسلام برخوردار بوده و همواره در تاریخ تحولات منطقه نقش اساسی ایفا کرده است. ایران به لحاظ جغرافیایی موقعیت منحصر به فردی دارد؛ وسعت سرزمینی و همسایگی با 7 کشور به ایران موقعیت ویژه ترانزیتی به عنوان قطب منطقه داده است که کریدور اتصال شمال- جنوب (کشورهای حاشیه خزر به خلیج‌فارس) و گذرگاهی برای ارتباطات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شرق به غرب است. در بعد جغرافیای سیاسی، موقعیت ایران در استراتژی‌های زمینی و دریایی و نیز تسلط بر تنگه استراتژیک هرمز، نشانگر اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک ایران است. به لحاظ منابع انرژی، ایران جزو غنی‌ترین کشورهای دارای منابع نفت و گاز است و رتبه دوم جهان در ذخایر گاز و رتبه سوم را از نظر ذخایر نفت دارد. در بخش منابع طبیعی، ایران سرشار از منابع طبیعی معدنی است به طوری که ارزش معادن ایران 800 میلیارد دلار برآورد شده ‌است.
 ایران یکی از باکیفیت‌ترین مردم را در میان مردم جهان از لحاظ جوان بودن، میزان تحصیلات بالا و هوش فوق‌العاده دارد. همین  ظرفیت داخلی و موقعیت جغرافیایی یک وزن ژئوپلیتیک را برای ایران ایجاد کرده است، البته در دهه‌های گذشته نفوذ سلطه‌طلبانه قدرت‌های غربی بویژه آمریکا و همگرایی برخی کشورهای وابسته به غرب در منطقه محدودیت‌هایی را برای نظام جمهوری اسلامی ایران در اعمال نفوذ ژئوپلیتیک خود به‌وجود آورد اما بعد از تحولات منطقه غرب آسیا و پیروزی‌های محور مقاومت به فرماندهی سردار شهید قاسم سلیمانی بر گروه‌های تروریستی - تکفیری مورد حمایت جریان عبری - عربی - غربی، نفوذ ژئوپلیتیک ایران در منطقه افزایش یافته است. در منطقه جغرافیایی محور مقاومت از جمله عراق و سوریه که گذرگاه ارتباطات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شرق به غرب محسوب می‌شود، نفوذ ژئوپلیتیک ایران حاصل تلاش‌ها و زحمات مخلصانه شهدای مدافع حرم به فرماندهی سردار شهید قاسم سلیمانی است. اکنون که این اقتدار سیاسی در منطقه غرب آسیا به واسطه فعالیت مجاهدانه سپاه قدس فراهم شده است، سوال اساسی این است: نظام جمهوری اسلامی پس از امنیت و آرامش منطقه بویژه در عراق و سوریه چه چیزی تحصیل خواهد کرد؟ دستیابی به نفوذ ژئوپلیتیک در هر جایی از عالم برای کشورها از اهداف اولیه‌ای است که با تأسی به آن بتوانند اهداف سیاسی، ایدئولوژیک و اقتصادی خود را تحقق بخشند. به طور یقین از نیازهای مهم محور مقاومت تقویت بنیه اقتصاد در شرایط سخت تحریمی، جنگ و خرابی‌های آن است. 2 کشور عراق و سوریه در طول 9 و 6 سال جنگ داخلی و مبارزه با آمریکا و گروه‌های تکفیری مورد حمایت، متحمل خسارت‌های زیادی در حوزه اقتصاد شده‌اند. بانک جهانی در سال 1396  گزارشی با عنوان «خسارت‌های جنگ؛ آثار اقتصادی و اجتماعی درگیری در سوریه» منتشر کرد. این گزارش نشان می‌داد جنگ مداوم از سال ۲۰۱۱ تا 2018 خسارتی بیش از ۲۲۶ میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی سوریه وارد کرده است؛ رقمی که 4 برابر تولید ناخالص داخلی سال ۲۰۱۰ می‌شود. 
مرکز تحقیقاتی «چتم هاوس لندن» سال ۲۰۱۴ گزارش داده بود «اقتصاد سوریه از آغاز درگیری‌های داخلی در این کشور بیش از ۶۰ درصد کوچک شده است. ارزش صادرات معدنی سوریه طی این مدت از ۱۲ میلیارد دلار در سال به ۲ میلیارد دلار رسیده و تولید نفت خام این کشور از ۳۸۷ هزار بشکه در روز طی سال ۲۰۱۱ به ۱۰ هزار بشکه در روز طی سال ۲۰۱۴ رسیده و پوند یا لیره سوری نیز طی این مدت ۸۰ درصد ارزش خود را از دست داده است». در این گزارش آمده بود: «برخی پیش بینی‌ها نشان می‌دهد اگر این درگیری‌ها تا 3 سال دیگر ادامه داشته باشد، اقتصاد سوریه به اندازه سال ۱۹۹۰ کوچک خواهد شد».  همچنین بیزینس اینسایدر می‌نویسد: «علاوه بر کابوسی بشردوستانه، درگیری‌های سوریه موجب تخریب اقتصاد این کشور شده است. آسیب به سرمایه‌های انسانی و زیرساخت‌ها می‌تواند رشد اقتصادی را از بین ببرد، حتی اگر درگیری‌ها بعد از چند سال پایان یابد». تیم تحقیقاتی BMI (یک مؤسسه تحقیقاتی اقتصادی) پیش‌بینی کرده بود اگر جنگ چند سال دیگر ادامه داشته باشد، سالانه اقتصاد سوریه حدود ۴ درصد کوچک‌تر خواهد شد تا جایی که در سال ۲۰۲۰، به اندازه اقتصاد این کشور در سال ۱۹۹۰ عقبگرد دارد. از سال ۲۰۱۱ تمام بخش‌های تولید ناخالص سوریه با کاهش مواجه بوده و زیرساخت‌ها و بخش کشاورزی آسیب‌های شدیدتری را متحمل شده است.‌(1)
حجم ویرانی‌های عراق نیز در پی تجاوز آمریکا به این کشور به‌ حدی گسترده است که هیچ‌ آمار دقیقی درباره رقم خسارت تحمیل ‌شده به عراق وجود ندارد و پس از هر بررسی بر میزان خسارات آن افزوده می‌شود. با این حال اواسط سال‌گذشته «علی التمیمی» متخصص حقوق بین‌الملل اعلام کرده بود برآورد خسارت‌های آمریکا به عراق حدود  25 هزار میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. ارزیابی‌های بانک جهانی و دولت بغداد نشان می‌دهد ائتلاف نظامی مورد حمایت آمریکا برای شکست داعش در عراق خسارتی معادل 45 میلیارد دلار به زیرساخت‌های این کشور وارد کرده است. این ائتلاف نظامی خسارات زیادی به زیرساخت‌های عراق شامل مدارس، نیروگاه‌ها، منازل و سایر زیرساخت‌های غیرنظامی در این کشور وارد آورده است. بر پایه تحقیقات دولت عراق و کارشناسان بین‌المللی، بازسازی عراق 88 میلیارد و 200 میلیون دلار هزینه در پی دارد، چرا که تاسیسات زیربنایی استان‌های شمالی و غربی عراق شامل پروژه‌های آبرسانی، برق‌رسانی، مراکز بهداشتی و آموزشی و مراکز خدماتی طی 3 سالی که نیروهای دولتی با تروریست‌های داعش درگیر بودند، آسیب‌های جدی دیده است. 
این در حالی است که حیدرالعبادی، نخست‌وزیر وقت عراق حجم خسارت‌های وارد شده از سوی داعش به عراق را 100 میلیارد دلار تخمین زده بود. «ابو کلل» سخنگوی ائتلاف المواطن در مجلس نمایندگان عراق نیز در میانه جنگ با اشاره به هزینه‌های ناشی از نبرد با گروه تروریستی داعش در عراق و پیامدهای ناشی از آن، خسارت وارده به این کشور را بیش از 300 میلیارد دلار برآورد کرده بود. (2)
پر واضح است جبران خسارت‌های صدها میلیارد دلاری عراق و سوریه از توان و ظرفیت خود این کشور‌ها خارج است و به‌طور حتم این کشور‌ها برای بازسازی دست به سوی شرکا و همپیمانان خود از جمله ایران و روسیه دراز خواهند کرد. اگرچه دخالت نظام جمهوری اسلامی در سوریه و عراق صرفا در راستای اهداف اقتصادی نبوده است اما در برابر خدمات نظامی چندین ساله، انتظار دستیابی به امتیازات اقتصادی بویژه در مرحله بازسازی سوریه و عراق توقع بی‌جایی نیست. شرکت در طرح بازسازی این دو کشور می‌تواند اثرات بسیار مثبتی در رونق اقتصادی، صادرات، ایجاد اشتغال و تامین ارز کشور داشته باشد و از فشار تحریم‌ها بکاهد و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در غرب آسیا را مستحکم‌تر و عمیق‌تر کند. از طرف دیگر کشورهای سوریه و عراق نیز از شراکت با ما به عنوان یک شریک مورد اعتماد که این حسن اعتماد حاصل خون بیش از 3 هزار شهید به فرماندهی سردار بزرگ ایران شهید سلیمانی است، بهره لازم را در زمینه‌های خدمات فنی و تکنولوژیک و تجاری خواهند برد. ملت عراق و سوریه بخوبی به خدمات مخلصانه و مجاهدانه و بی‌بدیل سپاه قدس آگاهند، لذا این خدمات زمینه‌های لازم را برای نفوذ ژئواقتصادی ایران فراهم کرده است. پیوند و همگرایی اقتصادی محور مقاومت می‌تواند کشورهای این محور را به یک اقتصاد قدرتمند تبدیل کند. 
ابعاد دیگری از جمله خروج آمریکا از برجام و عدم انجام تعهدات کشورهای غربی و تداوم تحریم‌های نفتی و بانکی و... اهمیت تقویت روابط اقتصادی با کشورهای همسایه بویژه عراق و سوریه را دو چندان می‌کند. به عنوان مثال عراق به عنوان بازاری برای صادرات غیرنفتی ایران نقش پر اهمیتی در کاهش آثار تحریمی داشته است. سوریه نیز می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین مقاصد صادرات غیرنفتی ایران باشد. این زمینه وجود دارد که بتوان در بخش‌های اقتصاد استراتژیک عراق و سوریه سرمایه‌گذاری کرد. گذرگاه زمینی ایران – مدیترانه از جمله طرح‌های استراتژیکی است که می‌تواند در راستای بهره‌برداری تجاری جهت صادرات غیرنفتی ایران به ساحل مدیترانه مورد استفاده قرار گیرد. البته باید با چشم‌انداز خیلی وسیع‌تر به مسأله ژئواقتصادی محور مقاومت نگریست. ایران می‌تواند به دنبال سرمایه‌گذاری در بخش‌های حیاتی سوریه و عراق از جمله انرژی، مخابرات، معادن، کشاورزی و نفت، راه و شهرسازی باشد. مراکز نفتی تخریب شده سوریه در دیرالزور همچنین تاسیسات نفتی عراق در شمال و غرب کشور از جمله ظرفیت‌هایی است که می‌تواند از اهداف سرمایه‌گذاری باشد. اگر چه پروژه‌های تولید برق در سوریه قبل از جنگ توسط جمهوری اسلامی در دست اجرا بوده است اما پروژه‌های تولید برق توسط ایران در سوریه دارای اهداف ژئوپلیتیک نیز است، چرا که می‌توان از راه عراق، شبکه برق داخلی خود را به شبکه‌های برق سوریه و لبنان با هدف صدور برق اضافی کشور وصل کرد. ایران اکنون از نیروگاه‌های غرب کشور به عراق برق صادر می‌کند. از این رو باز گرداندن مناطق سوری همجوار با عراق به کنترل نظام اسد، به معنای امکان اجرای پروژه وصل شبکه برق ایران به شبکه‌های برق در شرق مدیترانه است. به همین دلیل تلاش‌های آمریکا برای بیرون راندن تشکل‌های شبه‌نظامی وابسته به ایران از مناطق شرق سوریه، تهدیدی جدی برای منافع اقتصادی ایران در سوریه به شمار می‌رود. 
اما ایران تنها کشوری نیست که باید برای ایفای نقشی محوری در بازسازی و سرمایه‌گذاری در بخش‌های استراتژیک اقتصاد سوریه تلاش کند، زیرا روسیه نیز به دنبال دستیابی به توافق‌هایی با نظام اسد در زمینه‌های بازسازی و راه‌اندازی پروژه‌های اقتصادی است و هم‌اکنون نیز در حال اجرای پروژه‌هایی در زمینه نفت و گاز و معدن در استان‌های حمص و دیرالزور است. این موضوع نشان می‌دهد ایران برای نفوذ ژئواقتصادی خود در عراق و سوریه رقبای پرقدرتی دارد که در تلاش برای به‌دست آوردن موقعیت و امتیازات اقتصادی هستند، لذا پیروزی در سوریه نباید در دایره حماسه‌سرایی‌های سیاسی و ایدئولوژیک محصور شود و موقعیت‌های ارزشمند اقتصادی که می‌توان از آن بهره برد از دست برود. نگاه واقع‌گرایانه این است که اگر از موقعیت سرمایه‌گذاری در زمینه اقتصادی در این کشورها غفلت شود، نتیجه ای جز از دست دادن دستاوردهای ایدئولوژیک مخلصانه فرزندان شهید این مرز و بوم در بر ندارد. نفوذ ژئواقتصادی می‌تواند پشتوانه‌های لازم برای حمایت از گروه‌های همسوی ایدئولوژیک و سیاسی با نظام جمهوری اسلامی در عراق و سوریه را فراهم کند و جایگاه آنان را در هرم قدرت کشورهای محور مقاومت ارتقا دهد. البته لازمه این رویکرد تغییر نگرش کلان اقتصادی دولت و مجلس شورای اسلامی است. متاسفانه دولت تاکنون نگاهی یک‌جانبه به غرب داشته است و از ظرفیت بهره‌مندی کشور از سایر نقاط جهان مثل اوراسیا، افریقا، آمریکای لاتین و همچنین کشورهای محور مقاومت غفلت کرده است. امید است با سرانجامی که برجام یافته، این ضرورت احساس و این تغییر رویکرد هر چه سریع‌تر عملیاتی شود، چرا که تاخیر در این زمینه، باختن میدان سرمایه‌گذاری در این کشورها به رقبا خواهد بود. 




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : اقتصاد- محور مقاومت- ژئوپلتیک - ژئواقتصاد ایران، روح اله اژدری،
لینک های مرتبط :
روح‌الله اژدری: ملی‌گرایی اقتصادی در جهان سابقه‌ای به قدمت تاریخ کشورهای قدرتمند امروز جهانی دارد. همه قدرت‌های بزرگ اقتصادی به پاس دخالت‌های دولتی به اقتدار رسیده‌اند و ترفند معمول آنها این بوده است که وقتی خود به اوج اقتدار اقتصادی رسیدند، نردبانی را که خودشان از آن بالا رفته‌اند واژگون کنند تا دیگران از این امکان برای ترقی و توسعه بهره‌مند نشوند. بنابراین اقدام به انتقاد از اصول ملی‌گرایی اقتصادی در جهان در واقع راهبرد بیرون کشیدن نردبان از زیر پای قدرت‌های رو به تقویت است. در مقابل، تبلیغ لیبرالیسم اقتصادی که حاصل آن چیزی جز یک بازرگانی نامتوازن به نفع کشورهای قدرتمند نیست، نوعی ملی‌گرایی اقتصادی از ناحیه قدرت‌های هژمونی غربی تلقی می‌شود. نمونه‌های متعددی از ملی‌گرایی اقتصادی را می‌توان در رفتار قدرت‌های هژمون مشاهده کرد. رویکرد جنس
 آمریکایی بخرید در لایحه محرک اقتصادی اوباما، اعلان جنگ تعرفه‌ای ترامپ به بسیاری از کشورها از جمله چین و اروپا، تزریق پول مالیات‌دهندگان در فرانسه و انگلیس به بانک‌هایی که معتقدند پول باید در داخل کشور مصرف شود، تقویت پرداخت وام‌های داخلی در کشور سوییس و حمایت دولت انگلیس از کالا و سرمایه ملی برای حفظ مشاغل برای کارگران انگلیسی نمونه‌های کوچکی از رفتارهای ملی‌گرایانه در حوزه اقتصاد کشورهای قدرتمند است. چین نیز با نمونه‌‌برداری از توسعه اقتصادی ببرهای آسیایی با 3 راهکار انجماد دستمزدها، دستکاری ارزی و مهندسی معکوس موفق به دستیابی به توسعه تکنولوژیک شده است. تقویت روابط بین قدرت‌های زمینی اوراسیا از طریق احیای جاده ابریشم در مقابل امتیازات دریایی قدرت‌های غربی، نمونه‌ای از رویکرد ملی‌گرایانه در اقتصاد چین به شمار می‌رود. روسیه نیز بعد از سال‌ها تلاش ناکام برای دستیابی به یک رابطه اقتصادی متقابل و متوازن با اروپا به سوی اوراسیا بازگشت. گرایش به اقتصاد مقاومتی یا ملی‌گرایی اقتصادی مخصوص کشور ما نبوده و نیست. به دلیل بحران‌هایی که تکانه‌های شدیدی را بر اقتصاد کشورها وارد می‌کند، بسیاری از کشور‌ها تلاش کرده‌اند به سوی مقاوم‌سازی اقتصاد خود حرکت کنند. جهانی شدن و ارتباط با اقتصاد جهانی یکی از مواردی است که اقتصاد کشورها را آسیب‌پذیر می‌کند. ضمن اینکه منعزل شدن و قطع ارتباط با جهان به هیچ عنوان جزو سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی نیست اما باید توجه داشت که ما هم از جهت ارتباط با اقتصاد جهانی، هم همان‌طور که کرونا نشان داد آسیب‌پذیر هستیم و هم از آنجایی که می‌خواهیم استقلال و عزت ملی و اسلامی‌مان را در روابط بین‌الملل حفظ کنیم مورد تهدید، تحریم و سوء‌نیت قرار داریم. لذا تاکید و تلاش مقام معظم رهبری در طول سال‌های گذشته در جهت‌دهی به رویکرد قوه مجریه و قوه مقننه در راستای مقاوم‌سازی اقتصاد و احیای روحیه ملی‌گرایی اقتصادی در دولت و ملت قابل ستایش است. اما متاسفانه ما در سال‌های اخیر با رویکردی در دولت و مجلس مواجه بوده‌ایم که رویکرد برون‌نگری در اقتصاد را دنبال کرده و همه ظرفیت کشور را معطل نتیجه دیپلماسی با غرب بر سر برجام کرده است که نتیجه آن حاصل جمع صفر بوده است. افراط در برونگرایی اقتصادی از یک طرف و چشم دوختن به سوی کشورهای غربی از طرف دیگر به عنوان تنها کشورهای دارای قابلیت شراکت برای حل مشکلات اقتصادی از جمله رویکردهای بازدارنده رشد و توسعه و تحرک اقتصادی کشور بوده است. وضعیت اقتصادی کشور در شرایط کنونی نیازمند تغییر رویکرد کلی مسؤولان کشور است به نحوی که قطار اقتصاد کشور بر روی ریل اقتصاد مقاومتی قرار گیرد و با فرماندهی جهادی و روحیه‌ای ملی‌گرایانه در این زمینه اقتصاد کشور را به تحرک واداشته و از رکود چند ساله خارج کند. 
مسؤولان و جریان‌های سیاسی باید از 2 موضوع مهم و تاریخی درس عبرت گرفته و در نظرگاه اقتصادی و سیاسی خود تجدید نظر کنند و به سوی غیرت ملی و وطن‌پرستی هوشیارانه بازگردند، بویژه جریان غرب‌گرا که عاشقانه و شیدا در طول سال‌های گذشته بر طبل غرب‌گرایی در سیاست و اقتصاد و فرهنگ کشور دمیده‌اند و کشور را معطل همکاری و همگرایی با غرب کرده‌اند. برجام که حاصل 6 سال فعالیت دیپلماتیک دولت غرب‌گرایان و اعتماد آنان به غرب و مذاکره با کدخدا بوده، سرانجامی جز حاصل جمع صفر برای کشور و مردم نداشته است. دولت تدبیر و امید با غرور و سرمستی از مذاکره‌گرایی با کدخدا دفاع می‌کرد و منتقدان را ترسان و لرزان و بی‌سواد معرفی می‌کرد. حل همه مشکلات کشور از تامین آب، این نعمت الهی منزول به مردم تا مسائل کلان اقتصادی را به مذاکره و نتیجه برجام مربوط می‌نمود. اما کدخدای دهکده جهانی که امروز در هجوم مرگ‌آور ویروس کرونا قرار دارد با غرور و سرمستی امید امیدواران برجام را ناامید و ثابت کرد که مشکل غرب و در راس آنها آمریکا با مردم ایران امری بنیادی و ایدئولوژیک است و آنها هم‌قسمند هیچ امتیازی به نظام جمهوری اسلامی ندهند بویژه امتیازی که به قدرتمند شدن نظام منجر شود، لذا اندیشه گرایش به غرب و تمنا داشتن از آنان در امور اقتصادی و سیاسی امری سوخته و باطل است و اگر هنوز کسانی در جمهوری اسلامی از آن دفاع کنند یا اساس نظام جمهوری اسلامی را قبول ندارند و نفوذی هستند یا افراد ساده‌لوحی هستند که فاقد شایستگی مناصب حکومتی در نظام اسلامی هستند و الحمد‌لله بخشی از آنان در انتخابات مجلس حذف شدند و راه حذف بخشی دیگر ان‌شاءالله صندوق رای در انتخابات ریاست‌جمهوری و شورا‌هاست که قوه مجریه و پارلمان‌های شهری و روستایی را نیز از این ناکارآمدی و فرسودگی نجات خواهد داد. اگر چه امید است بعضی از افراد صادقی که از این اندیشه دفاع می‌کردند به خود آیند و راه عزت و ملی‌گرایی اقتصاد مقاومتی را در پیش گیرند. 
اما عامل دوم که امروز از آن به عنوان یک نقطه عطف تاریخی در قرن 21 یاد می‌شود و تمام دنیا را درگیر کرده است، بحران کروناست. یکی از مواردی که طرفداران مذاکره و همگرایی با غرب از آن با آب و تاب یاد می‌کنند، پیوستن به نظام جهانی و عقب نماندن از کاروان توسعه جهانی است. اما در مقطعی که جهانی شدن با کدخدایی آمریکا طرفداران زیادی داشت و مخالفان را با انواع ابزارها سرکوب می‌کردند به یکباره کرونا، این ویروس ذره‌بینی همه معادلات را به هم ریخت و جهانی شدن و نظام جهانی را به چالشی سخت کشید تا مدعیان رهبری و کدخدایی دهکده جهانی را از ویترین گالری معرفی الگو برای جهان با فضاحتی بی‌نظیر به بیرون پرت کند و پشت پرده‌های این الگوی تباه شده را به جهانیان از زبان رئیس‌جمهور احمقش که نسخه تزریق مواد ضدعفونی‌کننده و وایتکس را برای مبارزه با کرونا می‌پیچد در منظر جهانیان قرار دهد. کرونا روابط اقتصادی نامتعادل و نامتوازن جهانی را متوقف کرد. همکاری‌های بین‌المللی را مختل کرد و کشورها را وادار کرد منافع ملی خود را بر منافع همپیمانان خود ترجیح دهند. این فرآیند سودمندی نظام جهانی را زیر سوال برد. پروژه جهانی‌سازی برون‌گرایی اقتصادی را برای توسعه لازم می‌داند. وقتی چرخه زنجیره تولید در جهان به واسطه بحران‌هایی مثل کرونا، جنگ و... مختل شود، قطعا مردم سراغ تولید‌کنندگان داخلی و ملی خواهند رفت. پس از کرونا پیش‌بینی این است که حتی در کشورهای سرمایه‌داری هم که اقتصادی وابسته به نظام جهانی دارند به رویکرد ملی‌گرایی اقتصاد مقاومتی توجه شود و صنایع غربی را وادار کند محصولات‌شان را بیشتر در داخل کشور خود تولید و توزیع کنند. به نظر می‌رسد فرآیند توسعه در کشورهای در حال توسعه در جهان بشدت تحت تاثیر آثار بحران کرونا بر اقتصاد جهانی و روند رفتار کشورهای توسعه‌یافته قرار خواهد گرفت و کشورها تلاش خواهند کرد به جای آنکه توصیه‌های توسعه‌ای سازمان‌های بین‌المللی مثل بانک جهانی و سازمان ملل را به‌کار بندند به رویکرد برنامه‌ریزی درون‌گرای ملی توجه کنند. در واقع کشورها با عبرت‌گیری از بحران جهانی کرونا، بازگشت به ملی‌گرایی اقتصادی را در اولویت قرار خواهند داد. کشور ما نیز هم از جهت روابطی که در چرخه اقتصادی با جهان داشته آسیب دیده و هم از تحریم ظالمانه‌ای که غرب 40 سال بر ملت تحمیل کرده، متحمل فشاری مضاعف شده است. اما به وضوح بر اهل فن واضح است خسارت ما خیلی کمتر از کشورهای مدعی قدرت اقتصادی برتر بوده و این ناشی از خوداتکایی‌ای است که سال‌ها رهبرحکیم انقلاب اسلامی با سیاست‌گذاری بر آن تاکید کرده‌اند و دولت‌ها هر چند ناکافی به آن اهتمام کرده‌اند. تاکید مستمر مقام معظم رهبری در طول این سال‌ها بر احیا و تقویت روحیه ملی‌گرایی در اقتصاد بین مردم و مسؤولان کشور بوده است. 
از سال 1378که مقام معظم رهبری سال‌ها را نامگذاری کرده‌اند، 13 سال را با تاکید بر تقویت روحیه ملی‌گرایی و انجام کار جهادی در حوزه اقتصاد نامگذاری کرده‌اند که دقت در این نامگذاری‌ها بسیار روشنگر است؛ «1380 سال اقتدار ملی و اشتغال‌آفرینی- 1387سال نوآوری و شکوفایی- 1388حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف- 89 سال همت مضاعف و کار مضاعف- 90 سال جهاد اقتصادی- 91 سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی- 92 سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی- 93 سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی- 95 سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل- 96 سال اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال- 97 سال حمایت از کالای ایرانی- 98 سال رونق تولید و 99سال جهش تولید».
امیدواریم کرونا و برجام فانوس دریایی سیستم لیبرال- دموکراسی غربی را برای غرب‌گرایان وطنی خاموش کند و ملت، دولت و مجلس ما نیز با عبرت‌گیری از برجام و کرونا هر چه بیشتر و سریع‌تر به سوی ملی‌گرایی اقتصاد مقاومتی بازگردند. اگر روحیه ملی‌گرایی و جهادی هم در مردم و هم مسؤولان تقویت شود، جهش تولید اقتصادی مورد نظر رهبر حکیم انقلاب اسلامی اتفاق خواهد افتاد. اشتغال‌آفرینی، نوآوری علمی و فناوری، همت و کار مضاعف، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، تقویت روحیه و مدیریت جهادی، اقدام و عمل فراتر از تبلیغ و سخنرانی و همایش‌های بدون نتیجه، حمایت از کالای ایرانی از ناحیه مردم، تامین منابع ملی برای رونق و جهش تولید و مبارزه مستمر و بدون ملاحظه با مفسدان اقتصادی از جمله کارهای مهم ملی‌گرایانه و وطن‌پرستانه‌ای است که قاطبه مسؤولان و مردم باید برای تحقق یک ایران آباد، آزاد و سربلند بدان اهتمام داشته باشند. قطعا همان‌طور که ما با تلاش و کوشش جهادی در حوزه نظامی به یک قدرت جهانی در توانمندی تجهیزات دفاعی رسیدیم و پس از آن توانستیم با تلاش جهادی و مومنانه و غیرتمندانه شهدای بزرگی چون سردار شهید قاسم سلیمانی نفوذ ژئوپلیتیک خود را در غرب آسیا تقویت کنیم، نیازمند این هستیم که با تقویت اقتصاد ملی در تلاش باشیم حوزه نفوذ ژئواقتصاد خود را در منطقه اوراسیا، آفریقا، آمریکای جنوبی و سایر نقاط جهان گسترش دهیم. این کار نیازمند مردان بزرگی چون قاسم سلیمانی‌ها در اقتصاد است که سمبل شرف، غیرت، عزت و همت ملی و اسلامی باشند.




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : اقتصاد مقاومتی - ملی گرایی- کرونا- برجام، روزنامه وطن امروز،
لینک های مرتبط : روزنامه وطن امروز،




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

این ویلاگ مروج ومدافع تفکر اصولگرای پایبند به اسلام ناب، امام ، شهدا، و رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت العظمی امام خامنه ای است. واز اصول اسلام، انقلاب،آرمان شهدا،وراه امام و رهبری دفاع می نماید. وابسته به هیچ گروه یا جریان سیاسی نیست . ( استفاده از مقالات با ذکر منبع و نام نویسنده بلامانع است )
مدیر وبلاگ : روح الله اژدری
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic